تهمينه ميلاني كارگردان سينماي ايران، ساخت فيلمهاي آموزشي را براي كودكان ضروري دانست و گفت: هيچ كس ترديدي در زمينه تأثيرات بسيار فيلمهاي آموزشي در زمينه تربيت كودكان و نوجوانان ندارد.
به گزارش پارس توریسم وبه نقل از ستاد خبري جشنواره فيلم رشد، تهمينه ميلاني كارگردان سينماي ايران، ساخت فيلمهاي آموزشي را براي كودكان ضروري دانست و گفت: هيچكس ترديدي درزمينه تأثيرات بسيار فيلمهاي آموزشي در زمينه تربيت كودكان و نوجوانان ندارد. اين كارگردان سينماي ايران با اشاره به اين كه فيلمهاي آموزشي نقش قابلتوجهي در زمينه تأثيرگذاري بركودكان دارند، گفت: با فيلمهاي آموزشي كودكان و نوجوانان با حقوق خود آشنا ميشوند. ميلاني كه چند سال پيش فيلم «ميترسم پس دروغ ميگويم» را به سفارش يونيسف درباره علل دروغگويي كودكان ساخته است، درباره اين فيلم گفت: اين فيلم تأثيرات بسياري داشت و كارشناسان جشنواره فيلم رشد از آن استقبال خوبي كردند و از فيلم خوششان آمده بود. وي با اشاره به اين كه قرار بود قسمت دوم و سوم اين فيلم نيز ساخته شود، عنوان كرد: وجود برخي مشكلات مانع ساخت اين قسمتها شد. فيلم «ميترسم پس دروغ ميگويم» كه به علل دروغگويي كودكان پرداخته ميشود، آتيلا پسياني، نگين صديقگويا، نيلوفر خوشخلق، حامد بهداد، ماهچهره خليلي، مهدي امينيخواه، سحر ذكريا، مهناز افشار، مريم كاظمي، ناهيد مسلمي و ژاله شعاري و 30 نفر دانشآموز مدرسه گيو به ايفاي نقش ميپردازند. چهلمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم رشد با هدف ايجاد نوآوري، خلاقيت، بالا بردن سطح كيفي فيلمهاي آموزشي، فرهنگي، تربيتي و اجتماعي و ايجاد فرصت و انگيزه براي فيلمسازان، نويسندگان و هنرمندان در زمنيه ياد شده و به منظور توسعه آموزش و فرهنگ مدارس با بخش تخصصي فرهنگيان و دانشآموزان فيلمساز از هفتم تا چهاردهم آبان ماه در تهران برگزار ميشود.
+
نوشته شده در یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 15:8  توسط
|
تهمینه میلانی کار گردان سینما که به تازگی از جشنواره فیلم شانگهای برگشته است استقبال از فیلم تسویه حساب دراین جشنواره را فوق العاده خواند .
میلانی که در طول سفرش به چین دراکسپوی شانگهای نیز حضور یافته بود در ،، گفت وگو با پارس توریسم ،اکسپوی شانگهای را عظیم وخارج ازتصور توصیف کرد وگفت :اکسپوی شانگهای واقعا بی نظیرو بزرگ بود وما فقط توانستیم از دوغرفه دیدن کنیم .
وی ادامه داد: به عنوان مثال برای غرفه آلمان باید 4ساعت در صف می ایستادیم
میلانی که با فیلم تسویه حساب در جشنواره شانگهای حضور یافته بود بااشاره استقبال مردم چین از این فیلم گفت : درزمان نمایش این فیلم ،سالنهای نمایش مملو از تماشاگر بود وتماشاگران به شدت فیلم را تشویق می کردند .و معلوم بود از فیلم خوششان آمده است .
فیلم تسویه حساب تهمینه میلانی از میان 3200فیلم به عنوان یکی از 16 فیلم بخش مسابقه جشنواره معتبر شانگهای انتخاب شده بود.
+
نوشته شده در یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 9:45  توسط
|
«تهمينه ميلاني» كه با فيلم «تسويه حساب» در جشنواره فيلم شانگهاي شركت كرده بود، با بدرقه محمد صفري به ايران بازگشت.
«محمد صفري» سفير ايران در چين در آخرين لحظات حضور ميلاني در چين، اين كارگردان سينما را ملاقات كرد.
براساس اين گزارش، تهمينه ميلاني كه با فيلم «تسويه حساب» به همراه بازيگران و تهيهكننده فيلمش در جشنواره شانگهاي چين شركت كرده بود، با بدرقه صفري راهي ايران شد.
به گزارش فارس، «تسويه حساب» از بين 20 فيلم متقاضي شركت در جشنواره شانگهاي پذيرفته شد و مورد استقبال مخاطبين نيز قرار گرفت.
جشنواره فيلم شانگهاي 20 ژوئن (30 خرداد) به كار خود پايان داد. تهمينه ميلاني «تسويه حساب» را سال 83 كارگرداني كرده است و در اين فيلم مهناز افشار، لادن مستوفي، السا فيروزآذر، بهاره افشاري، اكبر عبدي، سياوش تهمورث و حامد بهداد به ايفاي نقش پرداختند.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: «تسويه حساب» نقدي اجتماعي است در مورد آسيبهاي اجتماعي، به ويژه در ميان زنان و علل بزهكاري آنها.
+
نوشته شده در یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 9:27  توسط
|
1- چندي پيش «تسويهحساب» را در يكي از سينماهاي تهران ديدم. فيلم داستان دختراني را روايت ميكند كه از خانه مادر و پدر خويش فراري و گريزان بوده، با انواع دردها و رنجها دست و پنجه نرم كرده و چند صباحي طعم زندان را چشيدهاند. آنها، پس از آزادي از زندان، در منزلي گرد هم ميآيند و با يكديگر عهد و پيمان ميبندند كه از مردان انتقام بگيرند. از اينرو، دختران جوان بر سر راه مردان قرار ميگيرند و شكارهاي خود را از ميان مرداني انتخاب ميكنند كه ميخواهند از دختران جوان سوءاستفاده و به همسرانشان خيانت كنند. آنها با تهديد و آزار و اذيت جسمي و اخذ وجه قابل توجهي، به زعم خويش، مردان را متوجه كار ناپسندشان كرده، رها ميكنند... به نظر ميرسد فيلمساز ميكوشد دختران و خانوادههايي را به تصوير بكشد كه با مشكلات فرهنگي، معيشتي، اجتماعي فراواني دست و پنجه نرم ميكنند؛ فقر و فاقهاي كه تا عمق استخوان نفوذ ميكند و خانوادهها را متلاشي ميكند. «تسويهحساب» در عين حال مرداني را نشان ميدهد كه فارغدلانه به همسر و خانواده خويش خيانت ميكنند. ميتوان چنين انگاشت كه غرض از ساختن فيلم برآفتاب افكندن اتفاقاتي است كه زير پوست شهر جريان دارد و احتمالاً بسياري از ما از آنها غافليم و چنين تلنگرهايي براي آشنايي عميقتر و جامعالاطرافتري با آنچه پيرامون ما ميگذرد مفيد فايده است. اما قصه به همين جا ختم نميشود. بغضهاي فروخوردهشده و كينههاي ستبر دختران قربانيشده مجالي براي بروز ميخواهند؛ از اينرو دست به تسويهحساب ميزنند... به بهانه برخي مطالب مطرحشده در فيلم، ميكوشم از منظر اخلاقي به برخي نكات در ذيل اشاره كنم. 2- بنا بر آموزههاي مكتب فايدهگرايي كلاسيك، در سنت فلسفه اخلاق، كه جرمي بنتام و جان استوارت ميل از قهرمانان آنند، بيشينه شدن فايده و كمينه شدن درد و رنج بيشتر افراد جامعه قوامبخش كنش و داوري اخلاقي موجه است. اينكه «راستگويي خوب است»، «كمك كردن به ديگران خوب است» و... گزارههايي هستند كه به لحاظ اخلاقي موجهاند، از اينروست كه صدور اين افعال متضمن بيشينه شدن فايده و كمينه شدن درد و رنج براي اكثريت افراد جامعه است. از سوي ديگر، اگر «آسيب رساندن به ديگران مذموم است» قابل قبول است، به اين دليل است كه بيشينه شدن درد و رنج را براي اكثريت افراد جامعه در پي دارد. در ميان فايدهگرايان، فايدهگرايان قاعدهمحور بر اين باورند كه اگر فعلي به صورت قاعدهاي در سطح جامعه درآيد و صدور آن موجب بيشينه شدن درد و رنج و كمينه شدن فايده براي اكثريت افراد شود، فعل مذكور فعلي غيراخلاقي و ناموجه خواهد بود. از سوي ديگر، اگر قاعدهمند شدن يك فعل در سطح جامعه متضمن حداكثر شدن فايده و حداقل شدن درد و رنج بيشترين افراد جامعه شود، صدور آن فعل از جانب كنشگران اخلاقي موجه خواهد بود. حال، با مدنظر قرار دادن ملاك يادشده، ميتوان دريافت اگر كنش گروه دختران «تسويهحساب» به صورت قاعدهاي در سطح جامعه درآيد، چه آثار و نتايج مخرب و زيانباري در پي خواهد داشت. فرض كنيد، به جاي يك گروه چهارنفره، 200 گروه متشكل از قربانيان تشكيل شود؛ گروههايي كه براي احراز حقوق ضايعشده خويش بر آن باشند كه از ساير شهروندان انتقام بگيرند. در عين حال، برخي از اين گروهها متشكل از پسران قربانياي خواهند بود كه با توجه به قدرت جسماني بيشتر، لطمات جبرانناپذيرتري بر جاي خواهند گذاشت. در آن صورت، چه بر سر انسانهايي كه در اين جامعه زندگي ميكنند خواهد آمد؟ به تعبير مشهور، در چنين جامعهاي ديگر سنگ روي سنگ بند نميشود. مدلول اين سخن اين است كه تمسك جستن به چنين راهكارهايي براي احقاق حقوق ازدسترفته، قوياً غيراخلاقي است و ناموجه؛ بگذريم از اينكه دختران «تسويهحساب» مرداني را مسوول ناكاميها و بدبختيهاي خود ميانگارند كه نسبتي با گذشته آنها نداشتهاند. بدون ترديد، رفتار مردان «تسويهحساب» غيراخلاقي و ناموجه است و به تعبير كانت، متضمن خوارداشت و نفي كرامت انساني است، اما واكنش دختران متناسب با كنش غيراخلاقي مردان نيست. به همين سبب است كه اخلاقاً نميتوان با دختران قرباني همدلي كرد بلكه تنها ميتوان بر نگونبختي آنها گريست و بر ايشان ترحم آورد. 3- به تصوير كشيدن چنين چهرههايي از زنان در «تسويهحساب»، برخلاف آنچه ممكن است به ذهن برخي متبادر شود، با قرائتي از فمينيسم كه براي روزگار كنوني ايران ما كارآمد است نسبتي ندارد. بخش قابل توجهي از فمينيستها در پي به دست آوردن حقوق ازدسترفته زناناند، نه ترسيم چهرهاي خشن از آنها يا دفاع از زناني كه به حقوق مردان تعرض ميكنند. فمينيستها در پي تخفيف و پايمال كردن حقوق بنيادين مردان نيستند بلكه از حقوق بنيادين زنان و مردان توامان دفاع ميكنند. عموم فمينيستها بغضهاي فروخورده شده را محمل مناسبي براي تسويهحساب و انتقام گرفتن از ديگران نميدانند. چه مردان به اين عمل مبادرت ورزند و چه زنان، هر دو مورد خطاست. اگر قرار است ايدههاي فمينيستي به تصوير كشيده شود و به جان مخاطبان «تسويهحساب» بنشيند، اين مهم ميتواند در قالبي دقيق، غيرشعاري و سنجيدهتر انجام شود. 4- به ياد ميآورم كه در ايام تحصيل در انگلستان، يكي از فيلمسازان زن مشهور معاصر، براي نمايش و نقد و بررسي يكي از فيلمهايش به دانشگاه ما آمده بود. پس از اتمام جلسه، فرصت گفتوگويي دست داد. نظر ايشان را درباره «دو زن» و ديگر آثار خانم تهمينه ميلاني جويا شدم. در پاسخ گفتند: خانم ميلاني براي ساختن فيلمهايشان زحمت زيادي ميكشند، اما اشكال كار در اينجاست كه انتقادهايشان به مردان و سلوك ايشان در تنظيم مناسبات و روابط با زنان در محيط خانواده و جامعه آيينه تمامنماي واقعيت نيست. مردان امروز را، كه پسرهاي ديروزند، زنهاي همين جامعه و در فضاي همين خانوادهها تربيت ميكنند. اگر مادرها ميان تربيت دختر و پسرشان تفاوتي قائل شوند، كه ميشوند، همين پسرها فردا و پسفردا همسر و پدر ميشوند. اگر نقصاني در كار همسران و پدرهاي امروز ميبينيم، بخشي از آن برآمده از نحوه تربيت مادران آنها در گذشته است. ايشان تاكيد ميكرد اكنون كه چنين است، هيچ فيلمساز زني، هنگام به تصوير كشيدن معضلات، نبايد تنها به بخشي از آنچه در جامعه ميگذرد توجه كند و بر روي بخش ديگري از واقعيت چشم بپوشد. انتقادهاي تند و گزنده را در اين ميان تنها متوجه مردان كردن به اصلاح و تنبهي نميانجامد و بار ما را بار نميكند. اي كاش كارگردان محترم «تسويهحساب» در ملاحظه مشفقانه همكار خويش به ديده عنايت بنگرند و آن را به كار بندند. جامعه در حال گذر ما مشكلات فرهنگي - اجتماعي فراواني دارد. بيشك فيلمسازان در عداد ديگر كنشگران فرهنگي نظير شاعران، رماننويسان و... ميتوانند، با به تصوير كشيدن هنرمندانه آنچه پيرامون ما ميگذرد، نقش مهمي در ارتقاي آگاهي عمومي شهروندان ايفا كنند. قرائتي از فمينيسم و نگاه فمينيستي به كار ما ميآيد كه بر احقاق حقوق پايمالشده زنان انگشت تاكيد مينهد، نه نگاهي كه در پي تسويهحساب با مردان است. صورتمساله را تغيير دادن و به ريشهها و علل نپرداختن و تنها نيمي از جمعيت را در موضع اتهام نشاندن و قرائتي ناكارآمد و غيررهگشا از فمينيسم را به تصوير كشيدن وافي به مقصود نيست و گرهي از كار ما نميگشايد.
+
نوشته شده در شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 15:16  توسط
|
محمد تاجیک -هفته نامه پنجره:حالا همه می دانند که اکران هر فیلمی از خانم تهمینه میلانی با واکنشهای تند و منفی اغلب منتقدان سینمایی مواجه می شود به خصوص تسویه حساب که واکنشهای شدیدتری را نسبت به فیلم در پی داشت .
ولی میلانی و فیلمهایش همیشه طرفداران خاص خودش را داشته برای همین است که فیلمهایش به خصوص فیلمهای اخیرش از استقبال نسبی مردم برخوردار شده وحتی جزو پر فروشترین فیلمهای سال شده اند .
اتفاقا نکته جالبی که باید حتما به آن اشاره کرد این است مردمی که به استقبال فیلمی مثل تسویه حساب می روند اتفاقا از بخشهایی از فیلم استقبال می کنند که منتقدان با آن مشکل دارند صحنه ها وبخشهایی که منتقدان معتقدند شعاری ،اغراق شده وغیر واقعی است .
من تسویه حساب رااولین بار چند سال پیش و در یک جمع خصوصی دیدم واکنش دوستان محدودی که در آن جمع بودند همانطوری بود که پیش بینی می کردم. بعدها وقتی با پخش کننده فیلم که از پخش کننده های مطرح وحرفه ای سینمای ایران است صحبت کردم او معتقد بود تسویه حساب فروش بسیار خوبی خواهدکرد البته من چندان به این حرف پخش کننده فیلم اعتماد نکردم تا اینکه گذشت وفیلم تسویه حساب را با تماشاگران در جشتنواره فیلم فجر دیدم .
این فیلم دیدن با تماشاگران دقیقا همزمان بود بااکران فیلم برای منتقدان ومطبوعاتی ها در سالن سینمای مطبوعات.واقعا مردمی که در جشنواره به تماشای این فیلم آمده بودند استقبال عجیبی از فیلم می کردند . صحنه هایی از فیلم را که منتقدان با حالت تند انتقادی از آن صحبت کرده بودند را می دیدم که با واکنش مثبت تماشاگران مواجه می شد .
/ اعتراض دربرابر نابرابری ها/
برای اینکه بتوان این کار گردان مطرح سینمای ایران را بهتر درک کرد باید برخی از حرفهای او رااز دوران کودکی تا به امروز شنیدتا متوجه شد چرا چنین نگاهی در فیلمایش دارد وچرا با چنین نگاهی مردم به استقبال فیلمهایش می رود .او در سالها قبل در مصاحبه ای گفته : تا حداقل نگاه منصفانه تری از بدو تولد ، من زن به دنيا آمدم و در هر مرحله از زندگيم ،اجحافات را نسبت به اين جنس احساس ميكردم نه اين كه خانواد بدي داشته باشم ، نه ولي با وجود خانواده نسبتا روشنفكر، باز هم فرق بين برادرانم و خواهرانم را احساس ميكردم ، منظور حقوق انساني و اجتماعي است.
من آن موقع فيلم نميساختم ولي اعتراض ميكردم و بعدها كه بزرگتر شدم در كلوپهاي روزنامه نگاري نقاشيها، تئاتر، موسيقي و... در مدرسه شركت ميكردم و به ويژه در داستانهاي كوتاهي که مينوشتم و يا شعري ميگفتم كه در مورد اين نابرابري بود. .
ميلاني در صحبتهای خود گفته که : وقتي ديپلم گرفتم قاطعانه به خانواده اعلام كردم كه ميخواهم كارگرداني بخوانم و آنها هم قاطعانه مخالفت كردند!. من سال 57 ديپلم گرفتم و هنوز انقلاب نشده بود و از نظر خانوادهي من محيط سينما فاسد بود . در كنكور سراسري در رشته مهندسي برق قبول شدم ولي اين رشته را دوست نداشتم، بنابراين انصرف داده، رشته معماري را دنبال كردم كه هم يك رشته فني بود و هم هنري، در واقع من هرگز به طور كلاسيك سينما نخواندم و تكنيكهاي اين هنر را تجربي آموختم با همكاري استادم آقاي مسعود كيميايي در كارگاه آزاد فيلم ، به ويژه 4 سالي كه دانشگاهها به خاطر انقلاب فرهنگي تعطيل شد موقعيت خوبي شد كه به جاي احساس بطالت در خانه، كنار استادان بزرگ ديگري كه به كارگاه آزاد فيلم رفت و آمد داشتند كسب دانش كنم.
كارگاه آزاد فيلم دفتر بزرگي بود كه قرار بود سينماگران پيشرو زمان قبل از انقلاب در آنجا فيلم بسازند از جمله آقايان كيميايي ، مهر جويي ،بيضايي ، نادري و ... علاوه بر اين به خاطر ارتباط گستردهي آقاي كيميايي با انديشمندان من اين شانس را داشتم كه سوالات فلسفي خودم را از آقاي باقر پرهام، سوالات تاريخي و ادب را از محمد علي سپانلو، هوشنگ گلشيري، احمد شاملو و ... بپرسم. حقيقتا آنجا براي من يك دانشگاه بود، من واقعا زن خوش شانسي بودم.خوش شانس و پر تلاش.
/کشمکشهای همیشگی با منتقدان/
همچنین این را باید گفت که کشمکش و جدل میان منتقدان وخانم میلانی تنها مربوط به امسال یا فیلم تسویه حساب نبوده است .البته این که فیلم تسویه حساب نسبت به فیلمهای قبلی این کار گردان با واکنشهای تندتری مواجه شده درآن هیچ شکی نیست ولی باید گفت حتی فیلمی مثل دوزن که از نظر همین منتقدان به عنوان بهترین فیلم میلانی شناخته می شود در زمان خود نیز با واکنش تند منتقدان مواجه شد .اتفاقا در یکی دو سال اخیر من در نقدهای بسیاری که برفیلمهای میلانی می خوانم با نقدهای قابل توجهی مواجه می شوم که معتقدند فیلمی چون نیمه پنهان هم از فیلمهای خوب خانم میلانی محسوب می شود .در حالی که جالب است بدانید همین فیلم درزمان نمایش خود با واکنشهای تندی از سوی منتقدان مواجه شد مثلا آقای خسرو دهقان در در همان زمان درباره فیلم گفته: در اين فيلم فمينيسم خيلي پيش پا افتاده و در حد جيغ و داد است، اما در آن سوي جهان فمينيسم با چپ همسو شده است.
یا هنوز مجادله لفظی رضا درستکار با خانم میلانی در حوزه هنری بر سر فیلم نیمه پنهان در ذهنها مانده است .یا درزمان فیلم واکنش پنجم تهمينه ميلاني با حضور دریک ميزگرد در پاسخ به سوالی كه بسياري از منتقدين ميگويند مردهاي جامعهي شما بد هستند، آيا هيچ وقت خواستيد نشان دهيد چرا اين مردها بد هستند؟ حرفهای تندی برعلیه منتقدان می زند ومی گوید : اكثر منتقدين خودشان مردهاي بدي هستند و خود را ميبينند و زجر ميكشند. من نميگويم حاج صفدر، حسن، پدر در ”بچههاي طلاق”، بد هستند، من ميگويم اينها حاصل يك جامعهي نابهنجار هستند؛ خودشان هم عاجزند و گير كردهاند.
یا سالها قبل در نشستی خبری که براي واكنش پنجم برگزارشد ميلاني تمامي اتهاماتي كه دراين سالها به او در زمينه دفاع افراطي از زنان وارد شده را رد كرده و حتي به طور تلويحي، خبر از ساخت فيلمي ميدهد كه دربارهي مرد دموكراتي است كه زنش از او سوء استفاده ميكند!شاید باور نکنید ولی اين حرفها را خانم ميلاني زده بود. فيلمسازي كه زماني محمدرضا شريفي نيا درباره او گفته بود خانم ميلاني معتقد است كه زن در فيلم من نبايد كتك بخورد ولي با كتك خوردن مردها مخالفتي ندارد!
/میلانی وفمینیستهای افراطی/
ميلاني فیلمسازی است که برخلاف نظر منتقدان همیشه و از سالهای قبل در صحبتها واظهار نظر های خود عنوان کرده كه هيچ دشمني با مردان يا طرفداري ويژهاي از زنان ندارد و همواره قصد داشتهاست در فيلمهايش به مضامين انساني بپردازد و تنها راجع به زن است او اگرچه بارها متهم به فمينيست بودن ميشود ولي به گفته خودش هزار ميليون بار، گفته كه فمينيسم با مجموعه قواعد، قوانين و مذهب جامعه ما نميخواند و تعريف پيچيدهاي دارد. كارگردان فيلمهايي چون "دو زن" و "نيمه پنهان" دراین سالها حتي به فمنيستهاي افراطي نيز اشاره كرده بود كه ميگويند ما، جامعهي بدون مرد ميخواهيم!.
/تفکر میلانی عوض نمی شود/
حتی چند سال پیش که با ساخت سه گانه هایش ،شخصیت فرشته در دیگر فیلمهای او حضوری نداشت ودر واقع فرشته هاي او تمام شده بود ولي به او به منتقدان خود نويد ميداد كه تفكر او همچنان عوض نشده و در فيلمهاي ديگرش ادامه پيدا ميكند! منتقداني كه هم زمان بااکران فیلمی مثل واكنش پنجم ميلاني آنها را حاج صفدرهاي امروزي (شخصيت اصلي فيلم واكنش پنجم با بازي جمشيد هاشم پور )خوانده بود.
/منتقدان یاری رسان فیلمهای میلانی/.
از سویی دیگر ذکر این نکته ضروری است که چالشها وجدلهای همیشگی تهمینه میلانی با مخالفان ومنتقدان فیلمش جزیی از جذابیتهای فیلمهای او محسوب می شود .همانطور که کشمکش بین شخصیتهای هر فیلمی عتنصر اصلی در جذاب شدن آن فیلم است حالا می توان گفت همین کشمکشها باعث ترغیب تماشاگر و حتی پرفروش تر شد فیلمهای او شده است . در نظر بگیرید اگر این همه واکنش و اظهار نظر درباره این ساخته میلانی صورت نمی گرفت هیچ نوع انگیزه ای در تماشاگر برای تماشای تسویه حساب به وجود نمی آمد ودر واقع منتقدان با نقدهای تند خود یاری رسان اصلی فیلم خانم میلانی هستند .به ياد دارم در زمان ساخت فيلم «واكنش پنجم» وقتي قرار شد جمشيد هاشمپور نقش شخصيت «حاج صفدر» را بازي كند، با خنده ميگفت: زنها بعد از اين فيلم با ديدن من در خيابان مرا تكهپاره ميكنند، اما من گفتم زنها حتما بعد از اين نقش شما را بسيار دوست خواهند داشت و همين اتفاق افتاد.
/مردهایی که می شود درک کرد/
نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است بر خلاف بسیاری از منتقدان فیلمهای میلانی ،طرفداران او همیشه دغدغه های اورا درک می کنند اگر از نظر منتقدان مردها در فیلمهای میلانی همیشه بد به تصویر کشیده شده اند از نظر میلانی همان مردان معلول اين جامعه هستند مردانی که به اعتقاد این کار گردان نميتوان به آنها حق داد، فقط ميشود آنها را درك كرد .
یا او همیشه تعجب کرده که چرا هر وقت فيلم ميسازد آن را به كل جامعه تعميم ميدهند ومعتقد است که نباید این را به همه جا معه تعمیم بدهند .
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 21:40  توسط
|
دریچهای که تهمینه میلانی از آن به سینما نگاه میکند شاید تنها خصوصیتی باشد که بتوان براحتی امکان سخن گفتن درباره آن را متصور بود و کنکاش هر چند اجمالی در آن را معقول و مفید فایده دید. نوع نگاه میلانی به سینما فارغ از غنی بودن یا نبودن یا درست بودن یا نبودنش حداقل این خاصیت را دارد که مختص خود او است. جالب اینکه به ظن این قلم استانداردترین کار او چه در زمینه فروش در گیشه و چه از حیث اصول زیباییشناسی حداقلی سینمایی، «آتشبس» است. جالب توجه بودن این موضوع زمانی معنا مییابد که در نظر داشته باشیم دورترین فیلم از فضای فیلمسازی میلانی همین «آتشبس» است. نوع نگاه میلانی به مقولهای تحت عنوان زنانگی و مردانگی و متعاقب آن نحوه تعریف به تصویر کشیدن این نوع تعاریف در سینمایش و البته خصوصیاتی که به عنوان نکات مثبت و منفی زنانه و مردانه معرفی میشود و تعارض و کلنجاری که میان این دو وجود دارد (از زاویه نگاه میلانی) در «آتشبس» به طرز غریبی با آرامش و تعادل و تعقل بیشتری بیان شد تا جایی که به ظن این قلم میتوان این فیلم را به عنوان موفقترین فیلم در دوره فیلمسازی میلانی در نظر گرفت. این را از این باب مطرح کردم که در نظر داشته باشیم روالی که میلانی در پیش گرفته بود با رسیدن به ایستگاه «آتشبس» به نقطه قابل درکتری رسید ولی با ساخت «سوپراستار» و حالا «تسویه حساب» (تقدم و تاخر با احتساب نوبت اکران و نه نوبت تولید) بازگشتی داشته به دنیایی که از او میشناختیم؛ دنیایی که شاید هیچوقت از آن فاصله نگرفته بوده است (مشخصههای تازهای که بیشتر ناشی از تعادل در کارش بوده اینطور القا میکرده است)، دنیایی که شاید خود میلانی بیشترین دلبستگی را به آن دارد و نه کس دیگری.
دوم:
طبق سیاق چند فیلم اخیر میلانی بررسی معضلات و مشکلات مبتلا به اجتماع ایران با گرایش آسیبهای مبتلا به زنان و دختران ایرانی محل بحث فیلم اخیر تهمینه میلانی است اما نکته اساسی در این میان و فارغ از اینکه نوع نگاه و زاویه دید میلانی به این موضوعات مورد تایید این قلم باشد یا خیر (که البته در این نوشته محلی از اعراب ندارد)، باید پذیرفت «تسویه حساب» میلانی چندان شباهتی به تسویه حسابهای سینمایی ندارد و جدای از مساله توقیف شدن و رفع توقیفشدنش، مایه چندانی برای بحث و تحلیل در دل ندارد، چرا؟ تهمینه میلانی برای تهیه فیلمنامه کار اخیرش تحقیقات میدانی وسیعی حول و حوش موضوعات مورد علاقهاش داشته و برای درک درست این مشکلات هم سراغ آسیبدیدهها رفته و هم روانشناسانی که سعی کردهاند اثرات این آسیبها را کاهش دهند اما در کنار تمام این تلاشها در جهت رسیدن به نتایجی درخور یک تحقیق میدانی درست و درمان (درباره نتایج آن در ادامه خواهم گفت) برای پرداخت و پرورش موضوعات غیر قابل انعطاف یا با تعبیری بهتر زمخت و نخراشیده و البته جلا نخورده و رسیدن به فیلمنامهای درخور برای بیان سلیس موضوعات مدنظرش در قالب سینمای داستانی با ابزار داستانپردازی، انرژی زیادی را صرف نکرده یا رمقی برایش باقی نبوده که مصروف رسیدن به این نتیجه کند. این داستان درباره کارگردانی و پرداخت تصویری فیلم و بازی گرفتن از بازیگران و حتی در سادهترین شکل آن دکوپاژ صحنههای خارجی (بشدت) و داخلی (با شدت کمتر) صادق است.
+
نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 0:59  توسط
|
«سال 59 وقتی میخواستم «خط قرمز» را بسازم، دختری با دستهای چسبی در حالی که اعلامیه چسبانده بود با دسته گلی در دست به سراغم آمد. او کمکم در سینما همه چیز را یاد گرفت؛ از کار با آپارات تا تدوین، فیلمسازی و...». این روایت مسعود کیمیایی از ورود کارگردان پرحاشیه این سالهای سینمای ایران، «تهمینه میلانی» به سینماست. میلانی که در آن سالها و با بسته شدن دانشگاهها حضور در جلسات شعرخوانی و نمایش فیلم بخش اصلی فعالیتهایش شده بود، در یکی از این جلسات با مسعود کیمیایی آشنا شد و توانست نظر موافق او برای حضور در جایگاه دستیاری برای اداره کارگاه آزاد فیلم را جلب کند. میلانی پس از چند سال حضور در کارگاه آزاد فیلم و در عنفوان جوانی بار دیگر نظر مساعد مسعود کیمیایی را به سوی خود جلب کرد تا در فیلم «خط قرمز» و در جایگاه منشی صحنه نخستین حضور رسمی خود در سینمای ایران را به ثبت برساند. در همین ایام مشغولیت در فعالیتهای سینمایی و با باز شدن دانشگاهها، میلانی در کنار کار در کارگاه آزاد فیلم به ادامه تحصیل در رشته معماری پرداخت و موفق به اخذ مدرک مهندسی از دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران شد. او اما به بهانه تحصیل سینما را فراموش نکرد و به آرامی حضور خود را در سینما جدیتر نمایاند. او در ابتدا شروع به نوشتن فیلمنامههایی چون «اگر فردا بیاید»، «دوستت دارم مادر»، «عشق و مرگ» و... کرد و همزمان حضور فعال خود در پشت صحنه دیگر فیلمها چون «ای ایران»، «جهیزیهای برای رباب»، «دل نمک» و... را حفظ کرد. در همان سالها دغدغهها و آرمانهای این کارگردان جوان، او را به سمت کارگردانی سوق داد تا با ساخت «بچههای طلاق» در سال 1368 به آرزوی خود جامه عمل بپوشاند.
میلانی با همین نخستین تجربه جایزه بهترین فیلم اول را در جشنواره فیلم فجر از آن خود کرد و با جایزه نقدی آن بود که دست به ریسک زد و تصمیم گرفت به سراغ بخش دیگری از دغدغههای شخصیاش برود؛ دغدغههایی از جنس فلسفه که به ساخت «افسانه آه» انجامید. این فیلم در واقع دغدغههای ذهنی یک زن روشنفکر و نمود حس او نسبت به موقعیت خود در جامعه، با امکان تجربه زندگی در قالب شخصیتهای دیگر را به تصویر میکشد. اما این دغدغه در آن زمان نه به مذاق «منتقدان» خوش آمد و نه با ذائقه «مخاطبان» منطبق شد. این بود که فیلم در گیشه شکست خورد و همانطور که سالها بعد میلانی خود به این امر اعتراف کرد، مسیر فیلمسازی این کارگردان جوان به سمت و سویی دیگر سوق پیدا کرد. میلانی گوشهای از توانایی خود در طنازی را در فیلمنامه و ساخت فیلم تازهاش به تصویر کشید تا فیلم کمدی «دیگه چه خبر؟» با بازی ماهایا پطروسیان به یکی از فیلمهای پرفروش سینمای ایران تبدیل شود؛ فیلمی که علاوه بر ثبت نمره قبولی برای وی، در عرصه کمدی و روایتی نسبتاً مدرن، رگههایی از دغدغههای بعدها آشنای این کارگردان را در زمینه آنچه او خود فمینیسم ایرانی میخواند، نمایاند. در واقع میلانی با این فیلم دورنمایی تازه برای مخاطبان خود ترسیم کرد که بعدها با سهگانه «دو زن»، «نیمهپنهان» و «زن زیادی» آن را به جد دنبال و در «آتشبس» به اوج رساند. «آتشبس» محصول سال 84، فیلمی مفرح اما آبرومند از لحاظ ساختار سینمایی بود که با اقتباس از داستانی خارجی نوشته روانشناس نامآشنا «لوچیا کاپاکیونه» ساخته شد. این فیلم بازگشت موفقیتآمیز میلانی به عرصه کمدی بود که اگرچه رگههای همان دیدگاههای اغراق شده بهوضوح در آن نمایان بود اما اینبار و با همان تمهید پیشتر جواب داده (در «دیگه چه خبر؟»)، بسیار تعدیل و تا حدودی خارج از چارچوب شعاری دیگر آثارش، بیان شده است و همین نکته فیلم را برای منتقدان و مخاطبان قابلتحمل میکند.
«تسویهحساب» محصول سال 86 ، فیلم بعدی تهمینه میلانی بود که با پشتوانه استقبال از «آتشبس» مخاطبان بسیاری منتظر دیدار با آن بر پرده سینماها بودند اما فیلم، به نخستین و تا همین سال گذشته تنها فیلم اکران نشده میلانی بدل شد. «تسویهحساب» که درباره زندگی چند زن خلافکار زخمخورده از مردان است که پس از خروج از زندان تصمیم به باجگیری از مردها میگیرند، باز هم با تکیه بر همان نگاه همیشگی میلانی و با فیلمنامهای از خود او ساخته شد و پس از 2 سال دوری از پرده این روزها اکرانی پرحاشیه را تجربه میکند. میلانی به فاصله یک سال پس از این فیلم، سراغ تجربهای متفاوت رفت تا اینبار نه فقط معادلات روابط میان «زن و جامعه مردسالار» که معادلات حاکم بر عرصه «اجتماع» را به تصویر بکشد. «سوپراستار» محصول سال 87 با فیلمنامهای از میلانی ساخته شد تا او در نخستین فیلمش در غیاب قهرمان زن، به معضل بزرگ اجتماعی یعنی «خودستایی و خودپسندی مفرط چهرهها» بپردازد. این فیلم در جشنواره فیلم فجر فیلمی معناگرا هم تعبیر شد که البته جنبه معناگراییاش آنطور که باید و شاید به ذائقه مخاطبان و منتقدان خوش نیامد و تبدیل به پاشنه آشیل این اثر متفاوت او شد. بسیاری «سوپراستار» را نقطه عطفی در کارنامه فیلمسازی میلانی میدانند اما او نظر دیگری دارد و معتقد است بسته به اینکه رئیس(!) چه کسی باشد، در آینده میتوان هر اثر دیگری را از او انتظار داشت. کارگردان جوان دیروز، امروز چارچوب پختهتری به خود گرفته است و اگر تا دیروز شعله آرمانگرایی دامنگیرش میشد، دیگر پایبندی به منطق سینما و ارتباط با مخاطب، محور اصلیاش شده است. میلانی حرفهایش را میزند و همانگونه که در مواجهه رودررو کمتر اهل تعارفات معمول است، در فیلمهایش هم صریح و بیپرده میگوید، اما قواعد بازی را هم تاحدودی
فراگرفته است.
گفتوگوی «وطن امروز» با تهمینه میلانی به بهانه اکران «تسویه حساب»
جز این بلد نیستم
علیرضا پورصباغ: تهمینه میلانی سالها در سینما فیلم ساخته و آثارش معمولا مورد توجه اهالی رسانه بوده. حتی کسانی که به آثار او نقد دارند، باز هم پیگیر کارهایش هستند. اثر ماقبل آخر او یعنی «تسویه حساب» پس از 3 سال توقیف در جشنواره بیست و هشتم به نمایش در آمد و نوروز امسال اکران عمومی گرفت. داستان این فیلم درباره 4 دختر بزهکار است که درگیر اتفاقات مختلفی میشوند. مهناز افشار، لادن مستوفی، شهره لرستانی، السا فیروزآذر، بهاره افشاری، اکبر عبدی، سیاوش تهمورث، رضا عطاران، حامد بهداد و محمدرضا شریفی نیا به
تصور میکنید سینمای زنانه تهمینه میلانی چه تاثیری در چرخه سینما و فرهنگ داشته است؟
خب، خیلی از فیلمهای من مثل فیلم «دیگه چه خبر»، «دو زن» و «نیمه پنهان» افرادی را که دیگر به سینما نمیرفتند به سینما پیوند داد اما هر ازگاه با اعمال سیاستهای غلط و سوق دادن سینما به سوی فیلمهای خنثی مجددا از مخاطبان کاسته شد.
منظورتان از سیاستهای غلط چیست؟ چه کسانی این سیاستها را اتخاذ کردند؟
شما با یک حساب سر انگشتی میتوانید اتفاقات سینمایی 30 سال پس از انقلاب از جمله، آمار بلیت، فروش و تعداد فیلمها را بررسی کنید. میبینید که در گذشته فیلمهایی که ناهنجاریهای اجتماعی را تصویر میکرد تعداد بیشتری را از لحاظ آمار به خود اختصاص میدادند اما به مرور برخی سینماگرانی که از طریق سیاست و سیاستمداران رشد کردند خود را برتر از سینماگران مستقل میدانند. این همه فیلم ضدزن ساخته میشود و ظاهرا کسی هم اعتراضی نمیکند اما با فیلمی که درباره مسائل زنان ساخته میشود، دهها انگ به فیلمساز زده میشود و موانع بسیاری سر راه او قرار میدهند.
در فیلم «محاکمه در خیابان» کاراکتر مرجان با بازی شبنم درویش مثل فیلمهای کلاسیک تاریخ سینما به قول برخی دوستان فم فتال داستان برشمرده میشود که کلاه برسر مرد داستان میگذارد. در سینمای مردانه زن بیشتر حکم خیانتکار را دارد، در صورتی که با توجه به فرهنگ حاکم بر جامعه ما این اتفاقات کمی غریب به نظر میرسد.
خواهش میکنم اسم نبرید. من به دموکراسی اعتقاد دارم و معتقدم هر فیلمسازی باید فیلمی با جهان بینی خودش بسازد و قرار نیست همه ما یک جور فکر کنیم. میگویم بگذارید من هم با فراغ بال نظریات خودم را فیلم کنم. همین. حالا توجه کنید، به سادگی فیلمهایی میسازند که در آنها زنان میانسال را به تمسخر میگیرند ولی اگر فیلم مشابهی درباره مردها ساخته شود، مصیبت است.
منظورشما «نیش زنبور» است؟
(خانم میلانی از اشاره مستقیم طفره رفت) فحشا اگر برای زن بد است برای مرد هم بد است. این یک رابطه بده بستان است، عرضه و تقاضا است. این کار کلا خوب نیست. نه اینکه گروهی مجاز باشند این عمل قبح را انجام دهند و گروهی نه.
شما برای این 4 زن قهرمان فیلم «تسویه حساب» این مساله را بد دانستید؟
از نظر من هرچیزی که تعادل اجتماعی را به هم میزند بد محسوب میشود، منتها اگر ریشهیابی کنیم میتوانیم جلوی این بدیها را بگیریم. درست است قهرمانهای من 4 زن هستند اما فیلم من نمیگوید این 4 زن کار خوبی میکنند، من میگویم این زنان چارهای دیگر جز این کار ندارند و این 2 موضوع کاملا از هم مجزاست. درست است با آنها همدلی و همدردی میکنم اما این 4 نفر دارای زندگی متعادل برای رشد اجتماعی نبودند و اینقدر نسبت به جامعه کینه دارند که به فکر تسویه حساب و انتقام از جامعه هستند. من میگویم این 4 نفر چاره دیگری ندارند، باید برای این طیف از زنان فکری کنیم. من که نمیگویم «بهبه» عجب کار خوبی میکنند. چرا این مساله باید به کسی بر بخورد و اعتراض داشته باشد؟ اینکه فیلم درستی است و در جهت تعادل جامعه قدم بر میدارد!
شما اشاره کردید سیاستگذاریها در یک مقطعی اشتباه بوده، اما این دوره که آقایان شمقدری و سجادپور کاملا متفاوت عمل میکنند.
بگذارید یک سال از این دوره بگذرد.
در این دوره شاهدیم که دولت سعی در جذب حداکثری نیروهای فعال و مستقل سینما رو دارد.
این سیاست اگر ادامه یابد باعث رشد میشود، اما زود است که دربارهاش صحبت کنیم.
خانم میلانی قبول کنید تراکمی که در پخش وجود دارد بخش تولید را کلا تحتالشعاع قرار داده، در حال حاضر بسیاری از فیلمها در حوزه اکران فرهنگی و محدود قرار دارد.
با شما موافقم. متاسفانه بسیاری از این فیلمها که فیلمهای بسیار خوبی هم هستند قربانی اکران محدود میشوند.
مثلا؟
مثلا من از فیلم «تنها 2 بار زندگی میکنیم» خیلی خوشم آمد، جزو سینمای بدنه نیست اما فیلم خوبی است و کانسپت بسیار با ارزشی دارد. امیدوار بودم همه فیلم را ببینند اما با اکران محدود و تقریبا مشکلات خود. البته قبول دارم که سینما تابع اقتصاد است، مردم هنرپیشه دوست دارند، مردم قصه دوست دارند، مردم دنیا به دنبال وجه سرگرم کننده سینما هستند. وقتی فیلم این مشخصات را ندارد، به سینما نمیروند البته گاهی اتفاقات ناگواری برای سینمای بدنه میافتد مثلا فیلمی مثل «سنتوری» به چه دلیل به اکران در نیامد؟ اکران این فیلم کاملا به نفع جامعه میتوانست تمام شود. این فیلم به شما یاد نمیداد برو مواد مصرف کن! میگفت ارتباطات سنتی جامعه و رابطه غلط بین پدر و پسر سبب سرخوردگی نیروی جوان اجتماع میشود. اگر «سنتوری» بموقع اکران میشد، اگر «تسویه حساب» بموقع اکران میشد (با اینکه همین الان هم از اکران فیلمم خوشحال هستم) میتوانست جریان ایجاد کند. مثل «دو زن» که بودن 2 قهرمان زن کنار هم را در سینما باب کرد، آتشبس را که ساختم هم اینچنین فیلمهايي باب شد.
مثل فیلم «پسر آدم، دختر حوا»!
«سنتوری» اگر اکران میگرفت، پر فروش میشد. سینما میرفت به سمت فیلمهای عمیق اجتماعی و مطمئن باشید «سنتوری» پرفروش میشد. کارگردانان و تهیه کنندگان جرات میکردند که روی موضوعات اجتماعی کار کنند. ما با توقیف برخی فیلمها مانند سنتوری جسارت را در سینما کشتیم. این شد که فیلمفارسیهای قدیمی آداپته شده ضعیف، رشد کرد و تماشاچی هم دوباره با سینما قهر کرد.
اما امسال در جشنواره 12 فیلم توقیفی اکران شدند.
من درباره قبل از آمدن تیم سینمایی جدید صحبت میکنم، چرا این فیلمها توقیف شدند؟ حالا که «تسویه حساب» اکران شد جرات و جسارت بقیه در حرکت به این سمت بیشتر خواهد شد، تبعا تاثیر میگذارد. اما فیلمسازی که همین خط سیر سینمایی را طی میکند ممکن است پیش خودش بگوید فیلم من هم 3 سال توقیف میماند و دنبال ساخت فیلم اجتماعی نمیرود. مدیریت فرهنگی درست باید صلاح جامعه را بداند، باید روانشناس و جامعهشناس و برنامهریز شهری نیز در تصمیمگیریهای فرهنگی دخیل باشد، باید کلانتر نگاه کنند، نباید از یک گروه خاص خوششان بیاید و موانع جدی برای دگراندیش بسازند.
«صداها» به تهیه کنندگی منیژه حکمت و به کارگردانی فرزاد موتمن ساخته شد اما آن طوری که باید در اکران موفق نبود. سریع گروه موتمن و حکمت رفتند «پوپک و مشماشاءالله» را برای سینمای بدنه ساختند یعنی حتی گروههای مستقل هم مجبور میشوند فیلمهای گیشهدارتری بسازند.
یک اشتباهی اکنون در حال رخ دادن است که سینمای بدنه را سینمایی میدانند که صرفا مردم را میخنداند. شما میتوانید فیلم زیبایی مثل «اجاره نشینها» بسازید که هم معضل اجتماعی عمیقی را بازگو میکند و هم میخنداند. سینمای بدنه به نظر من سینمای قیصر و گوزنهاست. خود من 10 بار رفتم گوزنها را در سینما دیدم. چون برای من حاصلی دارد، در عین سرگرمی با معضلات اجتماعی هم آشنا میشوم. از نظر من هر فیلم خندهداری جزو سینمای بدنه محسوب نمیشود و البته اقتصاد سینما را میتواند رونق دهد اما باید پیامدهايش را هم بدانیم. این خنداندن نباید به هر قیمتی باشد، من فیلمهایی که نام بردید را ندیدم و نظر هم نمیدهم اما حق نداریم هر سینمایی را سینمای بدنه بنامیم. در سینمای بدنه امروز با تبلیغات تماشاگر را به سینما میآورند و نهایتا سبب قهر تماشاگر از سینما میشوند و بدنه سینما صدمه میبیند. اگر شما فیلمی بسازید و ارائه کنید که مردم پس از دیدن آن احساس نکنند که پولشان هدر رفته، فیلم بعدی را هم با رغبت به سینما میروند و میبینند.
به همین دلیل است که سینمای مدنظر شما ترکیبی از فانتزی و کندوکاو اجتماعی است؟
اگر قرار است فیلمی مثل «آتشبس» یا «واکنش پنجم» دیده شود حتما سعی میکنم این کار را انجام دهم. یعنی اگر اسم من 10 نفر را به سمت دیدن فیلم میکشاند هنرپیشهها هم 10 نفر را جذب کنند، نه تنها هیچ اشکالی هم ندارد بلکه کمک به رشد سینمای ملی میکند. میزان مخاطب هر قدر بیشتر باشد پیام چالش برانگیز فیلم بهتر خودش را در دل مردم میبرد. من هرگز هنرپیشه معروف را بیجا در فیلمم استفاده نمیکنم. یعنی اگر شهاب حسینی یا گلزار یا مهناز افشار متناسب با نقشی است، ممکن است برای فیلم دیگر اینطور نباشد. از دید من باید انتخابها درست باشد، فیلم و هنرپیشه باید در پیوند با هم باشند.
آقای شمقدری گفتهاند که فضا برای ساخت فیلمهای سیاسی بازتر خواهد شد. آیا داستانی با این تم در ذهن برای ساخت دارید؟
هزاران داستان. در حال حاضر فیلمنامهای حاضر و آماده دارم. فیلمی که تفکر ایجاد میکند و مردم تشنهاند. بله با کمال میل میسازم، من «آتشبس» را ساختم، میدانستم که داستان فانتزی و جذابی دارد و ریسک کمتری نسبت به «دو زن» دارد.
شما قبلا گفتید که اهل کارکردن با عکس نوشت مثل کارگردانهای هالیوودی نیستيد. اما در «تسویه حساب» این احساس بهوجود میآید که این فیلم مطابق یک الگوی از قبل برنامه ریزی شده عمل میکند؟
هیچ وقت چنین چیزی نبوده.
پس همه چیز سر صحنه اتفاق میافتد؟
نه. همه چیز از قبل با مختصات وسیع نگارش و عملا اجرا میشود.
فیلمنامه شما دکوپاژ شده است؟
بله، کاملا.
پس این عکس نوشت و تصاویر در ذهن شما میگذرد.
من تا فیلم را در ذهنم نبینم، نمیتوانم فیلمنامه را بنویسم، شاید باورتان نشود، من یک شبه فیلمنامه مینویسم. 3 الی 4 ماه تحقیق میکنم و کتاب میخوانم. یک شب تا صبح در سکوت مطلق تصمیم به نگارش میگیرم، فیلم را در ذهنم میبینم و مینویسم. بعد هم روتوش میکنم. غیر از این هم بلد نیستم.
حالا بریم سراغ منتقدان که در جشنواره علیه فیلمتان جبهه گرفتند. فکر نمیکنید این فضای رخ داده به خاطر این است که اکثر منتقدان مرد هستند و طیف خانمها در میان اهالی رسانه و منتقدان، کمترند؟
نه ربطی ندارد. تفاوت انسانها را جنسیت تعیین نمیکند، اندیشه تعیین میکند. بارها گفتم بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران درباره زن را یک مرد ساخته، منظورم «مادیان» علی ژکان است. یا آقای مهرجویی «سارا» را ساخته که فیلم مورد علاقه من است. چه کسی میگوید یک مرد نمیتواند مصائب زنان را درست ببیند؟ حتما میتواند، من با اندیشهها کار دارم، نه با جنسیت. به هرحال همان آقایانی که شما میگویید علیه من مطلب مینویسند قبل از این ماجراها علیه کارگردان بزرگی مینوشتند. بعد همین کارگردان این افراد را خرید و برد در دفترش مشغول شوند و در حال حاضر به نفع همان کارگردان قلم میزنند. اقلا 5 تا از همین آدمها به من زنگ زدند. یکیشان گفت: «زنم میخواد هنرپیشه بشه، شما هنرپیشهاش کنید ما هوای شما رو داشته باشیم!» دیگری گفت: «زن من تو کار دکوره، ببرش پشت صحنه کار دکور بهش بده»! من هم در جواب ایشان گفتم ببینید من به شما باج نمیدهم. هر چه دلتان خواست بنویسید. من نمیگویم آثار من بهترین است اما برخی از این افراد علاوه بر اینکه بیسوادند بیادب هم هستند و توهین هم میکنند، این دیگر اسمش نقد نیست. در حالی که خودم به کارهای خودم نقد دارم و میدانم نقص هم دارد.
نقد سینما تعریف دارد؛ شما میتوانید آنالیز کنید که این سکانس اشتباه است اما نمیتوانید به یک استاد سینما توهین کنید (منظور میلانی، بهرام بیضایی است) و مثل سال قبل بنویسید؛ پیر مرد حیا کن، دوربین رو رها کن! این جمله نقد نیست، این هتاکی و بیادبی است، این است که تکلیف من با این افراد روشن است و خودشان هم این را میدانند. هزار راه هم میروند که بتوانند به من نزدیک شوند اما نمیتوانند. اصلا ما نباید درباره آنها حرف بزنیم، با این کار بزرگشان میکنیم و آنها به هدفشان میرسند. باور نمیکنید که این افراد بزرگترین لطفها را به من میکنند و سبب میشوند که فیلمهای من داغتر هم بشود! بعد هم زمان چیز بسیار عجیبی است. بموقع آدمها را سر جايشان مینشاند. «دو زن» در حال حاضر جزو صد فیلم تاریخ سینماست. اما شما بروید نقدهای دوره «دو زن» را بخوانید، از هیچ هتاکی و هیچ بیادبی به من فروگذار نکردند. یک بار در مجله فیلم منتقدی حرف جالبی زده بود، موقع نمایش «نیمه پنهان» گفته بود، اگر این فیلم را شاهکار هم توصیف کنیم برای میلانی فرق نمیکند. بگوییم فیلم تو بد است بازهم برایش فرقی نمیکند،میلانی کاملا میداند به کجا میرود و چه کاری انجام میدهد و واقعا هم همین است. من میدانم که تاثیر فیلمهایم در جامعه چگونه است، هیچ وقت هم خودم راتکرار نکردم. وقتی «آتشبس» را ساختم تهیهکنندههای بسیاری به من زنگ زدند که بیا آتشبس 2 را با قیمت کلانتر بساز ولی من هرگز خودم را تکرار نمیکنم، یک بار ساختم و دیگر تمام شد، همان زمان «تسویه حساب» را ساختم که هیچ ربطی به «آتشبس» نداشت.
اما وجه اشتراکی بین 2 فیلم «تسویه حساب» و «سوپراستار» هست. اینکه شما قشر کارگردان و بازیگر را نشانه گرفتید؟
در این میان اتفاقی رخ داده که آنهم به دلیل نوع قصه بوده است. من بارها درباره «سوپر استار» گفتم سوپراستار ممکن بود فوتبالیست باشد، اصلا مساله من سینما نبود؛ شخص سوپراستار بوده. اصلا میتوانیم شخصیتمان را سیاسی هم فرض کنیم، چه فرقی میکند قصه باز همین است، یا فوتبالیست و کشتیگیر. چقدر ما کشتیگیر قهرمان اما بیظرفیت داشتیم که به خودشان ضرر زدند و نابود شدند. ما درباره ظرفیت و توانایی سوپراستار بودن بحث میکنیم، نه راجع به سینما. کجای سوپراستار نقد سینماست؟ من اصلا به سینما کاری ندارم، من با سوپراستار و حواشی زندگیاش کار دارم.
درباره کاراکترهای «تسویه حساب» هم صحبت کنیم. در این فیلم چرا برای کاراکتر خوب از محمد نیک بین (همسرتان) استفاده کردید؟
شاید میخواستم همین نقدها بشود و اتفاقا داغتر شود! ایشان همسر قانونی بنده هستند، احترام قلبی نسبت به او دارم. حالا میخواهم نقش مرد خوب فیلم را بازی کند. چه اتفاق ویژهای افتاده که من ازآن بیخبر هستم؟ چرا اینقدر جامعه منتقدان آشفته شده؟! مطمئن باشید که 90درصد بینندگان فیلم «تسویه حساب» نمیدانند که آقای نیکبین همسر من است و طبعا قضاوتی هم روی او و شخصیتش در فیلم ندارند، بنابراین چرا من باید نگران نقدهای سطحی عده معدودی از منتقدان در این زمینه باشم؟ البته ناگفته نماند من احترام ویژه و خاصی برای همسرم قائلم.
اتفاقا دیدم که این عشق را در جاهای عمومیتر نشان میدهید و مرتبا میگویید، چقدر دوستش دارید و وقتی باهم هستید از کنارش تکان نمیخورید.
به هرحال اصل سوال خندهدار است. همین که اعتراض میکنند خود این مساله خیلی جالب است، من فیلم «دو زن» را برای شما مثال میزنم، وقتی این فیلم ساخته شد باید نقدها را دیده باشید تا درک کنید. به من میگفتند این خانم ضدمردترین زن ایران است چون دوزن را ساخته. گفتم چرا؟ من یک مردی را با بازی آتیلا پسیانی نشان دادم که نه زنش را کتک میزند، نه بد دهن است، نه عرق میخورد، نه با رفقای ناباب میچرخد، نه قمار باز است.
من رجوع میکنم به بازخورد فیلم شما در خانوادههای سنتی که معمولا حق را به شخصیتهای زن شما میدادند.
پس من فیلم ضدمرد نساختم. من اگر میخواستم فیلم ضدمرد بسازم شخصیت مرد فیلمم را کسی نشان میدادم که عیاش و لا ابالی باشد. درباره «واکنش پنجم» خیلی به من انتقاد شد و حاج صفدر را نقد کردند. در حالی که حاج صفدر یک انسان به تمام معناست، اصولگراست، نجیب است، به چشم عروسش نگاه نمیکند. میافتد در جاده تا یک وقت کسی به عروسش تعرضی نکند. این حاج صفدر چه خلافی کرده؟ عیاش است؟ معشوقه دارد؟ شما چرا میگویید حاج صفدر خوب نیست. چون تصویر خودتان را در حاج صفدر میبینید، چون میگویید شما باید با آن اصولی که من میگویم زندگی کنید،خب این مساله در تمام دنیا منسوخ شده. هر انسانی بنا به طبیعت خودش زندگی میکند، هیچ قانونی برای همه جامعه وجود ندارد، ما سلایق، تفکرات و جهانبینیهای متفاوت داریم. چرا این همه فرق و تنوع بین انسانها در دنیا هست، 2 تا خانه شبیه هم پیدا نمیکنید. حرف فیلم هم همین است، میگوید تو خیلی خوبی، اخلاقت قابل تحسین است اما راههای سادهتری برای انسانیتر زندگی کردن هست. چرا از «واکنش پنجم» رنجیدند؟ چیز بدی من در فیلمم ندارم. من مرد خوش فکری مثل شهاب حسینی در فیلمم گذاشتم چرا این را نمیبینید.
یک مساله را هم بگویم؛ بعد ازانقلاب به فیلمسازان زن با همه فراز و فرودهایشان اهمیت داده شد. نتیجه این شده که الان وزیر زن هم داریم که به مدد جسارت زنان رخ داده، از حق هم نگذریم احترامی که زنان در بعد از انقلاب داشتند در هالیوود هم وجود ندارد.
برایم مهم نیست که وزیر زن داریم یا نداریم. برای من مهم نیست که چند نماینده زن داریم یا نداریم. مهم این است که اعمال آن وزیر و نماینده زن به نفع 50 درصد جامعه زنان کشور هست یا نیست. تعداد مد نظرم نیست عملکرد مهم است، مردانی هستند که مردند و بهتر و علمیتر به زنان فکر میکنند. وقتی من میگویم جنسیت برایم مهم نیست صادقانه گفتم. شوهر من از صدها هزار زن روشنتر فکر میکند، انسانیتر نسبت به زن فکر میکند، بنابراین مرد یا زن بودن نشانه بر حق بودن نیست.
پس شما با انتخاب شوهرتان برای فیلم «تسویه حساب» میخواستید اندیشههای آقای نیکبین را هم بازتاب دهید.
به صورتی خیلی واقعبینانه اینکه من کاری با منتقدان نداشتم. روزنامههای اصولگرا- غیراز روزنامه محترم و وزین شما- طوری درباره من مطلب مینوشتند که به نظر میآمد که من موجودی بشدت ضدمرد هستم. حتی من که شهرستان رفتم فکر میکردند که من هنوز ازدواج نکردهام. من نشان دادم که همسر دارم، خانهداری میکنم، زندگی میکنم، بچهداری میکنم. خیلی از مطبوعاتیها الان مطمئن هستند و میدانند که اولویت اول زندگی من فرزند من است. چون این تنها موجودی است که من میخواستم و او را بهوجود آوردم. من مسؤول این بچه هستم. برای من مهم است که شام فرزندم را خودم بپزم، انتخاب دوم من همسرم است، چون من خواستم که همسرم باشد، من انتخابش کردم، من را که به زور شوهر ندادند، پس من در قبال این انسان مسؤولم، انتخاب بعدی من والدین خودم و بعد والدین همسرم هستند. حال آنها خوب باشد، حال من هم خوب هست. تازه بعد از اینکه همه اینها خوب بودند من به سینما اهمیت میدهم، باور کنید من هیچگاه جشنوارهای را به فرزندم ترجیح ندادم، بارها داوری جشنوارههای مهمی را نپذیرفتهام چون دخترم امتحان داشته و امکان اینکه با من بیاید را نداشت. چرا از من تصویر یک هیولا میسازند؟ حق ندارند این کار را بکنند. به این حرکت میگویند ترور شخصیت. برای اینکه از لحاظ شخصیتی سعی میکنم انسان مسؤولی باشم. نمیگویم بینقص هستم، ضعفهای زیادی دارم اما اگر نرم اجتماعی را لحاظ بدانیم من خیلی خوب رعایتش کردهام. تمام مسؤولیتهایم را با کمال میل پذیرفتم. این بود که فکر کردم اگر آن نقش را شوهرم بازی کند، میتوانم سم را از بدنه مطبوعاتیها بیرون بکشم. نمیدانستم یک عده از سوی دیگری غش خواهند کرد. یک افسانه قدیمی میگوید که در فلات ایران قبایلی که ییلاق و قشلاق میکردند، وقتی که جایی جمع میشدند رئیس قبیله میپرسید کدامتان از همه تیزهوشتر هستید، همه میگفتند مثلا فلانی،آن آدم را قربانی میکردند و از او عبور میکردند، ماه بعد کوچ میکردند باز چنین مراسمی انجام میشد. اگر به این پدیده قربانی کردن توجه کنید پی به فلسفهای متفاوت میبرید که آدمهای باهوش اصولا نظم اجتماعی را بر هم میزنند.
نظم دهکده جهانی یا قاعدهای که نظم را تشکیل میدهد؟
منظورم نظم سنتی است. هرکسی سعی میکند این نظم را بر هم بریزد تا نظم جدیدی به وجود آورد مورد غضب واقع میشود. چرا به جامعه ما میگویند جامعه نخبهکش، جامعه ما نخبهکش است،ربطی به بعد از انقلاب و زمان پهلوی و قاجار ندارد. ما مصدق را تبعیدش کردیم به دهات، ما امیرکبیر را در فین رگ زدیم، ما نخبهکش هستیم، چون امیرکبیر نظم سنتی قاجار را داشت بهم میزد، در نظام امیرکبیر همه باید کار کنند تا پول دربیاورند، هر کسی میخواهد باشد. این فرد میآید حقوق سرانه شاهزادهها را به یک سوم میرساند و به نفع جامعه کار میکند اما ترورش میکنند. آدمهای نخبهکش از نظم جدید میترسند، نظم جدید را نمیشناسند. من برای شوهرم زن بهتری هستم تا یک زن سنتی. میدانید چرا؟ چون دنیای معاصر دنیای پیچیدهای است و آدمها تنها هستند و احتیاج به همدم دارند. احتیاج به کسی دارند که با آنها حرف بزند، ارتباط کلامی برقرار کنند، اگر این زمینه بین زن و مرد و بچه خانواده حاکم شود، خانواده عصبانی نخواهیم داشت. خب این نظم جدید که بد نیست، اما چون تصویر محوی از این نظم وجود دارد میچسبند به این نظمی که فعلا دارند. این است که برای فیلمی کوچک مثل «تسویه حساب» هیاهو میشود. من که امیرکبیر نیستم، من در میان تغییردهندگان اجتماعی یک مولکول هستم. این همه فیلم ساخته میشود این هم یکیدیگر، چرا این همه آشفتگی.
از شما خیلی توقع بالا رفته، بویژه بعد از «سوپراستار»، همان جسارت شما در نشان دادن صحنههای مشروب خوری و آدم مست و. . . در کس دیگری نبوده. شما این کار را کردید و حتی تلویزیون هم آن را نشان داد. شما آینهای گذاشتید تا بگویید این مشکلات هست.
اما با اینکه به تلویزیون رفت باز با مخالفتهایی روبهرو شدیم. از شبکه 3 به شبکه 5 و از ساعت 8:30 شب آمد به ظهر. یکباره شمشیرها کشیده شد.
البته در شبکههای استانی هم پخش شد.
من شبها سایتها را چک میکنم تا مثلا ببینم مردم درباره
«تسویه حساب» چه میگویند. 90 درصد بینندهها نوشتند «تسویه حساب» بهترین فیلم تهمینه میلانی است، سلیقه هم مهم است، خیلیها هم میگویند «نیمه پنهان» بهترین فیلم من است، یکسری میگویند «دو زن»، اینها سلیقه است. نباید این اختلاف سلیقه ما را به اشتباه بیندازد. حتی نوجوانهایی هستند که دیالوگهای «آتشبس» را از حفظ هستند.
و احتمالا تاثیر میپذیرند.
مهم این است که من سعی میکنم با حسن نیت فیلم بسازم و به مخاطب فکر میکنم. شما اگر فیلمتان مخاطب زیاد داشته باشد برگردان اقتصادی اتفاق میافتد،خب این خیلی عالی است اما من برای فروش فیلم نمیسازم. هیچ کدام از فیلمهایم را برای این هدف نساختم. یادم هست وقتی «سوپراستار» را نوشتم خیلی از عوامل فیلم میگفتند که «شما مطمئنی این فیلمنامه را میخواهی بسازی؟ نمیفروشهها». «دیگه چه خبر» را که میساختم، هیچ تهیهکنندهای حاضر نبود روی کار سرمایهگذاری کند اما شد پرفروشترین فیلم سال، چون داستان یک خواهر و برادر بود. آن موقع مد بود که دختر و پسر در فیلم بگذارند که دارند گیتار میزنند. من رابطه یک خواهر و برادر را آوردم به عنوان قهرمانهای قصهام، میدانستم که نیاز جامعه است. میدانستم خواهر و برادرها نیاز دارند به این رابطه. هر فیلمی ساختم شمشیرها به سمت من نشانه رفت اما اهمیت نمیدادم. اگر اهمیت میدادم بعد از «بچههای طلاق» فیلمی نمیساختم.
فیلم اولتان را که ساختید چند سالتان بود؟
«بچههای طلاق» را در 27 سالگی ساختم. جایزه اول جشنواره فجر را هم گرفت. فیلم نشان میداد پدری بچهاش را شلاق میزند. گفتند این کار ضدمرد است اما در واقعیت مردهایی هستند که بچهها را شلاق میزنند.
بله هستند.
پس چرا آشفته شدهاید؟ چرا میگویید من ضدمرد هستم، من با این کار خواستم بگویم، ای مرد نادان تو با این شلاق زدن روح فرزندت را میکشی. او یک خانم 14 ساله است، این کار را نکن. وقتی من این فیلم را ساختم شمشیرها بود که برایم از نیام برون آوردند. «افسانه آه» (که محبوبترین فیلم من است) را در 28 سالگی ساختم. فیلم به تماشاچی میگوید که خوشبختی با این شکل و شمایل بیرونی تو بیهوده است. میگوید خوشبختی در درون تو است نه بیرون از تو. مهم نیست که تو پول داری یا نه، مهم نیست که چه شغلی داری. مهم این است که درک تو از زندگی چیست. فیلم را حتی در جشنواره فجر هم نشان ندادند. 4 سال بعد «مارکو مولر» که رئیس جشنواره لوکارنو بود به ایران آمد و میگفت میخواهم آثار فیلمسازان زن را ببینم، فیلم «افسانه آه» را دید و به من گفت چطور این فیلم را به جشنواره نفرستادی، این فیلم فوقالعاده است. دعوت کرد و این فیلم بعد از 4 سال خارج از کشور اکران شد. رئیس جشنواره کن که این فیلم را دید، گفت این بهترین هدیهای بود که در این جشنواره به من داده شده است. در ایران مرا مسخره میکردند، میگفتند:«خانم واسه ما فیلسوف شده!» چه جملات زشتی که نشنیدم. فتانه ملک محمدی در نقش رها در فیلم «سوپراستار» حرف قشنگی میزند: «وقتی حرفی درسته چه فرقی داره اون حرف رو کی میزنه و چند سالشه». بنابراین چرا باید اهمیت بدهم، من میدونم که دارم با قلبم با این مردم صحبت میکنم و عاشق مردم هستم، عاشق خانواده و زندگی خودم هستم، دارم حرکت میکنم در جهت خیر.
جدیدا اینگونه مد میشود که همه داستانها سوق پیدا میکند به سمت طبقه آسیبپذیر.
فکر نمیکنم، کاش اینطوری باشد، من خیلی خوشحال میشوم.
چرا تراژدی در فیلمهای شما حالت فانتزی دارد. مثلا مرگ زیبا؛ تراژدی هست ولی فانتزی غالب است، تماشاگر کمی ناراحت میشود ولی داستان روی این مساله مانور نمیدهد و روال ادامه پیدا میکند.
«تسویه حساب» قصدش این نیست که شما را غمگین کند، با مرگ زیبا و لیلا، هدف من این است که در نمای کلی به شما بگویم این زنها در کنار ما زندگی میکنند. این طیف را دریابیم، شما درباره این زنان بعد از دیدن فیلم فکر میکنید، ممکن است زمانی که از خیابان رد میشوید و زنان ویژه (زن خیابانی) را میبینید آن قضاوت قبلی را نداشته باشید.
از نگاه مرد سنتي ممكن است مدرك يك زن تحصيلكرده كه قورمهسبزيپختن بلد نباشد، بي ارزش باشد اما شما در کنار علمآموزی، آموزش درست کردن قورمه سبزی را هم برای زنان جامعه میخواهید!
اگر فقط کاری پختن قورمه سبزی باشد، کار بزرگی انجام ندادهایم.
من دارم مثال میزنم.
قورمه سبزی درست کردن که کاری ندارد! مرد هم میتواند این کار را انجام دهد. میگویند بهترین آشپزهای دنیا مردها هستند، این مساله چیزی نیست که فقط مختص زنان باشد، مثلا انگار که بگویید حمام کردن بچه فقط مختص زنهاست، مسخره است، چون مادر بچه را به دنیا میآورد، مهری نسبت به بچه پیدا میکند و میتواند یکسری کارها را انجام دهد اما پختن قورمه سبزی کاری نیست که یک مرد نتواند آن را انجام دهد یا ظرف شستن وظیفهای نیست برای یک زن اما... .
تاثیر فیلمهای شما در خانواده ما این بود که پدر خدابیامرزم قبل از اینکه از دنیا برود هم ظرفها را شسته بود و هم پلهها را تمیز کرده بود.
من هم یک نکته جالب به شما بگویم، حتی وقتی بحث خانهدار بودن زنان میشود من میگویم اشکالی ندارد. خیلی زنان هستند که خانهدار بودن را میخواهند اما این امر باید با توافق مرد و زن انجام بگیرد. کار زن خانهدار نباید رایگان انجام شود، انصاف نیست. حالا چون مرد بیرون کار میکند همه چیز برای او باشد و خانم هم خدمات رایگان ارائه دهد؟ یکسری دوست و همکار معمار دارم که میگویند ما حاضریم خانهداری کنیم و همسرمان برود دنبال تامین معاش، خسته شدیم، چند جا باید کار کنیم؟ بعضی از آنها 3 جا کار میکنند، خانهداری خیلی کار شاقی نیست اما بدون دستمزد بودنش بد است، هیچجا به حساب نمیآید.
شما سوای فیلمسازی دارید به سمبل تلاش هم تبدیل میشوید. محقق و معمار و فیلمساز هستید. در زمینه معماری هم کار میکنید؟
الان داریم روی طرح عوض کردن ورودیهای متروی تهران کار میکنیم.
یعنی همچنان معماری را هم انجام میدهید؟ با مهندس نیکبین؟
ایشان رئیس من در شرکت مهندسی هستند. شرکتمان نزدیک به هم است. پیاده یک دقیقهای میروم و میآیم. به من برای امور سینما زنگ میزنند و به او هم برای امور معماری.
کدامتان در کارها رئیس هستید؟!
رئیس و مرئوس برای قرون گذشته است. الان ما وارد هزاره سوم شدهایم. یک جملهای در سریال «خانه سبز» شنیدم که خیلی خوشم آمد. فکر کنم از شازده کوچولو الهام گرفته بود: «رئیس باش و ریاست نکن».
در «تسویه حساب» 2 کاراکتر هستند که زود ازدواج کردهاند. شما میخواستید با آوردن این 2 کاراکتر هشدار اجتماعی به خانمهایی بدهید که زود ازدواج میکنند.
نه ربطی ندارد. بسیاری از بزهکاران در سنین پایین به بزه کشیده شدهاند.
شما برای این زمینه تحقیق و کنکاش کردید؟
من با این افراد زندگی کردم، 8 روز در زندان بودم. اکثر چیزهایی که در فیلم میبینید واقعی است، سن بزهکاری خیلی پایین آمده، بویژه زنها. مطالعات میدانی کردیم که اغلب این زنان توسط پدر یا برادر یا همسر به بزه کشیده شدهاند. بیشترشان ازدواجهای ناخواسته داشتهاند که مثلا با یک قاچاقچی صورت گرفته. من میخواهم بگویم این زن که در 12 سالگی به زور به خانه بخت رفته و به بزه کشیده شده چه آیندهای میتواند داشته باشد؟ آیا دانش کافی دارد؟ آیا تخصص ویژهای دارد؟ گیرم در زندان متنبه هم شد و آمد بیرون. آیا شما یک زن سابقهدار را به خانه خودت راه میدهی که کلفتیات را بکند؟ جواب روشن است، در حالی که او 12 سال داشته و به این راه کشیده شده.
نگاه خودتان به زنان خیابانی (میلانی: زنان ویژه) چیست؟
اصولا قضاوت کردن را دوست ندارم.
پس این همه سختی که در این راه متحمل شدید برای چه هدفی است؟
هدف من آگاهی دادن به اجتماعی است که لازمهاش تغییر است. شما وقتی از یک چیزی آگاه باشید، وقتی بدانید کودکان خیابانی در سطح شهر خیلی زیاد است، شروع میکنید به کمک برای حل مساله.
طبق نظرسنجی بسیاری برای سرگرمی صرف به دیدن فیلم شما نمیروند. فکر میکنم وقتی نام تهمینه میلانی روی فیلمی باشد وظیفه شما را نسبت به بینندهها چند برابر میکند.
طبیعتا. وقتی وظیفه مولف بودن را برای شما تعریف میکنند، مسؤولتر میشوید.
این نقش را مردم به شما میدهند و نه منتقدان!
اصل هم همین است. وقتی فیلم «روح» هیچکاک اکران شد منتقدان حمله بدی به او کردند، مثلا به او میگفتند خجالت نمیکشی این فیلم را ساختی؟ نه قاتل دیده میشود و نه مقتول، همهاش سایه میبینیم و... این جملات باعث سرخوردگی شدید هیچکاک میشود، غرورش را میشکنند، تا اینکه یک سال بعد فیلم در اروپا مورد تحسین قرار میگیرد، جامعه روشنفکری این فیلم را شاهکار سینما معرفی میکنند، تازه هیچکاک جدی گرفته میشود و منتقدان شرمنده از او عذرخواهی میکنند. کسی که عجولانه قضاوت میکند پشیمان میشود، درست نمیتواند تصمیم بگیرد، به خاطر همین است که من قضاوت نمیکنم.
چند فیلم ایرانی خوبی که دیدید را اسم میبرید؟
گوزنها، باشو غریبهای کوچک، خانه دوست کجاست؟، آن سوی آتش، مادیان. . . .
فیلمهای خارجی چطور؟
خیلی زیادند. 90 درصد فیلمهای دهه 70 و 80 آمریکا. آثار سیدنی پولاک، سیدنی لومت، فرد زینهمان. فیلم ماجرای نیمروز فیلم محبوب من است.
وسترن مردانه؟
مجبورم توضیح بدهم؟
بله حتما مجبورید چون خواننده به فضای ذهنی شما نزدیکتر میشود و اصولا دلیل گفتوگو با مطبوعات نیز همین است.
همذات پنداری من درآن فیلم با شخصیت کلانتر است، من میدانم او چه رنجی میکشد برای یک جامعه نادان. همینطور فیلم «هملت». من براحتی با هملت همموقعیت میشوم، چون میبینم او چه رنجی میبرد از نادانی اطرافیانش.
نظرتان راجع به تارانتینو چیست؟
به نظر من کاملا دیوانه است. فیلم آخرش وحشتناک بود و
«کیل بیل»اش صرفا فیلمی تجاری و خشن بود.
«پالپ فیکشن» چطور؟
«پالپ فیکشن» فرق میکند، این فیلم در تاریخ سینما استثنا بود، نوع قصهگوییاش کار مدرنی بود. صحنههای مواد مخدرش را دوست دارم.
بابت این گفتوگو تشکر میکنم.
من هم از مطبوعات منصف تشکر میکنم.
+
نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 0:57  توسط
|
علیرضا پورصباغ: تهمینه میلانی سالها در سینما فیلم ساخته و آثارش معمولا مورد توجه اهالی رسانه بوده. حتی کسانی که به آثار او نقد دارند، باز هم پیگیر کارهایش هستند. اثر ماقبل آخر او یعنی «تسویه حساب» پس از 3 سال توقیف در جشنواره بیست و هشتم به نمایش در آمد و نوروز امسال اکران عمومی گرفت. داستان این فیلم درباره 4 دختر بزهکار است که درگیر اتفاقات مختلفی میشوند.
تصور میکنید سینمای زنانه تهمینه میلانی چه تاثیری در چرخه سینما و فرهنگ داشته است؟
خب، خیلی از فیلمهای من مثل فیلم «دیگه چه خبر»، «دو زن» و «نیمه پنهان» افرادی را که دیگر به سینما نمیرفتند به سینما پیوند داد اما هر ازگاه با اعمال سیاستهای غلط و سوق دادن سینما به سوی فیلمهای خنثی مجددا از مخاطبان کاسته شد.
منظورتان از سیاستهای غلط چیست؟ چه کسانی این سیاستها را اتخاذ کردند؟
شما با یک حساب سر انگشتی میتوانید اتفاقات سینمایی 30 سال پس از انقلاب از جمله، آمار بلیت، فروش و تعداد فیلمها را بررسی کنید. میبینید که در گذشته فیلمهایی که ناهنجاریهای اجتماعی را تصویر میکرد تعداد بیشتری را از لحاظ آمار به خود اختصاص میدادند اما به مرور برخی سینماگرانی که از طریق سیاست و سیاستمداران رشد کردند خود را برتر از سینماگران مستقل میدانند. این همه فیلم ضدزن ساخته میشود و ظاهرا کسی هم اعتراضی نمیکند اما با فیلمی که درباره مسائل زنان ساخته میشود، دهها انگ به فیلمساز زده میشود و موانع بسیاری سر راه او قرار میدهند.
در فیلم «محاکمه در خیابان» کاراکتر مرجان با بازی شبنم درویش مثل فیلمهای کلاسیک تاریخ سینما به قول برخی دوستان فم فتال داستان برشمرده میشود که کلاه برسر مرد داستان میگذارد. در سینمای مردانه زن بیشتر حکم خیانتکار را دارد، در صورتی که با توجه به فرهنگ حاکم بر جامعه ما این اتفاقات کمی غریب به نظر میرسد.
خواهش میکنم اسم نبرید. من به دموکراسی اعتقاد دارم و معتقدم هر فیلمسازی باید فیلمی با جهان بینی خودش بسازد و قرار نیست همه ما یک جور فکر کنیم. میگویم بگذارید من هم با فراغ بال نظریات خودم را فیلم کنم. همین. حالا توجه کنید، به سادگی فیلمهایی میسازند که در آنها زنان میانسال را به تمسخر میگیرند ولی اگر فیلم مشابهی درباره مردها ساخته شود، مصیبت است.
منظورشما «نیش زنبور» است؟
(خانم میلانی از اشاره مستقیم طفره رفت) فحشا اگر برای زن بد است برای مرد هم بد است. این یک رابطه بده بستان است، عرضه و تقاضا است. این کار کلا خوب نیست. نه اینکه گروهی مجاز باشند این عمل قبح را انجام دهند و گروهی نه.
شما برای این 4 زن قهرمان فیلم «تسویه حساب» این مساله را بد دانستید؟
از نظر من هرچیزی که تعادل اجتماعی را به هم میزند بد محسوب میشود، منتها اگر ریشهیابی کنیم میتوانیم جلوی این بدیها را بگیریم. درست است قهرمانهای من 4 زن هستند اما فیلم من نمیگوید این 4 زن کار خوبی میکنند، من میگویم این زنان چارهای دیگر جز این کار ندارند و این 2 موضوع کاملا از هم مجزاست. درست است با آنها همدلی و همدردی میکنم اما این 4 نفر دارای زندگی متعادل برای رشد اجتماعی نبودند و اینقدر نسبت به جامعه کینه دارند که به فکر تسویه حساب و انتقام از جامعه هستند. من میگویم این 4 نفر چاره دیگری ندارند، باید برای این طیف از زنان فکری کنیم. من که نمیگویم «بهبه» عجب کار خوبی میکنند. چرا این مساله باید به کسی بر بخورد و اعتراض داشته باشد؟ اینکه فیلم درستی است و در جهت تعادل جامعه قدم بر میدارد!
شما اشاره کردید سیاستگذاریها در یک مقطعی اشتباه بوده، اما این دوره که آقایان شمقدری و سجادپور کاملا متفاوت عمل میکنند.
بگذارید یک سال از این دوره بگذرد.
در این دوره شاهدیم که دولت سعی در جذب حداکثری نیروهای فعال و مستقل سینما رو دارد.
این سیاست اگر ادامه یابد باعث رشد میشود، اما زود است که دربارهاش صحبت کنیم.
خانم میلانی قبول کنید تراکمی که در پخش وجود دارد بخش تولید را کلا تحتالشعاع قرار داده، در حال حاضر بسیاری از فیلمها در حوزه اکران فرهنگی و محدود قرار دارد.
با شما موافقم. متاسفانه بسیاری از این فیلمها که فیلمهای بسیار خوبی هم هستند قربانی اکران محدود میشوند.
مثلا؟
مثلا من از فیلم «تنها 2 بار زندگی میکنیم» خیلی خوشم آمد، جزو سینمای بدنه نیست اما فیلم خوبی است و کانسپت بسیار با ارزشی دارد. امیدوار بودم همه فیلم را ببینند اما با اکران محدود و تقریبا مشکلات خود. البته قبول دارم که سینما تابع اقتصاد است، مردم هنرپیشه دوست دارند، مردم قصه دوست دارند، مردم دنیا به دنبال وجه سرگرم کننده سینما هستند. وقتی فیلم این مشخصات را ندارد، به سینما نمیروند البته گاهی اتفاقات ناگواری برای سینمای بدنه میافتد مثلا فیلمی مثل «سنتوری» به چه دلیل به اکران در نیامد؟ اکران این فیلم کاملا به نفع جامعه میتوانست تمام شود. این فیلم به شما یاد نمیداد برو مواد مصرف کن! میگفت ارتباطات سنتی جامعه و رابطه غلط بین پدر و پسر سبب سرخوردگی نیروی جوان اجتماع میشود. اگر «سنتوری» بموقع اکران میشد، اگر «تسویه حساب» بموقع اکران میشد (با اینکه همین الان هم از اکران فیلمم خوشحال هستم) میتوانست جریان ایجاد کند. مثل «دو زن» که بودن 2 قهرمان زن کنار هم را در سینما باب کرد، آتشبس را که ساختم هم اینچنین فیلمهايي باب شد.
مثل فیلم «پسر آدم، دختر حوا»!
«سنتوری» اگر اکران میگرفت، پر فروش میشد. سینما میرفت به سمت فیلمهای عمیق اجتماعی و مطمئن باشید «سنتوری» پرفروش میشد. کارگردانان و تهیه کنندگان جرات میکردند که روی موضوعات اجتماعی کار کنند. ما با توقیف برخی فیلمها مانند سنتوری جسارت را در سینما کشتیم. این شد که فیلمفارسیهای قدیمی آداپته شده ضعیف، رشد کرد و تماشاچی هم دوباره با سینما قهر کرد.
اما امسال در جشنواره 12 فیلم توقیفی اکران شدند.
من درباره قبل از آمدن تیم سینمایی جدید صحبت میکنم، چرا این فیلمها توقیف شدند؟ حالا که «تسویه حساب» اکران شد جرات و جسارت بقیه در حرکت به این سمت بیشتر خواهد شد، تبعا تاثیر میگذارد. اما فیلمسازی که همین خط سیر سینمایی را طی میکند ممکن است پیش خودش بگوید فیلم من هم 3 سال توقیف میماند و دنبال ساخت فیلم اجتماعی نمیرود. مدیریت فرهنگی درست باید صلاح جامعه را بداند، باید روانشناس و جامعهشناس و برنامهریز شهری نیز در تصمیمگیریهای فرهنگی دخیل باشد، باید کلانتر نگاه کنند، نباید از یک گروه خاص خوششان بیاید و موانع جدی برای دگراندیش بسازند.
«صداها» به تهیه کنندگی منیژه حکمت و به کارگردانی فرزاد موتمن ساخته شد اما آن طوری که باید در اکران موفق نبود. سریع گروه موتمن و حکمت رفتند «پوپک و مشماشاءالله» را برای سینمای بدنه ساختند یعنی حتی گروههای مستقل هم مجبور میشوند فیلمهای گیشهدارتری بسازند.
یک اشتباهی اکنون در حال رخ دادن است که سینمای بدنه را سینمایی میدانند که صرفا مردم را میخنداند. شما میتوانید فیلم زیبایی مثل «اجاره نشینها» بسازید که هم معضل اجتماعی عمیقی را بازگو میکند و هم میخنداند. سینمای بدنه به نظر من سینمای قیصر و گوزنهاست. خود من 10 بار رفتم گوزنها را در سینما دیدم. چون برای من حاصلی دارد، در عین سرگرمی با معضلات اجتماعی هم آشنا میشوم. از نظر من هر فیلم خندهداری جزو سینمای بدنه محسوب نمیشود و البته اقتصاد سینما را میتواند رونق دهد اما باید پیامدهايش را هم بدانیم. این خنداندن نباید به هر قیمتی باشد، من فیلمهایی که نام بردید را ندیدم و نظر هم نمیدهم اما حق نداریم هر سینمایی را سینمای بدنه بنامیم. در سینمای بدنه امروز با تبلیغات تماشاگر را به سینما میآورند و نهایتا سبب قهر تماشاگر از سینما میشوند و بدنه سینما صدمه میبیند. اگر شما فیلمی بسازید و ارائه کنید که مردم پس از دیدن آن احساس نکنند که پولشان هدر رفته، فیلم بعدی را هم با رغبت به سینما میروند و میبینند.
به همین دلیل است که سینمای مدنظر شما ترکیبی از فانتزی و کندوکاو اجتماعی است؟
اگر قرار است فیلمی مثل «آتشبس» یا «واکنش پنجم» دیده شود حتما سعی میکنم این کار را انجام دهم. یعنی اگر اسم من 10 نفر را به سمت دیدن فیلم میکشاند هنرپیشهها هم 10 نفر را جذب کنند، نه تنها هیچ اشکالی هم ندارد بلکه کمک به رشد سینمای ملی میکند. میزان مخاطب هر قدر بیشتر باشد پیام چالش برانگیز فیلم بهتر خودش را در دل مردم میبرد. من هرگز هنرپیشه معروف را بیجا در فیلمم استفاده نمیکنم. یعنی اگر شهاب حسینی یا گلزار یا مهناز افشار متناسب با نقشی است، ممکن است برای فیلم دیگر اینطور نباشد. از دید من باید انتخابها درست باشد، فیلم و هنرپیشه باید در پیوند با هم باشند.
آقای شمقدری گفتهاند که فضا برای ساخت فیلمهای سیاسی بازتر خواهد شد. آیا داستانی با این تم در ذهن برای ساخت دارید؟
هزاران داستان. در حال حاضر فیلمنامهای حاضر و آماده دارم. فیلمی که تفکر ایجاد میکند و مردم تشنهاند. بله با کمال میل میسازم، من «آتشبس» را ساختم، میدانستم که داستان فانتزی و جذابی دارد و ریسک کمتری نسبت به «دو زن» دارد.
شما قبلا گفتید که اهل کارکردن با عکس نوشت مثل کارگردانهای هالیوودی نیستيد. اما در «تسویه حساب» این احساس بهوجود میآید که این فیلم مطابق یک الگوی از قبل برنامه ریزی شده عمل میکند؟
هیچ وقت چنین چیزی نبوده.
پس همه چیز سر صحنه اتفاق میافتد؟
نه. همه چیز از قبل با مختصات وسیع نگارش و عملا اجرا میشود.
فیلمنامه شما دکوپاژ شده است؟
بله، کاملا.
پس این عکس نوشت و تصاویر در ذهن شما میگذرد.
من تا فیلم را در ذهنم نبینم، نمیتوانم فیلمنامه را بنویسم، شاید باورتان نشود، من یک شبه فیلمنامه مینویسم. 3 الی 4 ماه تحقیق میکنم و کتاب میخوانم. یک شب تا صبح در سکوت مطلق تصمیم به نگارش میگیرم، فیلم را در ذهنم میبینم و مینویسم. بعد هم روتوش میکنم. غیر از این هم بلد نیستم.
حالا بریم سراغ منتقدان که در جشنواره علیه فیلمتان جبهه گرفتند. فکر نمیکنید این فضای رخ داده به خاطر این است که اکثر منتقدان مرد هستند و طیف خانمها در میان اهالی رسانه و منتقدان، کمترند؟
نه ربطی ندارد. تفاوت انسانها را جنسیت تعیین نمیکند، اندیشه تعیین میکند. بارها گفتم بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران درباره زن را یک مرد ساخته، منظورم «مادیان» علی ژکان است. یا آقای مهرجویی «سارا» را ساخته که فیلم مورد علاقه من است. چه کسی میگوید یک مرد نمیتواند مصائب زنان را درست ببیند؟ حتما میتواند، من با اندیشهها کار دارم، نه با جنسیت. به هرحال همان آقایانی که شما میگویید علیه من مطلب مینویسند قبل از این ماجراها علیه کارگردان بزرگی مینوشتند. بعد همین کارگردان این افراد را خرید و برد در دفترش مشغول شوند و در حال حاضر به نفع همان کارگردان قلم میزنند. اقلا 5 تا از همین آدمها به من زنگ زدند. یکیشان گفت: «زنم میخواد هنرپیشه بشه، شما هنرپیشهاش کنید ما هوای شما رو داشته باشیم!» دیگری گفت: «زن من تو کار دکوره، ببرش پشت صحنه کار دکور بهش بده»! من هم در جواب ایشان گفتم ببینید من به شما باج نمیدهم. هر چه دلتان خواست بنویسید. من نمیگویم آثار من بهترین است اما برخی از این افراد علاوه بر اینکه بیسوادند بیادب هم هستند و توهین هم میکنند، این دیگر اسمش نقد نیست. در حالی که خودم به کارهای خودم نقد دارم و میدانم نقص هم دارد.
نقد سینما تعریف دارد؛ شما میتوانید آنالیز کنید که این سکانس اشتباه است اما نمیتوانید به یک استاد سینما توهین کنید (منظور میلانی، بهرام بیضایی است) و مثل سال قبل بنویسید؛ پیر مرد حیا کن، دوربین رو رها کن! این جمله نقد نیست، این هتاکی و بیادبی است، این است که تکلیف من با این افراد روشن است و خودشان هم این را میدانند. هزار راه هم میروند که بتوانند به من نزدیک شوند اما نمیتوانند. اصلا ما نباید درباره آنها حرف بزنیم، با این کار بزرگشان میکنیم و آنها به هدفشان میرسند. باور نمیکنید که این افراد بزرگترین لطفها را به من میکنند و سبب میشوند که فیلمهای من داغتر هم بشود! بعد هم زمان چیز بسیار عجیبی است. بموقع آدمها را سر جايشان مینشاند. «دو زن» در حال حاضر جزو صد فیلم تاریخ سینماست. اما شما بروید نقدهای دوره «دو زن» را بخوانید، از هیچ هتاکی و هیچ بیادبی به من فروگذار نکردند. یک بار در مجله فیلم منتقدی حرف جالبی زده بود، موقع نمایش «نیمه پنهان» گفته بود، اگر این فیلم را شاهکار هم توصیف کنیم برای میلانی فرق نمیکند. بگوییم فیلم تو بد است بازهم برایش فرقی نمیکند،میلانی کاملا میداند به کجا میرود و چه کاری انجام میدهد و واقعا هم همین است. من میدانم که تاثیر فیلمهایم در جامعه چگونه است، هیچ وقت هم خودم راتکرار نکردم. وقتی «آتشبس» را ساختم تهیهکنندههای بسیاری به من زنگ زدند که بیا آتشبس 2 را با قیمت کلانتر بساز ولی من هرگز خودم را تکرار نمیکنم، یک بار ساختم و دیگر تمام شد، همان زمان «تسویه حساب» را ساختم که هیچ ربطی به «آتشبس» نداشت.
اما وجه اشتراکی بین 2 فیلم «تسویه حساب» و «سوپراستار» هست. اینکه شما قشر کارگردان و بازیگر را نشانه گرفتید؟
در این میان اتفاقی رخ داده که آنهم به دلیل نوع قصه بوده است. من بارها درباره «سوپر استار» گفتم سوپراستار ممکن بود فوتبالیست باشد، اصلا مساله من سینما نبود؛ شخص سوپراستار بوده. اصلا میتوانیم شخصیتمان را سیاسی هم فرض کنیم، چه فرقی میکند قصه باز همین است، یا فوتبالیست و کشتیگیر. چقدر ما کشتیگیر قهرمان اما بیظرفیت داشتیم که به خودشان ضرر زدند و نابود شدند. ما درباره ظرفیت و توانایی سوپراستار بودن بحث میکنیم، نه راجع به سینما. کجای سوپراستار نقد سینماست؟ من اصلا به سینما کاری ندارم، من با سوپراستار و حواشی زندگیاش کار دارم.
درباره کاراکترهای «تسویه حساب» هم صحبت کنیم. در این فیلم چرا برای کاراکتر خوب از محمد نیک بین (همسرتان) استفاده کردید؟
شاید میخواستم همین نقدها بشود و اتفاقا داغتر شود! ایشان همسر قانونی بنده هستند، احترام قلبی نسبت به او دارم. حالا میخواهم نقش مرد خوب فیلم را بازی کند. چه اتفاق ویژهای افتاده که من ازآن بیخبر هستم؟ چرا اینقدر جامعه منتقدان آشفته شده؟! مطمئن باشید که 90درصد بینندگان فیلم «تسویه حساب» نمیدانند که آقای نیکبین همسر من است و طبعا قضاوتی هم روی او و شخصیتش در فیلم ندارند، بنابراین چرا من باید نگران نقدهای سطحی عده معدودی از منتقدان در این زمینه باشم؟ البته ناگفته نماند من احترام ویژه و خاصی برای همسرم قائلم.
اتفاقا دیدم که این عشق را در جاهای عمومیتر نشان میدهید و مرتبا میگویید، چقدر دوستش دارید و وقتی باهم هستید از کنارش تکان نمیخورید.
به هرحال اصل سوال خندهدار است. همین که اعتراض میکنند خود این مساله خیلی جالب است، من فیلم «دو زن» را برای شما مثال میزنم، وقتی این فیلم ساخته شد باید نقدها را دیده باشید تا درک کنید. به من میگفتند این خانم ضدمردترین زن ایران است چون دوزن را ساخته. گفتم چرا؟ من یک مردی را با بازی آتیلا پسیانی نشان دادم که نه زنش را کتک میزند، نه بد دهن است، نه عرق میخورد، نه با رفقای ناباب میچرخد، نه قمار باز است.
من رجوع میکنم به بازخورد فیلم شما در خانوادههای سنتی که معمولا حق را به شخصیتهای زن شما میدادند.
پس من فیلم ضدمرد نساختم. من اگر میخواستم فیلم ضدمرد بسازم شخصیت مرد فیلمم را کسی نشان میدادم که عیاش و لا ابالی باشد. درباره «واکنش پنجم» خیلی به من انتقاد شد و حاج صفدر را نقد کردند. در حالی که حاج صفدر یک انسان به تمام معناست، اصولگراست، نجیب است، به چشم عروسش نگاه نمیکند. میافتد در جاده تا یک وقت کسی به عروسش تعرضی نکند. این حاج صفدر چه خلافی کرده؟ عیاش است؟ معشوقه دارد؟ شما چرا میگویید حاج صفدر خوب نیست. چون تصویر خودتان را در حاج صفدر میبینید، چون میگویید شما باید با آن اصولی که من میگویم زندگی کنید،خب این مساله در تمام دنیا منسوخ شده. هر انسانی بنا به طبیعت خودش زندگی میکند، هیچ قانونی برای همه جامعه وجود ندارد، ما سلایق، تفکرات و جهانبینیهای متفاوت داریم. چرا این همه فرق و تنوع بین انسانها در دنیا هست، 2 تا خانه شبیه هم پیدا نمیکنید. حرف فیلم هم همین است، میگوید تو خیلی خوبی، اخلاقت قابل تحسین است اما راههای سادهتری برای انسانیتر زندگی کردن هست. چرا از «واکنش پنجم» رنجیدند؟ چیز بدی من در فیلمم ندارم. من مرد خوش فکری مثل شهاب حسینی در فیلمم گذاشتم چرا این را نمیبینید.
یک مساله را هم بگویم؛ بعد ازانقلاب به فیلمسازان زن با همه فراز و فرودهایشان اهمیت داده شد. نتیجه این شده که الان وزیر زن هم داریم که به مدد جسارت زنان رخ داده، از حق هم نگذریم احترامی که زنان در بعد از انقلاب داشتند در هالیوود هم وجود ندارد.
برایم مهم نیست که وزیر زن داریم یا نداریم. برای من مهم نیست که چند نماینده زن داریم یا نداریم. مهم این است که اعمال آن وزیر و نماینده زن به نفع 50 درصد جامعه زنان کشور هست یا نیست. تعداد مد نظرم نیست عملکرد مهم است، مردانی هستند که مردند و بهتر و علمیتر به زنان فکر میکنند. وقتی من میگویم جنسیت برایم مهم نیست صادقانه گفتم. شوهر من از صدها هزار زن روشنتر فکر میکند، انسانیتر نسبت به زن فکر میکند، بنابراین مرد یا زن بودن نشانه بر حق بودن نیست.
پس شما با انتخاب شوهرتان برای فیلم «تسویه حساب» میخواستید اندیشههای آقای نیکبین را هم بازتاب دهید.
به صورتی خیلی واقعبینانه اینکه من کاری با منتقدان نداشتم. روزنامههای اصولگرا- غیراز روزنامه محترم و وزین شما- طوری درباره من مطلب مینوشتند که به نظر میآمد که من موجودی بشدت ضدمرد هستم. حتی من که شهرستان رفتم فکر میکردند که من هنوز ازدواج نکردهام. من نشان دادم که همسر دارم، خانهداری میکنم، زندگی میکنم، بچهداری میکنم. خیلی از مطبوعاتیها الان مطمئن هستند و میدانند که اولویت اول زندگی من فرزند من است. چون این تنها موجودی است که من میخواستم و او را بهوجود آوردم. من مسؤول این بچه هستم. برای من مهم است که شام فرزندم را خودم بپزم، انتخاب دوم من همسرم است، چون من خواستم که همسرم باشد، من انتخابش کردم، من را که به زور شوهر ندادند، پس من در قبال این انسان مسؤولم، انتخاب بعدی من والدین خودم و بعد والدین همسرم هستند. حال آنها خوب باشد، حال من هم خوب هست. تازه بعد از اینکه همه اینها خوب بودند من به سینما اهمیت میدهم، باور کنید من هیچگاه جشنوارهای را به فرزندم ترجیح ندادم، بارها داوری جشنوارههای مهمی را نپذیرفتهام چون دخترم امتحان داشته و امکان اینکه با من بیاید را نداشت. چرا از من تصویر یک هیولا میسازند؟ حق ندارند این کار را بکنند. به این حرکت میگویند ترور شخصیت. برای اینکه از لحاظ شخصیتی سعی میکنم انسان مسؤولی باشم. نمیگویم بینقص هستم، ضعفهای زیادی دارم اما اگر نرم اجتماعی را لحاظ بدانیم من خیلی خوب رعایتش کردهام. تمام مسؤولیتهایم را با کمال میل پذیرفتم. این بود که فکر کردم اگر آن نقش را شوهرم بازی کند، میتوانم سم را از بدنه مطبوعاتیها بیرون بکشم. نمیدانستم یک عده از سوی دیگری غش خواهند کرد. یک افسانه قدیمی میگوید که در فلات ایران قبایلی که ییلاق و قشلاق میکردند، وقتی که جایی جمع میشدند رئیس قبیله میپرسید کدامتان از همه تیزهوشتر هستید، همه میگفتند مثلا فلانی،آن آدم را قربانی میکردند و از او عبور میکردند، ماه بعد کوچ میکردند باز چنین مراسمی انجام میشد. اگر به این پدیده قربانی کردن توجه کنید پی به فلسفهای متفاوت میبرید که آدمهای باهوش اصولا نظم اجتماعی را بر هم میزنند.
نظم دهکده جهانی یا قاعدهای که نظم را تشکیل میدهد؟
منظورم نظم سنتی است. هرکسی سعی میکند این نظم را بر هم بریزد تا نظم جدیدی به وجود آورد مورد غضب واقع میشود. چرا به جامعه ما میگویند جامعه نخبهکش، جامعه ما نخبهکش است،ربطی به بعد از انقلاب و زمان پهلوی و قاجار ندارد. ما مصدق را تبعیدش کردیم به دهات، ما امیرکبیر را در فین رگ زدیم، ما نخبهکش هستیم، چون امیرکبیر نظم سنتی قاجار را داشت بهم میزد، در نظام امیرکبیر همه باید کار کنند تا پول دربیاورند، هر کسی میخواهد باشد. این فرد میآید حقوق سرانه شاهزادهها را به یک سوم میرساند و به نفع جامعه کار میکند اما ترورش میکنند. آدمهای نخبهکش از نظم جدید میترسند، نظم جدید را نمیشناسند. من برای شوهرم زن بهتری هستم تا یک زن سنتی. میدانید چرا؟ چون دنیای معاصر دنیای پیچیدهای است و آدمها تنها هستند و احتیاج به همدم دارند. احتیاج به کسی دارند که با آنها حرف بزند، ارتباط کلامی برقرار کنند، اگر این زمینه بین زن و مرد و بچه خانواده حاکم شود، خانواده عصبانی نخواهیم داشت. خب این نظم جدید که بد نیست، اما چون تصویر محوی از این نظم وجود دارد میچسبند به این نظمی که فعلا دارند. این است که برای فیلمی کوچک مثل «تسویه حساب» هیاهو میشود. من که امیرکبیر نیستم، من در میان تغییردهندگان اجتماعی یک مولکول هستم. این همه فیلم ساخته میشود این هم یکیدیگر، چرا این همه آشفتگی.
از شما خیلی توقع بالا رفته، بویژه بعد از «سوپراستار»، همان جسارت شما در نشان دادن صحنههای مشروب خوری و آدم مست و. . . در کس دیگری نبوده. شما این کار را کردید و حتی تلویزیون هم آن را نشان داد. شما آینهای گذاشتید تا بگویید این مشکلات هست.
اما با اینکه به تلویزیون رفت باز با مخالفتهایی روبهرو شدیم. از شبکه 3 به شبکه 5 و از ساعت 8:30 شب آمد به ظهر. یکباره شمشیرها کشیده شد.
البته در شبکههای استانی هم پخش شد.
من شبها سایتها را چک میکنم تا مثلا ببینم مردم درباره
«تسویه حساب» چه میگویند. 90 درصد بینندهها نوشتند «تسویه حساب» بهترین فیلم تهمینه میلانی است، سلیقه هم مهم است، خیلیها هم میگویند «نیمه پنهان» بهترین فیلم من است، یکسری میگویند «دو زن»، اینها سلیقه است. نباید این اختلاف سلیقه ما را به اشتباه بیندازد. حتی نوجوانهایی هستند که دیالوگهای «آتشبس» را از حفظ هستند.
و احتمالا تاثیر میپذیرند.
مهم این است که من سعی میکنم با حسن نیت فیلم بسازم و به مخاطب فکر میکنم. شما اگر فیلمتان مخاطب زیاد داشته باشد برگردان اقتصادی اتفاق میافتد،خب این خیلی عالی است اما من برای فروش فیلم نمیسازم. هیچ کدام از فیلمهایم را برای این هدف نساختم. یادم هست وقتی «سوپراستار» را نوشتم خیلی از عوامل فیلم میگفتند که «شما مطمئنی این فیلمنامه را میخواهی بسازی؟ نمیفروشهها». «دیگه چه خبر» را که میساختم، هیچ تهیهکنندهای حاضر نبود روی کار سرمایهگذاری کند اما شد پرفروشترین فیلم سال، چون داستان یک خواهر و برادر بود. آن موقع مد بود که دختر و پسر در فیلم بگذارند که دارند گیتار میزنند. من رابطه یک خواهر و برادر را آوردم به عنوان قهرمانهای قصهام، میدانستم که نیاز جامعه است. میدانستم خواهر و برادرها نیاز دارند به این رابطه. هر فیلمی ساختم شمشیرها به سمت من نشانه رفت اما اهمیت نمیدادم. اگر اهمیت میدادم بعد از «بچههای طلاق» فیلمی نمیساختم.
فیلم اولتان را که ساختید چند سالتان بود؟
«بچههای طلاق» را در 27 سالگی ساختم. جایزه اول جشنواره فجر را هم گرفت. فیلم نشان میداد پدری بچهاش را شلاق میزند. گفتند این کار ضدمرد است اما در واقعیت مردهایی هستند که بچهها را شلاق میزنند.
بله هستند.
پس چرا آشفته شدهاید؟ چرا میگویید من ضدمرد هستم، من با این کار خواستم بگویم، ای مرد نادان تو با این شلاق زدن روح فرزندت را میکشی. او یک خانم 14 ساله است، این کار را نکن. وقتی من این فیلم را ساختم شمشیرها بود که برایم از نیام برون آوردند. «افسانه آه» (که محبوبترین فیلم من است) را در 28 سالگی ساختم. فیلم به تماشاچی میگوید که خوشبختی با این شکل و شمایل بیرونی تو بیهوده است. میگوید خوشبختی در درون تو است نه بیرون از تو. مهم نیست که تو پول داری یا نه، مهم نیست که چه شغلی داری. مهم این است که درک تو از زندگی چیست. فیلم را حتی در جشنواره فجر هم نشان ندادند. 4 سال بعد «مارکو مولر» که رئیس جشنواره لوکارنو بود به ایران آمد و میگفت میخواهم آثار فیلمسازان زن را ببینم، فیلم «افسانه آه» را دید و به من گفت چطور این فیلم را به جشنواره نفرستادی، این فیلم فوقالعاده است. دعوت کرد و این فیلم بعد از 4 سال خارج از کشور اکران شد. رئیس جشنواره کن که این فیلم را دید، گفت این بهترین هدیهای بود که در این جشنواره به من داده شده است. در ایران مرا مسخره میکردند، میگفتند:«خانم واسه ما فیلسوف شده!» چه جملات زشتی که نشنیدم. فتانه ملک محمدی در نقش رها در فیلم «سوپراستار» حرف قشنگی میزند: «وقتی حرفی درسته چه فرقی داره اون حرف رو کی میزنه و چند سالشه». بنابراین چرا باید اهمیت بدهم، من میدونم که دارم با قلبم با این مردم صحبت میکنم و عاشق مردم هستم، عاشق خانواده و زندگی خودم هستم، دارم حرکت میکنم در جهت خیر.
جدیدا اینگونه مد میشود که همه داستانها سوق پیدا میکند به سمت طبقه آسیبپذیر.
فکر نمیکنم، کاش اینطوری باشد، من خیلی خوشحال میشوم.
چرا تراژدی در فیلمهای شما حالت فانتزی دارد. مثلا مرگ زیبا؛ تراژدی هست ولی فانتزی غالب است، تماشاگر کمی ناراحت میشود ولی داستان روی این مساله مانور نمیدهد و روال ادامه پیدا میکند.
«تسویه حساب» قصدش این نیست که شما را غمگین کند، با مرگ زیبا و لیلا، هدف من این است که در نمای کلی به شما بگویم این زنها در کنار ما زندگی میکنند. این طیف را دریابیم، شما درباره این زنان بعد از دیدن فیلم فکر میکنید، ممکن است زمانی که از خیابان رد میشوید و زنان ویژه (زن خیابانی) را میبینید آن قضاوت قبلی را نداشته باشید.
از نگاه مرد سنتي ممكن است مدرك يك زن تحصيلكرده كه قورمهسبزيپختن بلد نباشد، بي ارزش باشد اما شما در کنار علمآموزی، آموزش درست کردن قورمه سبزی را هم برای زنان جامعه میخواهید!
اگر فقط کاری پختن قورمه سبزی باشد، کار بزرگی انجام ندادهایم.
من دارم مثال میزنم.
قورمه سبزی درست کردن که کاری ندارد! مرد هم میتواند این کار را انجام دهد. میگویند بهترین آشپزهای دنیا مردها هستند، این مساله چیزی نیست که فقط مختص زنان باشد، مثلا انگار که بگویید حمام کردن بچه فقط مختص زنهاست، مسخره است، چون مادر بچه را به دنیا میآورد، مهری نسبت به بچه پیدا میکند و میتواند یکسری کارها را انجام دهد اما پختن قورمه سبزی کاری نیست که یک مرد نتواند آن را انجام دهد یا ظرف شستن وظیفهای نیست برای یک زن اما... .
تاثیر فیلمهای شما در خانواده ما این بود که پدر خدابیامرزم قبل از اینکه از دنیا برود هم ظرفها را شسته بود و هم پلهها را تمیز کرده بود.
من هم یک نکته جالب به شما بگویم، حتی وقتی بحث خانهدار بودن زنان میشود من میگویم اشکالی ندارد. خیلی زنان هستند که خانهدار بودن را میخواهند اما این امر باید با توافق مرد و زن انجام بگیرد. کار زن خانهدار نباید رایگان انجام شود، انصاف نیست. حالا چون مرد بیرون کار میکند همه چیز برای او باشد و خانم هم خدمات رایگان ارائه دهد؟ یکسری دوست و همکار معمار دارم که میگویند ما حاضریم خانهداری کنیم و همسرمان برود دنبال تامین معاش، خسته شدیم، چند جا باید کار کنیم؟ بعضی از آنها 3 جا کار میکنند، خانهداری خیلی کار شاقی نیست اما بدون دستمزد بودنش بد است، هیچجا به حساب نمیآید.
شما سوای فیلمسازی دارید به سمبل تلاش هم تبدیل میشوید. محقق و معمار و فیلمساز هستید. در زمینه معماری هم کار میکنید؟
الان داریم روی طرح عوض کردن ورودیهای متروی تهران کار میکنیم.
یعنی همچنان معماری را هم انجام میدهید؟ با مهندس نیکبین؟
ایشان رئیس من در شرکت مهندسی هستند. شرکتمان نزدیک به هم است. پیاده یک دقیقهای میروم و میآیم. به من برای امور سینما زنگ میزنند و به او هم برای امور معماری.
کدامتان در کارها رئیس هستید؟!
رئیس و مرئوس برای قرون گذشته است. الان ما وارد هزاره سوم شدهایم. یک جملهای در سریال «خانه سبز» شنیدم که خیلی خوشم آمد. فکر کنم از شازده کوچولو الهام گرفته بود: «رئیس باش و ریاست نکن».
در «تسویه حساب» 2 کاراکتر هستند که زود ازدواج کردهاند. شما میخواستید با آوردن این 2 کاراکتر هشدار اجتماعی به خانمهایی بدهید که زود ازدواج میکنند.
نه ربطی ندارد. بسیاری از بزهکاران در سنین پایین به بزه کشیده شدهاند.
شما برای این زمینه تحقیق و کنکاش کردید؟
من با این افراد زندگی کردم، 8 روز در زندان بودم. اکثر چیزهایی که در فیلم میبینید واقعی است، سن بزهکاری خیلی پایین آمده، بویژه زنها. مطالعات میدانی کردیم که اغلب این زنان توسط پدر یا برادر یا همسر به بزه کشیده شدهاند. بیشترشان ازدواجهای ناخواسته داشتهاند که مثلا با یک قاچاقچی صورت گرفته. من میخواهم بگویم این زن که در 12 سالگی به زور به خانه بخت رفته و به بزه کشیده شده چه آیندهای میتواند داشته باشد؟ آیا دانش کافی دارد؟ آیا تخصص ویژهای دارد؟ گیرم در زندان متنبه هم شد و آمد بیرون. آیا شما یک زن سابقهدار را به خانه خودت راه میدهی که کلفتیات را بکند؟ جواب روشن است، در حالی که او 12 سال داشته و به این راه کشیده شده.
نگاه خودتان به زنان خیابانی (میلانی: زنان ویژه) چیست؟
اصولا قضاوت کردن را دوست ندارم.
پس این همه سختی که در این راه متحمل شدید برای چه هدفی است؟
هدف من آگاهی دادن به اجتماعی است که لازمهاش تغییر است. شما وقتی از یک چیزی آگاه باشید، وقتی بدانید کودکان خیابانی در سطح شهر خیلی زیاد است، شروع میکنید به کمک برای حل مساله.
طبق نظرسنجی بسیاری برای سرگرمی صرف به دیدن فیلم شما نمیروند. فکر میکنم وقتی نام تهمینه میلانی روی فیلمی باشد وظیفه شما را نسبت به بینندهها چند برابر میکند.
طبیعتا. وقتی وظیفه مولف بودن را برای شما تعریف میکنند، مسؤولتر میشوید.
این نقش را مردم به شما میدهند و نه منتقدان!
اصل هم همین است. وقتی فیلم «روح» هیچکاک اکران شد منتقدان حمله بدی به او کردند، مثلا به او میگفتند خجالت نمیکشی این فیلم را ساختی؟ نه قاتل دیده میشود و نه مقتول، همهاش سایه میبینیم و... این جملات باعث سرخوردگی شدید هیچکاک میشود، غرورش را میشکنند، تا اینکه یک سال بعد فیلم در اروپا مورد تحسین قرار میگیرد، جامعه روشنفکری این فیلم را شاهکار سینما معرفی میکنند، تازه هیچکاک جدی گرفته میشود و منتقدان شرمنده از او عذرخواهی میکنند. کسی که عجولانه قضاوت میکند پشیمان میشود، درست نمیتواند تصمیم بگیرد، به خاطر همین است که من قضاوت نمیکنم.
چند فیلم ایرانی خوبی که دیدید را اسم میبرید؟
گوزنها، باشو غریبهای کوچک، خانه دوست کجاست؟، آن سوی آتش، مادیان. . . .
فیلمهای خارجی چطور؟
خیلی زیادند. 90 درصد فیلمهای دهه 70 و 80 آمریکا. آثار سیدنی پولاک، سیدنی لومت، فرد زینهمان. فیلم ماجرای نیمروز فیلم محبوب من است.
وسترن مردانه؟
مجبورم توضیح بدهم؟
بله حتما مجبورید چون خواننده به فضای ذهنی شما نزدیکتر میشود و اصولا دلیل گفتوگو با مطبوعات نیز همین است.
همذات پنداری من درآن فیلم با شخصیت کلانتر است، من میدانم او چه رنجی میکشد برای یک جامعه نادان. همینطور فیلم «هملت». من براحتی با هملت همموقعیت میشوم، چون میبینم او چه رنجی میبرد از نادانی اطرافیانش.
نظرتان راجع به تارانتینو چیست؟
به نظر من کاملا دیوانه است. فیلم آخرش وحشتناک بود و
«کیل بیل»اش صرفا فیلمی تجاری و خشن بود.
«پالپ فیکشن» چطور؟
«پالپ فیکشن» فرق میکند، این فیلم در تاریخ سینما استثنا بود، نوع قصهگوییاش کار مدرنی بود. صحنههای مواد مخدرش را دوست دارم.
بابت این گفتوگو تشکر میکنم.
من هم از مطبوعات منصف تشکر میکنم.
+
نوشته شده در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389ساعت 0:56  توسط
|
محمد تاجیک : مهناز افشار بازیگر مطرح سینمای ایران این روزها فیلم تسویه حساب به کار گردانی تهمینه میلانی را بر پرده سینماها دارد که از آن استقبال خوبی شده وپرفروشترین فیلم اکران سینماها محسوب می شود.
/خانواده ای مخالف کار در سینما/
مهناز افشار از جمله بازیگرانی است که در ابتدای بازیگری اش خانواده او با حضور در سینما مخالف بودند . خود او دراین باره در گفت وگویی با ماهنامه فیلم گفته است :خانواده من به شدت با کار من در سینما مخالف بودند آنها آدمهای مذهبی روشنفکر هستند و من با اخلاقیات خاص و چار چوبهای اخلاقی خودم در چنین خانواده ای بزرگ شدم .در سالهای اولیه کارم مادرم همراه من به دفاتر سینمایی می آمد و یادم است بااولین عکسی که از من در مطبوعات چا پ شد دایی ام شدیدا با خانواده ام دچار مشکل شد.
/بازیگری که درس تدوین خواند/
مهناز افشار آن طور که خودش گفته در دبيرستان علوم تجربي خوانده و بعد ادامه تحصيل داده و تدوين خوانده است . او بعدها در کلاس هاي بيان آقاي سمندريان هم شرکت می کند .
/تدوین فیلم مهرجویی/
بد نیست بدانید که او سالها قبل و قبل از آنکه به طور جدی وارد سینما شود تدوین یک فیلم تبلیغاتی از مرجویی را برعهده داشته . این بازیگر مطرح سینما در گفت وگویی گفته :می دانید فیلم تبلیغاتی آموزش کتاب اول آقای مهرجویی را همان موقع من تدوین کردم ؟همیشه آقای مهرجویی به من می گویند من تورا به سینما معرفی کردم(ماهنامه فیلم)
/فیلمهایی که مهناز افشار دیگر آنها را دوست ندارد/
در کار نامه بازی گری خانم افشار فیلمهایی وجوددارد که پس از گذشت سالها دیگر آنهارا دوست ندارد. حدود ۶۰درصد از فیلمهایی که مهناز افشاربازی کرده ،مورد رضایت اونیست .این چیزی است که خود او در اعترافی جالب عنوان کرده وافزوده : بازی در فیلم دختری در قفس را دوست ندارم . در نگین اصلا آن نقش مال من نبود و احساس می کردم که نباید در آن نقش بازی کنم .یا مثلا زهر عسل که قصه متفاوتی داشت در زمان خودش ،اما در نیامد .افسوس نمی خورم از بازی کردن در زهر عسل چون کسی از اعتماد من سوئ استفاده نکرد. یا حتی او به تازگی گفته :تنها فیلمی که واقعا ازبازی در آن پشیمانم امشب شبه مهتابه است .آقای شایسته شاهدند که من نمی خواستم قرارداد بازی در این فیلم راامضا کنم الان اگر امشب شبه مهتابه را به من پیشنهاد کنند با قاطعیت می گویم نه .تجربه این فیلم باعث شد از این فیلم به بعد پس از خواندن فیلمنامه بپرسم بقیه بازیگران چه کسانی هستند از کلاغ پر یا کما دفاع نمی کنم اما پشیمان هم نیستم.
/نگین/
در فیلم نگین اصغر هاشمی قرار بود لیلا حاتمی بازی کندولی شرایط فراهم نشد وقرعه به نام مهناز افشار افتاد.
البته فکر می کنم در نگین بازیگران حرفه ای که در کنارم بودند می توانستند به من کمک کنند امااین کاررا نکردند!
/دختری در قفس/
من برای فیلم دختری در قفس با آقای داوود نژاد قرار دادبستم وبه ایشون اعتماد کردم ولی .....!متاسفانه تبلیغات فیلم فاجعه بود .
آقای داوود نژاد گفت : من هستم و من فکر کردم ایشون به عنوان مشاور کنار گروه قرار داره و مشکلی پیش نمی آد .... از طرفی بالاخره تمام بازیگرهای دنیا هم در کار نامه خودشون فیلم بددارند.
/از دست دادن بی پولی ورسیدن به ..../
خارج بودم و همزمان بی پولی وامشب شبه مهتابه به من پیشنهاد شد داشت خارج درس می خواندم بی پولی راقسمت نشد و رد کردم ودرباره این یکی(امشب شبه مهتابه ) هم گفتم که نمی توانم به من گفتند اعتماد کن ویا علی بگو وبیا . من هم اعتماد کردم و رفتم .این فیلمی نیست که به خاطر آن مهناز افشار سرش را بالا بگیرد . می گفتند این فیلم نسخه ای ایرانی از فیلمی با عنوان زندگی من نیکول کیدمن است .به من اعتراض می کنند که چرا درباره فیلم امشب شبه مهتابه خوب حرف نمی زنم . حتی بعضی هاپرخاش گری می کنند.
/ستاره دهه 80/
البته باید عنوان کرد اولين کار مهناز افشار سريال «گمشده» بود که در همان سالهای ابتدای حضور افشار در سینما بود . گویا این فیلم دوسال پیش مجددا پخش شد . درواقع باید گفت دهه 70 دهه شروع کار و تثبيت مهناز افشار با فيلم هايی چون «نگين»، «شور عشق» و «شيرهاي جوان» بود. در اوايل دهه 80 به عنوان ستاره کاملاً جا می افتد وبا فیلم آتش بس تهمینه میلانی به اوج می رسد .
/آتش بس/
آقای شریفی نیا به من گفت که خانم میلانی قصه بسیار خوبی داره و چه قدر خوبه که توباایشون کار کنی .من هم از این پیشنهاد خیلی خوشحال شدم چون خیلی دوست داشتم باایشون کار کنم .البته قبلا قرار بود در نیمه پنهان بازی کنم..
بعد از آتش بس تا حدودی سخت گیر تر شدم و کارهایی به من پیشنهاد شد که اگر مهناز افشار قبل از آتش بس بودم آنها را قبول می کردم ولی ....
کلا باید بگم با سبک تهمینه میلانی کار کردن یک تجربه است .
یک روز خانم جوانی جلوی من را گرفت و گفت آتش بس عین زندگی من بوده.
/ارتباط با میلانی/
خارج از رابطه کاری ،رابطه من با خانم میلانی خیلی قشنگ است به من کتاب می دهند وفیلم معرفی می کنند.
/من هم بازیگر فیلم میلانی بودم/
یکی دوسال قبل در مصاحبه ای باهفته نامه چلچراغ از مهناز افشار پرسیده می شود چرا بهرام رادان از شور عشق به نقش اول سنتوری مهرجویی می رسد ولی مهناز افشار همچنان مورد توجه سینمای تجاری است؟مهناز افشار در پاسخ می گوید :اگر آقای رادان بازیگر نقش اول فیلم مهرجویی است ،من هم بازیگر نقش اول فیلم آتش بس بودم .خب برای من آتش بس فیلم مهمی است.
/میلانی من را کتاب خوان حرفه ای کرد/
تهمینه میلانی از کار گردانهای سینمای ایران است که به خواندن کتاب علاقه بسیاری داردو علاقه بیشتری به معرفی کتاب به دیگران وایجاد علاقه کردن برای خواندن کتاب به دوستان. به همین خاطر شاید عجیب نباشد که مهناز افشار همواره درصحبتهایش بگوید میلانی باعث شدتا از خواندن کتابهای فهیمه رحیمی به خواندن کتاب مرشد ومارگریتا کشیده شوم. مهناز افشارهمیشه گفته : خانم میلانی به شدت مرا کتاب باز کرده و بسیار روی من تاثیر گذاشت .او توضیح داده که من بامداد خمار را در میان کتابهای ایرانی بسیار دوست داشتم مثلا کتابهای دانیل استیل را می خواندم فهیمه رحیمی را دوست داشتم.گاه گداری هنوز هم سراغ این کتابها می روم ولی خانم میلانی باعث شد من غیر از اینها سراغ کتابهای روانشناسی هم بروم.مثلا مرشد ومار گریتا را به من معرفی کرد کتابی که مرا به شدت تکان داد!گاهی درسنین نوجوانی به فکر همین رمانهای عاشقانه می خوابیدم.هنوزهم وقتی روح کودکم بلند می شود سراغ این کتابها می روم.خیلی از بچه ها برایم فیلم می آورند. .
/همکاری با حاتمی کیا/
در فیلم دعوت از ۷صبح تا ۳صبح باید پلانی را می گرفتیم که من باید درزیر آب می بودیم .زمستان هم بود وقتی آخر کار حدود ساعت ۳صبح از استخر بیرون امدم آقای حاتمی کیا می گفت خیلی خوشحالم از اینکه برخلاف آنچه می گویند اصلا بازیگر عروسکی نیستی .یعنی بازیگری نیستی که راحت طلب باشی ونخواهی زجر بکشی.
/برای همکاری با حاتمی کیا بامغز می روم/
جالب است بدانید افشار در مصاحبه دیگری درباره همکاری باحاتمی کیا گفته :اگر آقای حاتمی کیا هر وقت ودر هر شرایطی بخواهند در فیلمشان کار کنم با مغز می روم.
/باز هم دعوت حاتمی کیا/
زمانی که برای فیلم دعوت دعوت شدم تا قبلش که سینمای ایشون را دوست داشتم و صادقانه بگویم بعد از کار کردن باایشون هم خوشحالم که در فیلمشان حضور داشتم .تازه در دعوت برای اولین بار بود که درفیلمی بازی می کردم که در واقع باید ۴نقش را در می آوردم .خیلی ها گفتند کار خاصی نکردی ولی فکر کنید صدا دوربین حرکت وقراره تو خودت رابازی کنی در چند شکل مختلف....
/کار گران مشغول کارند/
هدیه تهرانی به من زنگ زد و گفت :مانی حقیقی قراره یک کاری شروع کنه و به توزنگ می زنه برو پیشش و ببین شرایط کار چه جوریه !آقای حقیقی زنگ زد و من برای مذاکره رفتم البته همان موقع شنیدم که بعضیها مخالف حضور من در این فیلم بودند.اصولا جالبه که خیلیها مخالف من هستند اما معتقدم که چیزی که حق وقسمت باشه اتفاق می افته .
مانی حقیقی روز دوم فیلمبرداری وقتی راش های مربوط به روز اول را دیده بود گفته بود :خیلی خوب بازی کرده وهمین به من روحیه داد.البته این فیلم کار خیلی خوبی بود .
در این فیلم بیشتر بازی من مقابل اقای محمود کلاری بود .ایشون آنقدر خوب بودند که دیگر نیازی به کمک نداشتم.
/شاید فیلمبردار شود/
شاید روزی فیلمبردار شوم چون کار های فنی را دوست دارم .اولین بار سر فیلم رییس برای زرین دست تراولینگ کردم .عاشق کار فنی ام به زرین دست گفتم می خواهم بیایم دستیار ۳شما شوم.اگر پشت صحنه فیلم پسر آدم ُدختر حوا(مهناز افشار )را نگاه کنید برایتان جالب خواهد بود که کلی ابزار ووسائل را این ور وآن ور کردم .اصلا توی چند تا عکس ُریل روی دوش من است .اینها را از سینه موبیل می آوردم برای آقای زرین دست.
/ساخت مستندی درباره نلسون ماندلا/
مهناز افشار دراین سالها به سراغ سینمای مستند هم رفته .او برای ساخت یک مستند درباره نلسون ماندلا به آفریقا هم رفته و کلی فیلم گرفته از زندانی که در آن نلسون ماندلا حضور داشته وحتی از سلولش واتاق خوابش هم فیلم گرفته .البته خود دراین باره گفته :راستش ۴ساعت فیلم گرفتم و آوردم وکلی وقت رویش گذاشتم اما فهمیدم دغدغه ام کار گردانی نیست.
/نقش منفی/
اتفاقا من نقش منفی را می پسندم و دوست دارم نقشهایی بازی کنم که وقتی شب به خونه می رسم از شدت سختی اون نقش گریه کنم .مثلا خیلی دوست داشتم نقش آنتونی کویین را در گوژپشت نتردام بازی کنم .
/چه کسی امیر را کشت /
این فیلم تجربه عجیب و غریبی بود و نزدیک به ده بازیگر حرفه ای و یه نقش کاملا متفاوت .به هر حال تجربه متفاوتی بود ومن خیلی خوشحالم که دراین فیلم بازی کردم.
/بازي در «چه کسي امير را کشت» چگونه پيش آمد؟/
يادم است که از طرف آقاي کرم پور فيلمنامه يي به من رسيد که بخوانم. ديدم خيلي کار نويي است، عوامل و بازيگران خيلي خوبي هم دارد. البته براي بازي در اين فيلم واقعاً خيلي ترس داشتم چون فکر مي کردم مهناز افشار ميان اين همه بازيگر پيشکسوت و بزرگ چه مي خواهد بکند؟ ولي بعد ديدم چه محک خوبي است. آدم به خودش مي گويد سعي کن کم نياري و خيلي خوب باشي. هيچ وقت لطف آقاي شکيبايي را يادم نمي رود که من را ديدند و گفتند وقتي سالاد فصل را ديدم، متوجه شدم از نوک پا تا نوک موهايت بازي مي کني. اصلاً باور نمي کردم آقاي شکيبايي اين حرف را به من بزند. چقدر خالص و چقدر بي عقده و بزرگوار. اين حرف را حتي اگر ايشان فقط براي خوشحال کردن من گفته باشد به من انرژي مي دهد و براي من خيلي ارزشمند است. يکسري دوستان در سينما به من کم لطفي کردند اما خدا را شکر دوستاني هم داشتم که به من کمک کردند در سينما بمانم. فيلمنامه «چه کسي امير را کشت؟» را که خواندم، آقاي شکيبايي هم آنجا بودند و دوست داشتم باز هم با ايشان کار کنم. البته با هم بازي نداشتيم ولي نقش عجيب و متفاوتي بود. من هميشه دوست دارم نقش هاي متفاوت و عجيب و غريب بازي کنم. مثلاً آرزويم اين است که نقش آنتوني کويين در گوژپشت نتردام را بازي کنم.
/کیمیایی/
به نظرم برای هر بازیگری خیلی خوبه ولازمه که باآقای کیمیایی کار کنه حتی برای یک تجربه.
/قسمت وتقدیر/
همچنین باید بگویم من درسینما به قسمت واتفاقی که برای آدمها می افتد اعتقاددارم .من اعتقاددارم مسیر من مشخص شده است.
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 9:28  توسط
|
تهمينه ميلاني مادري است كه فيلم هم ميسازد. در كنار اينها به شغل معماري اشتغال دارد و فيلمهايي ميسازد كه هميشه علاوه بر جنبه هنري، از نظر اجتماعي نيز قابل بحث است. تركيب اين همه به نشستي چند ساعته ختم شد كه در عصر يكي از روزهاي ابتدايي فروردين ماه در دفتر او شكل گرفت؛ گفتگويي كه از چگونگي شكلگيري مقدمات ساخت فيلم آغاز و به مسائل اجتماعي مختلفي ختم شد. به اعتقاد ميلاني جامعه ما افسرده است و اين افسردگي بشدت ويرانگر است و بايد براي اين افسردگي فكري كرد.
ميلاني كه ساخت فيلمهايي با حضور 2 شخصيت زن را در سينماي ايران باب كرده، در تسويهحساب كه فيلم يكي مانده به آخر او محسوب ميشود و چند سالي هم در توقيف بوده، به سراغ 4 زن خلافكار رفته تا با روايت زندگي آنها، نقدي جدي به مسائل اجتماعي داشته باشد. اگر سن شما بالاي 13 سال است، اولين ويژگي براي تماشاي اين فيلم و به دنبال آن، مطالعه اين مصاحبه را داريد.
كارگردانها ميگويند، وقتي قرار است در فيلمي چند بازيگر زن در كنار هم حضور پيدا كنند، مشكلات و سختيهاي كار آغاز ميشود و آنها شروع به رقابت با هم، حتي بر سر نوع و رنگ روسري ميكنند. شما با چنين مشكلي مواجه بوديد؟
فضاي پشت صحنه هر فيلمي بستگي زيادي به كارگردان آن دارد. گاهي در همين فيلم يكي از بازيگران ميگفت اگر ديالوگ او را بازيگر ديگري بگويد، فيلم بهتر ميشود و اين اتفاق ميافتاد يا اين كه به دليل نوع ميزانسن خود بازيگرها ديالوگهاي معموليشان را تغيير ميدادند. ما ابدا با چنين مشكلي مواجه نبوديم. من از كشف استعدادهاي تازه لادن مستوفي در اين فيلم خوشحالم. كار با بهاره افشاري اولين تجربه ما بود. با مهناز افشار هم قبلا كار كرده بودم. السا فيروزآذر هم كه جاي خودش را دارد و از 6 ـ 5 سالگي بازيگر فيلمهاي من بوده است.
مهناز افشار در فيلم قبلي شما نقشي مهم و محوري داشت. چطور حاضر به ايفاي نقش زني با اين ويژگيها در فيلم تسويهحساب شد؟
شايد او علاقهاي ويژه به كارهاي من دارد. به نظر من درخشش اين بازيگر از فيلم آتشبس بيشتر شد و او حالا خودش را جزو خانواده ما ميداند. زماني كه رضا عطاران 2 سكانس در فيلم تسويهحساب بازي كرد، بتازگي با لادن مستوفي هم در فيلمي به نام «تيغ زن» نقشي محوري ايفا كرده بود و قبل از آن هم چند نقش اول بازي كرده بود، اما با روي خوش حاضر به ايفاي نقش در اين فيلم هم شد. همچنين حامد بهداد كه در چندين فيلم، نقش اول را بازي كرده بود، در 3 سكانس از فيلم «تسويهحساب» بازي كرد يا خانم شيرين بينا كه در سريالها نقش اول بازي ميكنند، همچنين فلور نظري و غلامحسين لطفي و صدالبته محمدرضا شريفينيا كه به من لطف دارند و با روي خوش در هر فيلم من چندين سكانس بازي ميكنند.
با اين حساب، كار كردن با شما راحت است؟
اين طور فكر ميكنم. چون من با وجود جدي بودن، آدم خوشرويي هستم. فضاي كارهاي من هم خيلي مفرح است. احترام همه در گروه سر جايش است.
فضاي زندان زنان هميشه جذابيت خاصي دارد. چنين فضايي كمتر تكرار شده و براي مخاطب هم جذابيت دارد، اما فضايي كه شما در اين فيلم به تصوير كشيدهايد، با وضعيت فعلي زندانها تفاوت زيادي دارد.
نه اين طور نيست، من سالها قبل مدت كوتاهي به دليل ساخت فيلم «نيمه پنهان» در اين فضا زندگي كردهام. به هر حال ما در سينما محدوديت نمايشي داريم. در شروع فيلم، ما به جايي نياز داشتيم كه در آن طي مراحلي «زيور» اين شخصيتها را گلچين و براي انجام آن كار انتخاب كند. در فيلم بر اين مساله هم تاكيد ميشود كه هيچ كدام از اين شخصيتها فساد اخلاقي ندارند. قصد آنها از اين زورگيريها هم ايجاد ارتباط با مردها نيست بلكه به پول نياز دارند تا زندگي كنند، اما از آنجا كه از مردها ضربه خوردهاند، نوع شيوهاي كه انتخاب ميكنند اين گونه است. زندان جاي خوبي است كه اين شخصيتها همديگر را پيدا كنند؛ ضمن آن كه واقعيت هم اين است كه خلافكارها در زندان با هم آشنا ميشوند و ارتباط ميگيرند. در همان مدت كوتاه حضور در زندان، با اتفاقهاي تكان دهندهاي مواجه شدم كه بعدها در قالب نامهاي براي معاون اجتماعي آيتالله شاهرودي رئيس وقت قوه قضائيه نوشتم و او نيز از من قدرداني كرد. دورهاي بود كه دختران 17 ـ 16 ساله فراري را كنار «زنان ويژه» 70 ساله قرار ميدادند. جرائم اين دختران گاه با 100 هزار تومان قابل خريد بود و زنان ويژه با پرداخت جريمهاي نقدي، اين دختران را آزاد ميكردند و آنها را از زندان بيرون ميبردند تا در خارج از زندان براي آنها كار كنند. در نامهام به رئيس قوه قضائيه نوشتم، معدن الماس را كنار دزدها گذاشتهاند و اين نامه منجر به جداسازي بند دختران نوجوان از زنان ويژه شد.
نگارش فيلمنامه اين فيلم از همان دوره زندان شما شكل گرفت؟
بله. شخصيت اصلي فيلم تسويهحساب ـ زيور ـ در مدتي كه زندان بودم با من هم سلول بود. قصه زندگي او واقعيت داشت و متاسفانه ميدان عمل آنها از آنچه من در اين فيلم نشان دادم بسيار وسيعتر و با بيرحمي بيشتري همراه بود و به همين دليل در دادگاه به بالاترين درجه مجازات محكوم شد.
يعني اتفاق اصلي چه زماني افتاده بود؟
سال 81 .
داستاني كه در تسويهحساب روايت ميشود، با استفاده از بازيگر حرفهاي، صحنهپردازي، روايت قصه و... ساختاري كاملا سينمايي دارد. برخي كارگردانها در سينماي ايران وقتي به سراغ چنين سوژههايي ميروند، نگاهي واقعگرايانه و مستندگونه نسبت به سوژه دارند كه هرچند مخاطب فيلم را كمتر ميكند، اما ميزان تاثيرپذيري آن را افزايش ميدهد. شما به دنبال چنين ساختاري نبوديد؟
به هيچ عنوان. من خودم را متعلق به سينماي بدنه ميدانم و به مخاطب زياد خيلي اعتقاد دارم. فكر ميكنم اگر فيلمي، مخاطب كمي داشته باشد، خيلي فايده ندارد. به همين دليل هميشه تلاش ميكنم با استفاده از هنرپيشههاي مطرح كه بازيگران خوبي هم هستند، فيلمم را بسازم تا مخاطب بيشتري را جذب كنم. سينماي مستند ما كند است، اما من به ريتم بالا خيلي معتقدم و دوست دارم در مدت زماني حدودا 100 دقيقهاي كه در اختيار دارم، ذهن تماشاگرم را منقلب كنم.
نقشهايي كه بازيگران مرد شما در فيلم ايفا كردهاند، معمولا چندان مورد علاقه بازيگران مرد در سينماي ايران نيست. واكنش بازيگران شما به پيشنهاد ايفاي اين نقشها چه بود؟
آنها با روي خوش اين نقشها را پذيرفتند. همه بازيگرهاي مرد اين فيلم انسانهاي خوب و شريفي هستند و اغلب آنها دخترهاي جوان دارند و معتقدند جامعه ما اينچنين است و به همين دليل در راه اصلاح آن قدم برميدارند و تلاش ميكنند. آنها انگيزه زيادي داشتند و در كاري كه من قصد انجام آن را داشتم به من كمك كردند. از طرفي اينها بازيگر هستند و مثلا اگر «سياوش طهمورث» در فيلمي نقش شخصيتي ساواكي را ايفا كند، به معناي اين نيست كه او شخصيتي منفي است.
البته شخصيت او تا حدود زيادي فرق دارد و به اندازه شخصيت مرد بياخلاق از يك بازيگر تصور بدي ايجاد نميكند.
من مثل شما فكر نميكنم. به ياد دارم در زمان ساخت فيلم «واكنش پنجم» وقتي قرار شد جمشيد هاشمپور نقش شخصيت «حاج صفدر» را بازي كند، با خنده ميگفت: زنها بعد از اين فيلم با ديدن من در خيابان مرا تكهپاره ميكنند، اما من گفتم زنها حتما بعد از اين نقش شما را بسيار دوست خواهند داشت و همين اتفاق افتاد.
دو شخصيت هنرمندي كه در فيلم حضور دارند، به نسبت ديگر شخصيتهاي مرد فيلم آدمهاي بسيار وقيحي هستند. آنها حتي حاضر به پذيرش اشتباه خود و عذرخواهي هم نميشوند.
خودم را متعلق به سينماي بدنه ميدانم و به مخاطب زياد خيلي اعتقاد دارم. فكر ميكنم اگر فيلمي مخاطب كمي داشته باشد، خيلي فايده ندارد. به همين دليل هميشه تلاش ميكنم با استفاده از هنرپيشههاي مطرح كه بازيگران خوبي هم هستند، فيلمم را بسازم تا مخاطب بيشتري را جذب كنم
متاسفانه در جامعه هنري خودمان اين وقاحت را ميبينم. در فيلم جملهاي است كه مهناز افشار خطاب به غلامحسين لطفي ميگويد كه شما روشنفكريد، جاي مردم فكر ميكنيد و بايد درست عمل كنيد. اين عقيده من است و معتقدم آدم روشنفكر حق ندارد اخلاقيات جامعه را زير پا بگذارد مگر آن كه روشنفكري ظاهري باشد كه اين دو شخصيت اين گونهاند. كسي كه زنان را به چشم غزل، مثنوي، قصيده و... ميبيند، يك آدم حقهباز است و الا شاعري مانند مرحوم سهراب سپهري كه چنين رفتاري نداشته است. من با اين دو بخش خواستم تلنگري به اين جامعه به اصطلاح هنري بزنم و به آنها بگويم حواستان باشد، ما شما را ميبينيم.
در انتخاب شخصيتهاي مرد داستان نيز تقريبا از هر قوميتي يك نماينده حضور دارد. از اسد يورقانچي تا پيرمردي شيرازي و مردي اصفهاني.
هم جغرافيا رعايت شده هم موقعيت اجتماعي افراد. البته يك بار يكي از اعضاي شوراي صدور پروانه نمايش كه خودش هم كارگردان است، خطاب به من گفت: من كجاي فيلم تو بودم؟ او يكي از مخالفان سرسخت فيلم بود كه در توقيف اين فيلم نقشي اساسي داشت. من خطاب به او گفتم آيا ممكن است شما در زندگي خودتان زني خياباني را سوار كنيد؟ گفت نه. گفتم پس تو نميتواني در فيلم من حضور داشته باشي و حتي اگر چنين زني خودش را هم به اتومبيل تو بزند، او را سوار نميكني.
خود شما كدام يك از قصههاي اين مردان را بيشتر دوست داريد؟
قصه شخصيت كارگردان را دوست دارم. چون حرف من هم با اين جامعه هنري اين است كه شما وقتي اسم خودتان را روشنفكر گذاشتيد، بايد مراقب رفتارتان باشيد. البته متاسفانه الان ديگر روشنفكري عميق و اصيل كمتر وجود دارد و اين مساله بيشتر به يك ادا تبديل شده است و الا از يك فكر روشن چنين رفتارهاي صرفا غريزي بيرون نميآيد.
فكر نميكنيد زمان كلي فيلم كمي زياد و داستانها بيش از حد متعدد است؟
زمان كلي فيلم 105 دقيقه است و برايم كليشه 90دقيقه مهم نيست. در سينماي آمريكا برخي فيلمها 145 دقيقه است.
اما سينمادارها معمولا فيلمهايي با زمان بالاي 90دقيقه را براحتي براي اكران نميپذيرند، چون چيدن سئانس براي آنها كمي مشكل ميشود.
فعلا كه فيلم مرا پذيرفتهاند (با خنده). من به ياد ندارم فيلمي ساخته باشم كه زير 100 دقيقه باشد.
شما زمينه خوبي براي سريالسازي داريد!
بله، اما علاقهاي ندارم.
قرار نبود سريالي درباره ايدز بسازيد؟
نه. من فقط فيلمنامه آن را نوشتم كه آن را تحويل دادم. ايذر خطر مهمي است كه ما چشمهايمان را روي آن بستهايم، در حالي كه هر روز بيش از پيش جامعه را ويران ميكند.
در ابتداي فيلم مهناز افشار از شركت در اين عمليات ترس دارد، اما به مرور شبيه زنهاي ديگر ميشود و رحم و مروت خود را از دست ميدهد.
او در فيلم دختري خياباني نيست بلكه تنها اشكال شخصيتي او اين است كه ولگرد بوده و خانه نميآمده است. دوست داشته به زندان برود، چون فكر ميكند در آن محيط ديگر دست ناپدرياش به او نميرسد. ابتداي فيلم هم وقتي به او ميگويند برو كنار خيابان بايست بشدت ناراحت است، اما كمكم به اين وضع عادت ميكند چون ميبيند مردها دروغ گفتهاند، اما اگر دقت كنيد متوجه ميشويد او هميشه بدنش را جمع ميكند، دستهايش را جمع ميكند، دستكش به دست ميكند، موقع خواب چراغ اتاقش را روشن نگه ميدارد و در زندان هم كه هست مرتب حمام ميرود.
علت چنين رفتاري چيست؟
خيلي از آدمهايي كه مورد تجاوز قرار ميگيرند بشدت وسواس پيدا ميكنند و رفتارهايي از اين دست را بروز ميدهند. سعي كردم اين نوع مسائل را با ظرافت در رفتار آنها قرار دهم. اينها همه تعريف شخصيتهاي اين داستان است.
وقتي گروه دختران وارد خانه ميشوند، مريم گلهاي خشك را آب ميدهد و ميگويد ممكن است معجزهاي رخ دهد و گلها دوباره سبز شود. ميل به زندگي هنوز در اين شخصيتها نمرده است.
مريم با بازي السا فيروزآذر طبيعيترين شخصيت اين داستان است كه گاهي به پسر همسايه هم نگاه ميكند. او اصلا ضدمرد نيست. فقط به تهران آمده تا امتحان كنكور بدهد، درس بخواند و از خواهر خود كه چند سال قبل به تهران فرار كرده هم حمايت كند. او تنها كسي است كه دلش به حال اين مردها ميسوزد و نسبت به رفتار دوستانش اعتراض ميكند و در جايي ميگويد خيلي از اين زنها فقط به خاطر يك كيف و كفش اين كارها را انجام ميدهند.
اما كار فيزيكي كتك زدن مردها را او انجام ميدهد.
بله، اما وقتي به عمق شخصيت او ميرويم پي ميبريم او طبيعيترين آدم است. اشارهاي كه به سبز شدن احتمالي گل ميكند در واقع اشاره به خودش است. او خودش هم ميخواهد سبز شود.
به نظر شما او سبز خواهد شد؟
نه. متاسفانه اين گونه زنها شانس خيلي كمي براي ادامه زندگي سالم و موفق دارند.
چرا مريم هر مردي را كه ميبيند، ميگويد شبيه پدرش است؟
او در عين اين كه پدرش آزارش ميداده و برايش محدوديتهاي وحشتناكي ايجاد ميكرده، باز هم او را دوست دارد. او شخصيتي مسوول دارد و نگران پدرش است و در ابتداي فيلم هم از خواهرش درباره پدرش سوال ميكند. او مردها را شبيه پدرش ميبيند و به همين دليل بابت آزار و اذيت آنها ناراحت است. چون اغلب آنها در حدود سني پدرش هستند. من ميخواستم احساسي كه او نسبت به پدرش دارد را نشان دهم.
در فيلم خودتان روي بحث فقر خيلي تاكيد داريد. علت گرفتاري اين آدمها هم تا حدود زيادي ناشي از فقر است.
در اين جمع شخصيت مريم سالمترين فرد است. او در زيرزميني نمناك و در خانوادهاي با محدوديتهاي بزرگ زندگي و رشد پيدا كرده، اما سالمتر از همه است و هميشه نسبت به مسائل عميقتر نگاه ميكند. او آدم حمايتكنندهتري است. در قصهاي كه نوشتم اين مساله را مطرح كردم كه پدر فقير بهتر از پدر متجاوز است، اما نبايد يادمان برود كه فقر استعدادكش است. يك زماني بود كه زن ميتوانست با نظافت خانه مردم، فرزندش را به دانشگاه بفرستد و او را دكتر كند، اما الان ديگر اين اتفاق نميافتد.
چرا؟
چون الان بچه همان زن نظافتچي بايد به دانشگاه آزاد برود و دانشگاه آزاد هم خيلي گران است و هيچ زني با اين كار نميتواند هزينه دانشگاه آزاد را بدهد. دانشگاه سراسري هم تعداد محدودي دانشجو قبول ميكند كه آنها هم نخبههاي جامعه هستند. يك زماني همه دانشگاهها دولتي بود و به دانشجويان كمك هزينه هم ميدادند، اما اكنون ديگر چنين نيست. زماني ميشد با پول كمي يك اتاق براي زندگي اجاره كرد، اما حالا ديگر تمام درآمد يك خانم كارگر هم براي اجاره يك اتاق كفايت نميكند.
در فيلم شما شخصيتهاي زن همه دغدغه مادر شدن و مادر بودن را دارند. ليلا، زيبا، خواهر سارا همه به فكر مادر شدن هستند.
طبق تحقيقاتي كه انجام دادم، اغلب زنان بزهكار در سنين پايين باردار ميشوند و به دليل ناآگاهي نسبت به اين مساله اغلب چند فرزند دارند و راه جلوگيري از آن را بلد نيستند. يكي از اتفاقهايي كه اين روزها در زندان رخ ميدهد، ملاقاتهاي حضوري ميان زندانيان زن و مرد با همسران آنهاست. اين ملاقاتها سبب ميشوند زن يا مردي كه در زندان هستند، با همسر خود ديداري داشته باشند و بعد از مدتي باردار شوند. حاصل اين بارداري كودكاني است كه معلوم نيست چه سرنوشتي پيدا ميكنند.
به اين ملاقاتها ملاقات شرعي گفته ميشود و در زندان نوعي امتياز براي زندانيان خوشرفتار تلقي ميشود.
بله. اينها ميخواهند جلوي بروز مشكلي را بگيرند، اما راهحلي كه پيشبيني كردهاند خود به بروز مشكل ديگري منتهي ميشود. حالا با بچههايي كه به دنيا آمدهاند چه بايد كرد؟ هيچ كجاي دنيا چنين كاري نميكنند و اينها ابتكارهاي جالبي است كه در كشور ما به شكلي كارشناسي نشده اتفاق ميافتد.
اتفاقي كه در فيلم براي زيور رخ داده كه در آن بعد از بارداري از فردي ديگر، به ملاقات حضوري با همسرش رفته و بچه را گردن او انداخته است، واقعيت دارد؟
بله. چنين اتفاقي به اين شكل در زندان افتاد.
رفتار دوم اين دخترها با يورقانچي به چه دليل است؟
آنها اين شخصيت را تنبيه ميكنند.
چه دليلي براي تنبيه وجود دارد؟
من اين داستان را از نگاه خودم ننوشتم بلكه از نگاه اين دخترها نوشتم. آنها وقتي كاري خطرناك، هيجانانگيز و پرماجرا انجام ميدهند، انرژي ميگيرند و ديدن او با خانوادهاش اين حس را در آنها ايجاد ميكند كه دوباره به اصطلاح «حال» ديگري به اين شخصيت بدهند. به هر حال در جامعه اين آدمها به هم ميرسند و با يك خطا، كار تمام نميشود و دوباره در جاي ديگري به هم ميرسند.
شما در جايي گفته بوديد اگر فيلم «تسويهحساب» نمايش داده شود، ركورد فروش فيلم اخراجيها را ميشكند.
دقيقا گفته بودم اگر فيلم من شرايط اكران اخراجيها را داشته باشد، چنين اتفاقي رخ ميدهد. شرايط اكران هم دقيقا به اين معني است كه من هم بتوانم 1000 آگهي رايگان تلويزيوني داشته باشم، تمام هنرپيشههاي من هم روز اول عيد به برنامه زنده تلويزيوني دعوت شوند تا بتوانيم براي كار تبليغ كنيم.
در نامهام به رئيس قوه قضائيه نوشتم معدن الماس را كنار دزدها گذاشتهاند و اين نامه منجر به جداسازي بند دختران نوجوان از زنان ويژه شد
اگر قرار است ما در شرايط رقابت آزاد با هم رقابت كنيم، اين درست نيست كه همه امكانات تبليغي تنها در اختيار يك فيلمساز خاص يا يك گروه فكري خاص باشد. به نظر من، محتواي فيلمها به وابستگي گروهي فيلمسازان ارجحيت دارد.
واكنشها نسبت به طرح اكران محدود فيلم در شهرستانها چطور بود؟
سينماداران در شهرستانها نسبت به اين مساله اعتراض كردند و گفتند ما فيلم تسويهحساب را ميخواهيم.
موضوع فيلم شما انتقام است؟
خير. فيلم من مساله بسيار مهمي را مطرح ميكند. اگر دقت كنيد در مساله بزهكاري زنها، عنصر اصلي مرد است، اما درخصوص مردها اين طور نيست.
طبق آماري كه از زندانها گرفتم، ميزان بزهكاري در ميان زنها خيلي كم است، اما در همين تعداد كم هم 90 درصد از طريق مرداني مانند: شوهر، پدر و برادر به كارهاي خلاف كشيده شدند و ميزان زيادي هم حق اختياري نداشتند. مثلا پدري قاچاقچي بوده و به همين ترتيب، دخترش را وادار به اين كار كرده است يا اين كه دختري با مردي ازدواج كرده كه آن مرد همسرش را وادار به خودفروشي كرده است. البته من تا اين جاي قضيه با اين مساله كاري ندارم، اما حرف من با مردم جامعه است؛ اين كه ما اين زنان را دستگير ميكنيم و به زندان مياندازيم تا متنبه شوند و در جامعه زندگي شرافتمندانهاي را آغاز كنند. واقعا آنها چه شانسي براي زندگي شرافتمندانه دارند؟
آن طور كه يكي از شخصيتهاي داستان ـ با بازي مهدي فقيه ـ ميگويد، اين زنها ميتوانند سراغ كارهايي مثل خياطي و پرستاري بروند.
اين نصيحتها به درد جامعه پيچيده امروز نميخورد. الان ديگر دوره سعدي نيست كه بگوييم كار نيكو كردن از پر كردن است يا اين كه بر لب جوي بشين و گذر عمر ببين.
زندگي امروز انسانها در جامعه ما آنقدر پيچيده است كه ديگر نميتوانيم فرمولي كلي صادر كنيم و خطاب به مردم بگوييم: لطفا ديگر دروغ نگوييد. زيرا در زندگي امروز دروغگويي دلايلي پيچيده دارد. مردم امروز در دشتهاي باصفا زندگي نميكنند، بلكه در قوطي كبريتهاي زشتي زندگي ميكنند كه بايد همسايههاي متنوعي را تحمل كنند و هزاران مساله ديگر. اگر ما به كسي كه محتاج است بگوييم لطفا شريف باش، فقط خودمان را فريب دادهايم. به هر حال مساله من، بزهكاري و پس از زندان است. در اين فيلم مساله ما زندگي اين افراد بعد از زندان است. اينها زنان كمسواد و بيسرپرستي هستند كه كسي را ندارند تا به آنها پناه ببرند. جامعه هم فقط اينها را به زن بودن قبول دارد.
آنها هم از اين اسلحه استفاده ميكنند.
بله. من دارم به جامعه خودم اين اخطار را ميدهم كه اين زنها را ببينيد و برايشان چارهاي بينديشيد و الا اينها دست به كارهاي خطرناكي ميزنند. جالب است بدانيد كه كارشناسان نيروي انتظامي كه در زمينه آسيبهاي اجتماعي كار ميكنند وقتي تسويهحساب را ديدند، بسيار پسنديدند و حتي برخي از آنها به من گفتند من كمي در ساخت فيلم محافظهكاري كردهام.
پس چه دليلي باعث شد فيلم در اين مدت نمايش داده نشود؟
صرفا سليقه شوراي صدور پروانه نمايش مانع نمايش اين فيلم شد. حتي وقتي از وزارت اطلاعات استعلام كردند، گفتند با اين فيلم مشكلي ندارند. حتي گروهي از روانشناسان نيز وقتي اين فيلم را تماشا كردند، طي نامهاي از مسوولان سينمايي درخواست كردند امكان نمايش اين فيلم را فراهم كنند. آنها در نامه خود به مسوولان سينمايي نوشتند اين فيلم يك جور تراپي اجتماعي است و تماشاي آن باعث ميشود آدمهاي خلافكار ضمن همذاتپنداري با شخصيتهاي فيلم، آرامتر شوند و از كينه آنها كاسته شود و فكر كنند جامعه به آنها فكر ميكند و اهميت ميدهد.
نگران نيستيد كه عدهاي با تماشاي اين فيلم از اين شخصيتها الگو بگيرند و كارهاي آنها را انجام دهند؟ چنين مسالهاي در دنياي هنر پيشينه دارد و سريالهايي مانند: شبهاي برره، خط قرمز و... روي مخاطبان خود تاثيرهايي از اين دست گذاشتند.
مخاطب از اين شخصيتها ايده نميگيرد، چون اين شخصيتها آدمهاي كارآزمودهاي هستند و در كار خود مهارت زيادي دارند، اما همه از چنين مهارتي برخوردار نيستند. در ضمن اين شخصيتها به آخر و عاقبت روشني نميرسند.
اما در پايان كافيشاپ راه مياندازند.
ايده راهاندازي كافيشاپ در انتهاي داستان به اين دليل است كه دلم نميخواهد شخصيتهاي اين داستان در پايان نابود شوند. واقعيت اين است كه شانس تغيير براي اين نوع زنها با سوابقي كه دارند، خيلي كم است.
اما در مجموع فكر ميكنم اين فيلم مخاطب را بيشتر به فكر كردن وادار ميكند. وقتي دختري كه براي پيدا كردن عشق خود به تهران آمده، اما ميگويد حاضرم دوباره به خانه پدريام برگردم و بگويم «آقا جون كتكم بزن، اما نذار برم» اخطاري به دختران جوان است كه بدانند بيرون از خانه، خبري نيست. در جايي ديگر از داستان يكي از شخصيتها به ديگري ميگويد يعني اينجا بدتر از خانه پدرت است؟ او پاسخ ميدهد: بله. اونجا يك مشكل داشتم، اما اينجا هزار مشكل دارم.
در جامعه ما گفته ميشود نبايد درخصوص تجاوز به بچهها آموزش داد. سوال من از مسوولان اين است كه چرا نبايد آموزش داد؟ فرزندان ما اغلب در سن و سال پايين مورد تجاوز واقع ميشوند. بايد آگاه باشند كه كسي حق ندارد وارد حريم خصوصي آنها شود. حالا اگر قرار نيست به شكل مستقيم آموزش دهيم، دستكم به شكل غيرمستقيم اين كار را كنيم.
فكر ميكنيد به جايگاهي رسيدهايد كه تماشاگر به خاطر اسم شما به سينما بيايد؟
شما چه فكر ميكنيد؟
از چه زماني اين ويژگي را در خودتان كشف كرديد؟
زن بودن گاهي محدوديتهايي را در من به عنوان كارگردان ايجاد ميكند. هنگام ساختن فيلم اولم «بچههاي طلاق» 26 سال داشتم. سراغ شهلا رياحي و حميده خيرآبادي رفتم و از آنها خواستم تا نقش كوتاهي را در فيلم من ايفا كنند. آنها با روي خوش پذيرفتند و دستمزد كمي هم گرفتند. احتمالا در آن زمان احساس ميكردند بايد از يك كارگردان زن جوان حمايت كنند.
اما از فيلم «ديگه چه خبر» به بعد فكر ميكنم اين فضا ايجاد شد كه مخاطبان با ديدن نام من به تماشاي فيلمم بيايند چون آن موقع گفتند اين فيلم حاصل فكر كارگردان است. در آن مقطع دانيال حكيمي و ماهايا پطروسيان بازيگران چندان معروفي نبودند. جهانگير الماسي هم به بازيگري هنري معروف بود كه تهيهكننده هم با حضورش مخالف بود، اما من اصرار داشتم براي آن نقش مناسب است و ديديد كه حق با من بود. فيلم «ديگه چه خبر» در سال نمايشش پرفروشترين فيلم سال شد و اين به آن معني است كه تماشاگر براي موضوع فيلم به سينما آمده است. به هر حال، خوشبختانه سينماي ايران به جايي رسيده است كه نيمي از مردم به خاطر سوابق كارگردانان و نوع سابقه آنها به سينما ميآيند كه اتفاق خوبي است.
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 8:43  توسط
|
خبرگزاري فارس: «تهمينه ميلاني» كارگردان «تسويهحساب» با بيان اينكه اين فيلم يك طنز تلخ اجتماعي است، گفت: با ساخت اين فيلم با مردم ديالوگ برقرار كردم و يك هشدار جدي اجتماعي به تمام اقشار جامعه دادم.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، شامگاه سهشنبه نشست نقد و بررسي فيلم «تسويهحساب» با حضور «تهمينه ميلاني» (كارگردان)، «مهناز افشار» (بازيگر)، «لادن مستوفي» (بازيگر)، «اسحاق خانزادي» (صدابردار)، «عليرضا پورصباغ» (مجري و منتقد) و «مجيد شجاعي» (منتقد)، در فرهنگسراي انقلاب برگزار شد. بنابراين گزارش، در اين نشست، «عليرضا پورصباغ» از «تهمينه ميلاني» در مورد چگونگي شكلگيري فيلمنامه «تسويهحساب» سوال كرد كه وي در پاسخ، اظهار داشت: من وقتي «نيمه پنهان» را ساختم به مدت 8 روز زنداني شدم، در زندان با سرگروه دختران بزه كار همبند شدم كه شخصيت اين زن من را خيلي تحت تاثير قرار داد چرا كه او شخصيتي متنفر از جامعه بود. وي در ادامه افزود: آن زن مدام از كلمه «تسويهحساب» استفاده ميكرد، بعد از آزادي، مطالعه ميداني خود را نسبت به زنهاي بزه كار آغاز كردم و به اين نتيجه رسيدم كه در حق آنها خيلي ظلم شده است و با ساخت اين فيلم اداي ديني به اين افراد داشتم. به گزارش فارس، در ادامه «عليرضا پورصباغ» از «مهناز افشار» در مورد نقش خود در اين فيلم سوال كرد كه وي در پاسخ، اظهار داشت: «تسويهحساب» كار سختي بود. سرگذشت دختران بزه كار و هدايتهاي «تهمينه ميلاني» به من خيلي كمك كرد، اميدوارم رو سفيد باشم و شما كه فيلم را ديد راضي باشيد. بنابراين گزارش، در ادامه «عليرضا پورصباغ» از «اسحاقخانزادي» در مورد نحوه صدابرداري اين كار سوال كرد كه وي در پاسخ، گفت:«تهمينهميلاني» تنها كارگرداني است كه به كاركردن با او افتخار ميكنم و مثل ببر برايش كار ميكنم. هر وقت من را دعوت به كار كرد با تمام وجود در خدمت ايشان هستم. به گزارش فارس، در ادامه «عليرضا پورصباغ» از «مهديشجاعي» در مورد اين فيلم سوال كرد كه وي در پاسخ، اظهار داشت: من خيلي خوشحالم كه امسال چند فيلم رفع توقيف شدند و در «تسويهحساب» از شخصيتپردازي كار خيلي لذت بردم. فيلم براي نوجوانان آموزنده است گاهي فيلم ما را ميخنداند و گاهي هم اشك از گوشه چشمانمان سرازير ميشود. همچنين ميلاني در پاسخ به اين سوال كه چرا چهار شخصيت؟ اظهار داشت: چهار شخصيت خيلي برايم مهم نبود مجبور به انتخاب شدم. وقتي تحقيق ميداني انجام دادم به تعداد زيادي آسيبهاي اجتماعي رسيدم و ميتوانم بگويم كه متاسفانه ما گم شديم و سليقه در كارها حكم فرما شده است. من فكر ميكنم افراد زير 13 سال هم بايد اين فيلم را ببينند چرا كه متاسفانه مساله تجاوز در خانوادهها وجود دارد چه بخواهيم يا نه. كارگردان «واكنش پنجم» در ادامه افزود: اگر با اين گروه همدردي كنيم شايد آگاهتر شوند و مسائل خود را مطرح كنند، به نظر من نميشود صورت مسئله را پاك كرد. در جمعبندي تحقيقات، اول 10 شخصيت طراحي كردم و در ادامه شخصيتها را كمتر كردم تا به چهار كاراكتر اصلي رسيدم كه در فيلم ديدم كه اينها به ته خط رسيدهاند. كارگردان «بچههاي طلاق» در ادامه افزود: «تسويهحساب» يك طنز تلخ اجتماعي است، درست است در طول تماشاي كار ما ميخنديم اما در آينده مطمئنم درباره آن در خانوادهها صحبت ميكنيم كه اين فرق سينما و تلويزيون است. به گزارش فارس، در ادامه «عليرضا پورصباغ» از «مهناز افشار» در مورد ارتباط با اين افراد سوال كرد كه وي در پاسخ، اظهار داشت: با اين افراد ارتباط نداشتم اما صفحه حوادث روزنامهها را ميخواندم و چند روز حالم بد بود و يكبار هم با «تهمينهميلاني» به زندان اوين رفتيم و من اين نوع آدمها را از نزديك ديدم و لمسشان كردم و متاسف شدم از اينكه اين نوع آدمها نميتوانند مثل آدمهاي عادي جامعه باشند و در نهايت راهنماييهاي «تهمينهميلاني» در طول كار به من خيلي كمك كرد اميدوارم توانسته باشم نقش را در بياورم. بنابراين گزارش، در ادامه «تهمينه ميلاني»، گفت: انگيزه ساختن اين فيلم اين بود كه با مردم ديالوگ برقرار كنم. هر زني به هر دليلي به زندان رفت و متنبه شد آيا حمايت ميشود؟ كسي به او كار ميدهد؟ نه چرا سابقهدار است؟ من با ساخت اين فيلم يك هشدار اجتماعي به تمام اقشار جامعه دادم. كارگردان «افسانه آه» در ادامه افزود: من مردم ايران را دوست دارم پس ارزان فروشي نميكنم و بهترين هنرپيشهها، لوكيشنها و دكورها را در فيلمهايم استفاده ميكنم كه قيمت آنها به اندازه بيست فيلم سينمايي است، چرا كه دوست دارم با مردم ديالوگ برقرار كنم و ميليونها نفر اين فيلم را ببينند و با هم بحث كنند. در ادامه «عليرضا پورصباغ» از «لادن مستوفي» در مورد نقش در اين فيلم پرسيد كه وي در پاسخ، گفت: اين فيلم كي از بهترين نقشهاي من در طول سالهاي فعاليتم است و اميدوارم پيام فيلم به شما انتقال داده شده باشد. خيلي تلفن به من زده شد و در برخورد با مردم خيلي استقبال از فيلم رضايت بخش بوده. خوشحالم بعد از سه سال رفع توقيف حرفي براي گفتن براي تمام اقشار جامعه دارد. وي در ادامه افزود: ما يك تيم بوديم و كار را با بحث و گفتوگو جلو برديم و نهايتا فيلمي كه شما ديديد با همفكري تنگاتنگ گروه شكل گرفت. به گزارش فارس، در ادامه «مجيد شجاعي» از «تهمينهميلاني» در مورد پايانبندي كار سوال كرد كه وي در پاسخ، گفت: به هر حال در پايان «سارا» (مهناز افشار) كافي شاپ خريده و دوست خود «السا فيروز آذر» را دعوت ميكنند تا دست از بزهكاري بردارد و درس بخواند كه اميد به آينده داشته باشند اما نجات اين افراد خيلي سخت است. سكانس آخر در زندان ميگذرد و دختر تازه به دنيا آمده آغاز زندگي خود را در زندان ميبيند و اين چرخه بسته ميشود و اين نگاه جامعهشناسانه است. در ادامه يكي از حضار از «تهمينه ميلاني» در مورد ارائه راه كار سوال كرد كه وي در پاسخ، گفت: وظيفه هنرمند طرح موضوع است و مسئولين بايد با همفكري اين مسئله و معضل را حل كند. همچنين يكي از حضار از «تهمينهميلاني» در مورد عدم كار با فيلمنامه ديگران پرسيد كه وي در پاسخ،خاطر نشان كرد: من تا به حال فيلمنامه كسي را كار نكردم، يكبار حوزه هنري پيشنهاد كرد كتاب «دا» را به فيلم تبديل كنم اين كتاب من را تكان داد اما نتوانستم. كارگردان «دوزن» در ادامه افزود: هر فيلمي كه ميسازم بايد عاشق آن موضوع باشم و روي آن ساعتها فكر كنم. به گزارش خبرنگار فارس، استقبال بينظيري از اين فيلم صورت گرفت به طوري تمام صندليها پر و عدهاي سرپا به تماشاي فيلم نشستند.مراسم با اهدا لوح تقدير به مدعوين به پايان رسيد. از نكات قابل توجه در اين مراسم، قطع نمايش فيلم به دليل پاره شدن نسخه به نمايش درآمده بود كه به مدت 30 دقيقه حاضران را معطل كرد.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 16:27  توسط
|
فروش فیلم سینمایی «تسویه حساب» به مرز 400 میلیون تومان رسید. فیلم تهمینه میلانی اولین روز هفته فروشی معادل 12 میلیون داشت تا در بیست و پنجمین روز نمایش خود 396 میلیون تومان گیشه داشته باشد. «تسویه حساب» در آغاز هفته جدید نمایش خود دو سینمای پیوند و پیروزی را از دست داده و این روزها 22 سالن در اختیار دارد. «سلام بر عشق» نیز یکی از سالنهایش را از دست داده. فروش فیلم اصغر نعیمی 2/6 میلیون بود تا با احتساب فروش 228 میلیونی به مجموع فروش 235 میلیون برسد. «هیچ» نیز فعلاً 12 سالن در اختیار دارد. این فیلم که بر خلاف دیگر فیلمهای جدول اکران سینمای سرگروه در اختیار ندارد تاکنون 170 میلیون فروش داشته است. «طهران تهران» نزدیکترین رقیب به فیلم «هیچ» روز شنبه چهارصد هزار تومان بیشتر از فیلم کاهانی فروخت. «پوپک و مش ماشاا...» با فاصله 5/3 میلیونی نسبت به دومین فیلم جدول اکران اولین روز هفته 5/16 میلیون فروش داشت. فیلم فرزاد مؤتمن با توجه به فروش بالایی که دارد به نظر میرسد به این زودیها سینمای سرگروه خود را از دست ندهد. «پوپک و مشماشاا...» بعد از گذشت 11 روز به مجموع فروش 263 میلیون رسیده است. «به رنگ ارغوان» که به احتمال فراوان این هفته از گروه آفریقا خداحافظی میکند باز هم کمتر از بقیه فیلمها فروخت. گیشه 5/3 میلیونی فیلم حاتمیکیا مجموع فروش این فیلم را به مرز 56 میلیون رسانده است. علاوه براین 6 فیلم همچنان فیلمهای «عیار 14»، «شاعر زبالهها» و «حلقههای ازدواج» به صورت تک سانس روی پرده چند سینما هستند.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم فروردین 1389ساعت 9:12  توسط
|
مردان تازه به دوران رسیده، از تعدد زوجات حمایت میکنند
تهمینه میلانی کار گردان فیلم تسویه حساب گفت وگویی با صفا واصفی در سایت مدرسه فمینیستی کرده که متن آن درزیر می آید :
واصفی – چه طور زندگی زنان معارض قانون برای شما پر رنگ شد تا حدی که به عنوان سوژه ی یکی از کارهایتان انتخابش کردید؟
میلانی - وقتی برای فیلم نیمهی پنهان، مدت کوتاهی؛ حدود 8 روز به زندان رفتم، این موضوع به ذهنم خطور کرد که درباره ی این زنان، فیلم بسازم
.
واصفی – پس در زندان از نزدیک با این تیپ، زنان آشنا شدید؟
میلانی – بله. 4 روز در انفرادی، 4 روز هم بندعمومی زندان اوین بودم. آن جا با سرگروه دخترانی که در فیلم مشاهده کردید، آشنا شدم؛ البته آن چه من از این دختران دیدم، بسیار دردناکتر از چیزی بود که به نمایش درآوردم. کینه ونفرت این دختران غیر قابل توصیف است
.
واصفی – به چه جرمی بازداشت شدید؟
میلانی - به خودم جرمی را تفهیم نکردند، ولی 4 جرم را در روزنامه ها برایم نوشته بودند:اقدام علیه امنیت ملی، محاربه با خدا، هم کاری با گروههای معاند، تشویش اذهان عمومی از طریق آثارهنری
.
واصفی - سرانجام چه حکمی برایتان صادر شد؟
میلانی – 5 سال بعد تبرئه شدم،ولی تا در زندان بودم، حق ملاقات و تلفن نداشتم. قاضی پرونده ام، قاضی مقدس بود، متأسفانه بعدا ترور شد. به دستور مقام رهبری و آقای دکتر خاتمی آزاد شدم
.
واصفی - از آن جایی که فیلم شما انتقاد تندی است به داشتن تعدد شرکای جنسی، من از فرصت استفاده می کنم و مایلم نظرتان را راجع به لایحهی حمایت از خانواده بدانم. شما فکر می کنید،مادهی 23 لایحهی حمایت از خانواده به چه منظوری تدوین شده است؟
میلانی – ظاهرا این قانون در جهت حمایت از زنانی که امکان ازدواج ندارند نوشته شده، اما در واقع مادهی 23 لایحهی حمایت از خانواده، برای این نیست که جوانان نازنین ما که در سن ازدواج اند، راحت تر ازدواج کنند؛ این قوانین را مردان تازه به دوران رسیده ای که اتفاقا قدرت و ثروت هم دارند، تدوین می کنند؛ چون زنانشان به میان سالی رسیده اند، به دنبال ایجاد فرصت برای خودشان هستند و گرنه جوان امروز، قدرت ازدواج اول را هم ندارد؛ چه برسد به ازدواج دوم و سوم. به جای حل این همه معضل، متأسفم که باید به نفسانیات یک عده زورمند که دستشان به دهنشان می رسد، بپردازیم. این قانون،قانون حمایت از خانواده نیست؛ قانون حمایت از مردان زیاده خواه تازه به دوران رسیده است
.
واصفی - شما تجربه ی زندان را هم داشتید، می توانید در چند کلمه، زندان را توصیف کنید؟
میلانی – زندان، دانشگاهی است، برای آموزش بزه. از آن جایی که جامعه در زمینه ی تربیت این زنان و ایجاد شرایط متعادل برای داشتن زندگی سالم هیچ تلاشی نمی کند، همیشه یک علامت سوال برایم باقی مانده، چگونه می توانیم این زنان را محکوم کنیم؟ چیزی به آن ها ندادیم که مطالبه کنیم
!
واصفی - چرا برای استیفای حق زنان، تسویه حساب را انتخاب کردید؟ راه انسانی تری وجود نداشت؟
میلانی – اصلا علت این که اسم این فیلم را تسویه حساب گذاشتم ،از همین مسئله ناشی شد؛ چون این دختران انسانهای فرهیخته و آگاهی نیستند و احساس یک شهروند طبیعی را نسبت به جامعه و افراد جامعه ندارند. این تیپ شخصیت ها؛به دلیل ناهنجاری هایی که تجربه کرده اند، پر از کینه ، انتقام را به عنوان راه حل انتخاب می کنند
.
واصفی - آیا از منظر روان شناسی هم این زنان را بررسی کردید یا به مشاهدا ت عینیتان در زندان، اکتفا کردید؟
میلانی – بله، درباره ی تک تک شخصیت های زن با روان شناسان برجسته ای مشورت کردم
.
واصفی - پایان خوش فیلم شما نوید بخش چه پیامی برای کسانی است که بی دفاع و آسیب دیده هستند؟
میلانی - فکر کردم پایان خوش فیلم امیدی باشد برای کسانی که این گونه زندگی می کنند؛ بدانند، همیشه شانس برای تغییر وجود دارد
.
واصفی - طبیعی ترین قهرمانتان چه کسی بود؟
میلانی - طبیعی ترین شان مریم است که ضد مردهم نیست، به پسر همسایه هم تمایل نشان می دهد، می کوشد خواهرش را نجات بدهد
.
واصفی - و مقتدرترینشان؟
میلانی – مقتدرترینشان زیوراست. شخصیت دوگانه ای دارد؛خشن اما مسئول است
.
واصفی - کدام بخش از کارتان سانسور شد؟
میلانی - صحنه ی دستگیری مریم. بخشی از درگیری داخل زندان. بخشی از دیالوگ اکبر عبدی و بخشی از روایت داستان تجاوز به مریم
.
واصفی – چرا تعداد مردانی که تمایل به برقراری روابط غیرانسانی دارند در این فیلم بیش تر از مردان متعهد است؟
میلانی – خب چون موضوع این کار من راجع به زنان بزه کار بود و این زنان خوشبختانه باهوشاند و به خاطر شرایط سخت زندگی قوی و ریز بین هستند؛ به همین دلیل سراغ هر مردی نمی روند و به طور طبیعی به ندرت مرد سالمی، زن خیابانی سوار ماشینش می کند. در این داستان هم اتفاقی با این زن، برخورد میکند؛ این مرد حتی توضیح نمی دهد، چرا دعوت زن را نمی پذیرد
.
واصفی - از آن جایی که لحن شما لحن صریح وتندی است با انتقادات جامعه ی مرد سالار چگونه کنار می آیید؟
میلانی - من عادت کردم و دیگر برایم اهمیت ندارد؛ چون وقتی یک نظمی را به هم می زنی، آدم ها عصبانی می شوند. من نظمی را به هم می زنم در حد یک مولکول تا کمک کنیم نظم جدیدی به وجود بیاید. کسانی که قدرتشان در آن نظم کهن است، عصبانی می شوند؛ البته این انتقادات به ایجاد چالش کمک می کند و برای ایجاد بستر تغییر مفید است
.
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 12:28  توسط
|
فيلمهايي كه تهمينه ميلاني ساخته يك تفاوت عمده با ساير فيلمسازان زن دارد؛ ميلاني تمام تلاش خود را ميكند تا در فيلمهايش از حقوق پايمال شده زنان دفاع كند. مسئلهاي كه به گفته خودش هميشه اصليترين دغدغه وي بوده است. تسويه حساب شايد كاملترين بيانيه ميلاني دربرابر پديده مردسالاري است. سنگ بناي اين فيلم تقابل حقوق زنان دربرابر مردان در جامعه سنتي است. جايي كه حقوق مردها بيش از آنچه درباره زنان تصور ميرود؛ مورد احترام است.
* اگر فيلمسازي درباره زنان يعني فيمنيسم، پس من يك فمينسم هستم ميلاني در پاسخ به اين سوال كه عده بسياري از منتقدان و مخاطبان؛ شما را به عنوان يك فميسنت ميشناسند، خودتان هم اين مطلب را قبول داريد؛ ميگويد: شايد حق با آنها باشد اما بايد از ايشان پرسيد كه وقتي ميگوييد فمينيست منظورتان كدام تعريف از اين ايسم است. چراكه فمينيست داراي مفاهيم متفاوتي است و بسته به شرايط اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و صدالبته جغرافيايي تغيير ميكند. همانند كمونيسم، ليبراليسم و ....من هميشه گفتهام اگر مفهوم فمينيسم آن است كه ما درمورد مشكلات رواني، اقتصادي و اجتماعي زنان فعاليت كنيم تا با رفع اين مشكلات جامعه را به تعادل و سلامت ببريم با اين تعريف بله من يك فمينيست ايراني هستم. ميلاني كه معتقد است؛ برخلاف برخي نظرات اصلا قصد ندارد فيلم جنجالي بسازد، درباره مباحثي كه بعداز نمايش تعدادي از فيلمهايش به وجود ميآيد، نيز اعتقاد دارد: فيلمهايي ميسازم كه كمتر فيلمسازي به موضوع آنها علاقه نشان داده است. حق حضانت، درس خواندن دخترها، خيانت مرد به همسرش، هويت فردي زنان. مطرح شدن هريك از اين موضوعات ميتواند ما را در حل مسئله كمك كرده و به تعادل اجتماعي كمك كند براي همين طرح آنها براي جامعه مفيد است. ميلاني در اين راه تلاش ميكند تا به ديگران نيز كمك كند. ميگويد: اگر كاري از دستم برآيد، به اتفاق همسرم آن را انجام ميدهم. متاسفانه فيلمهاي ضدزن بسياري در سينما ساخته ميشود كه به نفع جامعه نيست. كافي نگاه كنيم كه چند فيلم در سال عليه زنان تحصيلكرده و مدرن ساخته ميشود تا نقش زن سنتي و مطيع در جامعه برجسته شود. درست به همين دليل هم هست كه فيلمهاي عليه زنان و حقوق آنها يا آثاري با تشويق چندهمسري مرتب ساخته ميشود. تعداي از مخاطبان آثار ميلاني معتقدند؛ وي علت بسياري از مشكلات و ناهنجاريهاي جامعه را در عملكرد مردان بد ميداند درحاليكه همزمان به نقش زنان در اين ناهنجاريها توجه ندارد، اما ميلاني كه اين مطلب را قبول ندارد؛ ميگويد: متاسفانه بيشتر افراد جامعه ما به زنان نگاه جنسيتي دارند يعني قبل از آنكه او را انسان ببينند او را ماده ميبينند. من در فيلم تسويهحساب مرداني را به تصوير ميكشم كه باوجود داشتن خانواده، براي خود زنگ تفريحي قائل هستند كه آن را در وقتگذراني با زنان خياباني ميدانند. در تسويه حساب توجه من به زنان قرباني است نه زناني كه براي تفريح به سراغ مردان هوسباز ميروند.
* تفكرم را تغيير ندادهام شايد مسير را عوض كردهام
نگاهي به كارنامه فيلمسازي تهمينه ميلاني نشان ميدهد كه گاه تغييراتي در ديدگاهها و مسيرهاي او ايجاد شده است. درواقع كارنامه فيلمسازي ميلاني را ميتوان به سه دوره تقسيم كرد: زماني ميلاني فيلمهايي همچون آفسانه آه، بچههاي طلاق و ديگه چه خبر را كارگرداني ميكند و زماني به ساخت آثاري همچون دو زن، واكنش پنجم و زن زيادي دست ميزند و زماني فيلمهايي همچون آتش بس و سوپر استار را كارگرداني ميكند. كارگردان نيمه پنهان اين تغيير مسير را طبيعي و ناشي از سياستهاي روز جامعه ميداند و ميگويد: تغيير و سياستهاي روز در فيلمسازي ايران بسيار تاثيرگذار است و اين تاثير آنقدر آشكار است كه ميتوان آن را بررسي و ارزيابي كرد. در يك دوره كه فضا بازتر بود؛ فيلمهاي زنانهتري ساختم، دو زن، واكنش پنجم و زن زيادي محصول اين دوران است اما در دورهاي كه با ساخت فيلمهايي با موضوعاتي در محوريت زنان مخالفت ميشد من به سمت ساخت آتشبس و سوپراستار رفتم. هرچند او منكر نميشود كه ترس از توقيف نيز در اين تغيير مسير نقش داشته است و ميگويد: براي من مخاطب مهم است. من فيلم ميسازم كه مخاطب آن را ببينند نه اينكه توقيف شود براي من توقيف فيلم ارزش نيست. و ادامه ميدهد: حتي توقيف تسويه حساب در ساخت سوپراستار تاثير داشت و اگر تسويه حساب توقيف نميشد فيلم بعديام را در همان زمينه حقوق و مشكلات زنان ميساختم. اما اين بدان معنا نيست كه فيلم سوپراستار را دوست نداشته باشم. كارگردان آتش بس معتقد است كه باوجود موفقيت بعضي فيلمهايش هرگز به دنبال تكرار نبوده است و ميگويد: هرگز خودم را تكرار نكرده و نخواهم كرد اتفاقا بعداز موفقيت ميلياردي آتشبس؛ تهيهكنندهها اصرار ميكردند كه فيلمي مشابه آتشبس برايشان بسازم ولي ترجيح دادم كه تسويهحساب را بسازم كه متاسفانه عدم صدور پروانه نمايش آن به مدت سه سال صدمه بزرگي به من و همسرم وارد كرد. ميلاني به جز كارگرداني فيلمهاي خود؛ فيلنامه نيز نوشته است. ميگويد: در اين سالها فيلمنامه خيابان عشق ممنوع را نوشتم كه داريوش فرهنگ با سليقه خودش شبهاي تهران را از آن ساخت و در ساخت فيلم بماني داريوش مهرجويي هم مشاركت كردم.
* زمان ساخت تسويه حساب فريب خوردم
تسويه حساب كه در بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد؛ واكنشهاي بسياري را به دنبال داشت. اين واكنشها تا زمان اكران فيلم نيز ادامه داشت. اين فيلم سه سال توقيف بود. ميلاني درباره ساخت و توقيف آن ميگويد: تسويه حساب را عين فيلمنامه تصويب شده ساختم و درواقع به نوعي فريب مسئولين وقت را خوردم كه بعدها هيچ مسئوليتي قبول نكردند حتي وقتي اعتراض من به وزير ارشاد رسيد؛ ايشان لطف كردند و نمايندهاي را مسئول رسيدگي به مشكل من كردند. در گزارش مكتوب نماينده نيز قيد شد كه من تسويهحساب را عين فيلمنامه ساختهام. اصلا اعتقاد ندارم كه چون جو آماده نيست بايد دوربين را زمين بگذاريم و اجازه دهيم كه فيلمهايي كه شايسته سينماي ايران نيست؛ ساخته شود البته چون فيلمسازي در ايران منوط به كسب مجوز است؛ من كمي تغيير مسير دادم و اما ميتوانيد همه فيلمهاي من را كنار هم بگذاريد و ببينيد كه تفكرم را عوض نكردهام هر چند شايد كمي از موضوعات مورد علاقهام دور شدهام. وي علت اصلي توقيف تسويه حساب را عملكرد بعضي مديران و فشارهاي كه به آنها وارد ميشود؛ ميداند و ميگويد: متاسفانه در چند سال اخير اعمال سليقه فردي و فشار از طرف برخي جريانهاي فكري به مسئولين نمايش زياد شده است به ويژه فيلمسازان ناموفقي كه خود را قيم انقلاب ميدانند و مخالف هر نوع حركت رو به جلو و پيشرو هستند. آنها رشد سينماي مستقل را دشمن خود ارزيابي ميكنند. اين افراد كه خود را مدافع تفكر سنتي ميدانند؛ دائم سد راه سينماي اجتماعي ميشوند. وي ادامه ميدهد: جامعه تسويه حساب را امروز ميبيند و واكنش بسيار مثبتي به آن دارد. متاسفانه مردم تصميم نميگيرند كه كدام فيلم روي پرده بيايد بلكه از روي فيلمهاي روي پرده يكي از آنها را انتخاب ميكنند اين يعني سليقه مسئولان نمايش در نمايش فيلمها دخيل است. ميلاني درباره انتخاب نام تسويه حساب براي اين فيلم هم ميگويد: افرادي كه ازسوي جامعه ناديده گرفته ميشوند؛ كينه جامعه را به دل گرفته و با آن تسويه حساب ميكنند. اين فضا مسلما به نفع هيچكس نيست پس بهتر است شرايط اجتماعي به نوعي تغيير كند كه اساسا هيچ يك از افراد آن ناديده گرفته نشوند و اگر هم صدمهاي به افرادي از آن وارد شد؛ برنامهريزي درست براي حل مشكلات رواني و اقتصادي آنها انجام پذيرد. ميلاني اعتقاد ندارد كه در اين فيلم؛ پيام را فيلم را فداي داستان كرده؛ پس ميگويد: تسويهحساب هم مانند دو زن و فيلمهاي ديگر؛ داستان دارد. منتهي شكل روايتي آن متفاوت است يعني از نقطه الف تا ي پشت سر هم تعريف نميشوند بلكه با گذاشتن پازلهاي متفاوت كنارهم شكل ميگيرد. علت انتخاب اين نوع داستانگويي آن بود كه تماشاگر را تا كامل شدن اطلاعات چندبار درمعرض قضاوت قرار دهم تا با تكميل اطلاعات ببينند كه قاضي خوبي بودهاند يا خير. هرچند او تاكيد ميكند كه به دنبال طرح بحث انتقام و دفاع از آن نبوده است: هدف اين فيلم؛ انتقام نيست بلكه نشان دادن اين واقعيت است كه حتي اگر بر فرض محال زناني كه به دليل جرائم متعدد به زندان ميافتند، تنبيه شدند؛ وقتي مجدد به جامعه برميگردند جامعه هيچ برنامه مشخصي براي اين افراد كه ارشاد شدهاند؛ ندارد و خود آنها هم نه سواد و نه تخصص كافي و نه خانوادهاي مهربان دارند تا آنها را حمايت كند. آنها حتي به لحاظ اقتصادي تامين نيستند بنابراين چه راه چارهاي جز ادامه بزهكاري دارند؟! كارگردان تسويه حساب باوجود آنكه از فقر پژوهش درباره زنان آسيب ديده گلايه دارد؛ درباره تهيه مستندات خود براي ساخت اين فيلم ميگويد: منابع مكتوب زيادي به جز پژوهشهاي دانشجويي يا تحقيقات ngoهاي مختلف در اين زمينه وجود ندارد اما با مصاحبههاي شفاهي با زنهاي آسيبديده و تحليل رفتار و شخصيت ايشان با گروهي از روانشناسان و جامعهشناسان روي تكتك ديالوگهاي فيلم كار كارشناسي انجام گرفته است. ميلاني وظيفه هنرمند را بيان درد ميداند و نه ارائه راهكار و درمان و ادامه ميدهد: وظيفه فيلمساز نشان دادن راهحل نيست بلكه طرح مسئله است. اين وظيفه مسئولين و برنامهريزان اجتماعي و شهري است كه راه چاره را بيابند. وظيفه من نيست كه درمان را بگوييم هنرمند فقط درد را بيان ميكند. ميلاني درحاليكه تاكيد ميكند كه هرگز از زنان تسويه حساب دفاع نكرده بلكه براي آنان دلسوزي ميكند، درباره نپرداختن به مردان خوب در اين فيلم ميگويد: فيلم من داستان مردان خوب نيست. قهرمان فيلم من زنها هستند البته اين ايده كه عملكرد مرد خوب را بررسي كنيد؛ ايده خوبي است اما داستان را به سمت ديگري ميبرد. كارگردان تسويه حساب درباره پايانبندي فيلم و نقش نيروي انتظامي در فيلم ميگويد: نيروي انتظامي و قانون تعريف خود را دارد. شما موقعي كه مرتكب جرمي ميشويد نيروي انتظامي با شما برخورد ميكند. من در فيلم همين را نشان دادم البته وقتي در فيلم چنين معضلي را نشان ميدهم؛ ميخواهم بگويم كه به نوعي ضعف قانوني وجود دارد كه چنين اتفاقاتي در جامعه رخ ميدهد درمورد پايانبندي فيلم هم قصد داشتم اميد در فيلم جريان داشته باشد هرچند به نظر من اين افراد هيچ اميدي ندارند. ميلاني درباره انتخاب عوامل و همكاري با آنها هم ميگويد: تقريبا 90 درصد بازيگران همان بازيگران انتخاب اول بودند جز در موارد خاصي كه بازيگر موردنظر من مشغول بازي در فيلم ديگري بود. ضمن آنكه اصلا اهل بداههپردازي نيستم و با يك فيلمنامه كامل سر صحنه ميروم. همكاري با زرين دست نيز بسيار خوب و حرفهاي بود و من از پيشنهادات خوب ايشان هميشه استقبال ميكردم. گفتگو از علي زادمهر
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 12:25  توسط
|
رضا منتظری درسایت پرده سینما نوشت :تهمینه میلانی را همه می شناسد. بانوی فیلمسازی که از سالهای قبل به فعالیت در سینمای ایران می پردازد و از منشی گری صحنه و دستیاری شروع کرده تا توانسته امروز کارگردانی شناخته شده برای هر ایرانی باشد. میلانی کارگردان و فیلمنامه نویسی است که همیشه دغدغه مسائل زنان را داشته و عده ای او را به عنوان یک کارگردان «فمینیست» می شناسند. دغدغه های تهمینه میلانی نسبت به مسائل و نقش اجتماعی و خانوادگی زنان هیچگاه تمامی نداشته و نخواهد داشت چرا که نگاه و افکار او اینگونه است و براستی که چه درست فکر می کند.
او همچنان خود را مدافع حقوق از دست رفته زنان در جامعه می داند و می خواهد با ساختن فیلمهایش که شاید برخی فیلمهایش را به شعارزدگی متهم کنند قسمتی از درد جامعه زنان را به تصویر بکشد دردی که شاید اگر به آن توجه نشود جامعه را دچار یک بحران غریب بنماید بحرانی که دیگر هیچگونه راه حلی نداشته باشد.
میلانی در واقع با ساخت تسویه حساب می خواهد بگوید تا زود است و بحران به وجود نیامده دست به کار شوید وگرنه دو روز دیگر خیلی دیر خواهد بوداو با ساخت تسویه حساب که به گفته خودش بر اساس داستانی واقعی ساخته شده حقیقتی از جامعه امروز ایران را به تصویر می کشد. حقیقتی که شاید به مذاق عده ای خوش نمی آید و به همین دلیل میلانی و افکارش را مورد هجوم و انتقادهای شدید خود قرار می دهند. میلانی در این فیلم به زندگی 4 دختر که هر کدام به نوعی از جامعه مردانه سرخورده شده اند می پردازد. این دختران به دلیل عقده های بی اندازه خود می خواهند از مردان انتقام بگیرند و این انتقام فقط از مردانی است که علیرغم داشتن زن و فرزند به همسران خود خیانت می کنند.
میلانی با ساخت تسویه حساب می خواهد بگوید ما نباید به اینگونه زنان که از دوران کودکی شان توسط جامعه مرد سالار حاکم بر جامعه و یا خانواده شان مورد سرخوردگی قرار گرفته اند و از سر ناچاری به بزهکاری روی آورده اند و مدتی از عمرشان را در زندان و در بدبختی گذرانده اند بی محلی کنیم و آنها را از خودمان طرد کنیم و به نوعی به آنها لگد بزنیم. او ما می گوید بیایید با این زنان همدلی و همدردی کنیم و با آنها حرف بزنیم و خواسته هایشان را برآوریم و به آنها احترام بگذاریم.
در تسویه حساب تنها مردانی مورد حمله و انتقاد شدید قرار می گیرند که به فکر سوء استفاده از زنان و دختران آسیب دیده جامعه هستند و تنها به تمایلات شهوانی خود می اندیشند و نه هیچ چیز دیگری! اما متاسفانه عده ای با برداشتهای غلط خود میلانی را متهم می کنند که او به تمامی جامعه مردان بی احترامی کرده در صورتی که اصلا اینطور نیست و ما حتی در تسویه حساب مردی را می بینیم که با وجود وضع مالی خود به پیشنهاد یکی از این دختران پاسخ منفی می دهد و آن دختر به او میگوید «واقعا از آشناییتان خوشحال شدم» و این نشان دهنده آن است که مردان خوب مورد احترام همین قشر از جامعه هم هستند و هدف میلانی این نبوده که همه مردان را زیر سوال ببرد.
میلانی در جلسه نشست پرسش و پاسخ فیلمش در سینمای مطبوعات سخنانش را با شعری از سعدی آغاز کرد: چو عضوی به درد آورد روزگار/دگر عضوها را نماند قرار/ تو کز محنت دیگران بی غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی.
او در همین جلسه فیلمش را یک نقد اجتماعی خواند و گفت من نمی توانم در جامعه ای که مرد سالار است بی طرف باشم و چشم خود را روی حقیقتی که در اطرافم می گذرد ببندم.
حال باید دید که کسانی که فیلمهای میلانی را مورد انتقاد خود قرار میدهند به این دوبیت شعر اعتقاد دارند یا نه؟
هشدارجامعه شناسان ،مسئولان و حقوقدانان درباره زنان بزهکار
محمد تاجیک : فیلم تسویه حساب ساخته تهمینه میلانی کار گردان مطرح سینمای ایران ،که این روزها در سینماها اکران شده ومردم از آن استقبال خوبی کرده اند به موضوع زنان بزهکار در جامعه ایران می پردازد .
این فیلم که چند سالی در توقیف به سر می برد همانند دیگر ساخته های خانم میلانی به معضلات ومشکلات زنان ایرانی می پردازد .
/سینماگران مطرح به کمک حل بحرانهای اجتماعی می آیند/
تسویه حساب تهمینه میلانی آخرین نمونه از فیلمهایی است که با طرح موضوعات اجتماعی توسط یک کار گردان مطرح سینما ساخته شده است .در سینمای ایران فیلمسازانی چون داریوش مهرجویی ،خسرو سینایی ،رخشان بنی اعتماد ،رسول صدر عاملی ،جعفر پناهی ،تهمینه میلانی ،منیژه جکمت،پوران درخشنده و.... همواره نسبت به مسائل ومعضلات اجتماعی حساس بوده ودر آثار خود به طرح این مسائل می پرداخته اند .
اما درباره تاثیر گذاری این فیلمها برحل معضلات اجتماعی باید گفت این گونه فیلمها همواره از تاثیر گذاری بسیاری برخوردار بوده اند .نگارنده خود سالها قبل مصاحبه ها ومطالب بسیاری درباره تاثیر ساخت فیلمی چون دایره مینا ساخته داریوش مهرجویی درزمان خود خوانده است واین نشان می دهد که سینما چندان بی تاثیر دراین مسائل نمی تواند باشد .
در سالهای اخیر موضوعاتی چون اعتیاد در آثار فیلمسازانی چون داریوش مهرجویی و رخشان بنی اعتماد و در فیلمهایی چون خون بازی و سنتوری ،خود سوزی زنان در فیلمهایی چون عروس آتش)خسرو سینایی )و بمانی )داریوش مهرجویی) و.....با صراحت به تصویر کشیده شده است .
/افزایش جرایم درزنان به روایت یک آسیب شناس/
يك آسيبشناس اجتماعي، درباره افزايش جرايم در بين زنان،می گوید : خشونت در بين زنان ريشه در دوران كودكي دارد، به خصوص اگر فرد با ناپدري يا نامادري زندگي كند يا در دوران بلوغ مورد تجاوز قرار گرفته باشد.
آنچنان که دكتر امان الله قراييمقدم به خبرگزاري دانشجويان ايران علل افزايش جرايم در بين زنان بیشتر به موضوعاتی چون طلاق، بيسرپرستي، كم شدن ارزشها و اعتقادات مذهبي، فقر، بيكاري و شرايط نابسامان اقتصادي بر می گردد .
/زنهایی که خشونت را در جامعه یاد می گیرند/
وي می افزاید : امروزه زنان وارد بازار كار شدهاند و دوشادوش مردان در فعاليتهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي مشاركت ميكنند در حالي كه در گذشته زنان چون در خانه بودند، خشونتها و مشكلات اجتماعي را كمتر ميدانستند، اما امروز زني كه بيرون از خانه كار ميكند متحمل مخارج زندگي است و يا بيسرپرست است، خشونت را در درون جامعه ياد ميگيرد و كمكم نيز به سمت خشونت ميرود.
/آمار دقیقی درباره زنان بزهکار نیست/
قراييمقدم در خصوص آمار جرم در ميان زنان گفت: به دليل مسايل اجتماعي، اعتقادي، مذهبي و قبح اجتماعي همچنين به دليل مسايل سياسي آمار دقيقي در دست نداريم، اما اين پديده در ميان زنان بيسواد يا كم سواد و زنان خانهدار يا زناني كه ازدواج تحميلي داشتهاند و از ازدواج خود راضي نيستند، بيشتر ديده ميشود.
به گفته قرائي مقدم، اصولا از لحاظ آسيبشناسي جرمهاي زنان متفاوت از مردان است و زنان بيشتر از طريق روشهاي ظريفتري مثل استفاده از سم، داروهاي خوابآور و يا با مشاركت ديگران به اعمال خشونت ميپردازند.
اين آسيبشناس اجتماعي با اشاره به كاهش سن جرم در كشور اظهار داشت: اين پديده بيشتر در ميان فرزندان طلاق، فرزندان خانوادههاي چند زني و ازدواج موقت اتفاق ميافتد. چرا كه در اين خانوادهها تضاد داريم و اين تضاد موجب ميشود كه هيچ گاه خانواده روي آرامش را نبيند.
وي در پايان تاكيد كرد: ميتوان از طريق تشكيل خانوادهاي سالم، تسهيل شرايط ازدواج درست و مناسب و بهبود وضعيت اقتصادي و اجتماعي از بروز اين پديده جلوگيري كرد.
/مراکزی برای بازگشت زنان زندانی/
به تازگی خانم تهمینه میلانی در گفت وگویی با نشریه رویش به موضوع قابل توجهی اشاره کرده واز لزوم ایجاد مراکزی برای زنان بزهکار سخن گفته است . خانم میلانی دراین مصاحبه گفته : در کشورهای متمدن غربی خانه هایی وجوددارد که زنان بی سر پناه و یا مورد آزار همسر و یا زندانیان آزاد شده را در خود پناه می دهد و در واقع این شانس را در اختیار این افراد می گذارد تا شانس خودرا برای یک زندگی شرافتمند و سالم بیافزایند . متاسفانه در جامعه ما چنین مکانهایی وجود ندارد.
/عدم پذیرش زنان زندانی در جامعه به روایت یک مسئول سازمان زندانها/
اما جالب است بدانید که مدتی قبل مدیرکل اقدامات تامینی و تربیتی سازمان زندانها گفته بود : مراکز مراقبت بازگشت زنان زندانی را به جامعه تسهیل می کند و در این صورت فرهنگ سازی لازم نیز در جهت رفع مشکل عدم پذیرش آنان در جامعه ایجاد می شود.
حمیدرضا علی اکبری در گفتگو با خبرنگار مهر، به عدم پذیریش زنان زندانی در جامعه پس از آزادی اشاره کرد و گفته بود : زنان زندانی نسبت به مردان در ارتباط با پذیریش در جامعه پس از آزادی با مشکلات بیشتری مواجه هستند و رفع این مشکل تنها با فرهنگ سازی امکان پذیر خواهد بود.
وی به توانمند سازی زنان بزهکار در حوزه آموزش مهارت های فنی و درمانی و آموزشی اشاره کرد وافزود: در این امر با برخی دستگاهها همچون وزارت بهداشت و سازمان ملی جوانان تعاملاتی داشته ایم تا زنان زندانی پس از آزادی در جامعه با مشکلات کمتری مواجه شوند.
/هشدار حقوق دانان نسبت به افزایش زنان بزهکار/
چندی پیش نیز سايت اطلاع رساني پليس در گفتوگويي با چند حقوق دان نسبت به موضوع زنان بزهکار،موارد قابل توجهی را عنوان کرده بود . بهناز اشتري با بيان اينكه در بررسي وقوع جرايم، نقش زنان بزهكار كمتر از مردان بزهكار است عنوان كرده بود : اين موضوع به معناي ارتكاب جرايم بهاصطلاح سبك از سوي زنان نيست چراكه برخي جرايم چون فرزندكشي، سقط جنين، نگهداري اموال مسروقه، شهادت دروغ، تشويق و ترغيب افراد به بزه و فحشا بهخصوص ترغيب كودكان و همچنين ارتكاب فحشا در زنان بسيار بيشتر از مردان است.
وي افزوده بود: علت اوليه گرايش زنان به اين دسته از جرايم به واسطه شكنندهتر بودن زنان و عواطف احساسي آنهاست. در حقيقت زمينههاي زيستي، روحي و اجتماعي سبب ميشود كه نوع جرايم ارتكابي زنان و مردان متفاوت از هم باشد. افزايش مشكلات اقتصادي، دستمزدهاي ناچيز، اعتياد همسر و اختلافات مابين همسران سبب شده است كه شوهركشي، سقط جنين و فحشا به طرز وحشتناكي شيوع پيدا كند. متأسفانه اين زنگ خطر جدي براي جامعه و بهخصوص زنان است.
محمدحسين آقاسي ديگر حقوقداني است كه دراين باره نظرداده بود . اين وكيل دادگستري نيز با اشاره به افزايش چشمگير جرايم زنان و دختران علت اصلي بروز اين جرايم را فقر فرهنگي و اقتصادي عنوان كرد.
از لحاظ قانوني و حقوقي هيچ تفاوتي در ارتكاب جرم ميان مردان و زنان وجود ندارد اما از لحاظ فيزيكي و شرايط ارتكاب جرم، تفاوت وجود دارد. او در تشريح اين ماجرا افزوده است: زودرنجي، حساس بودن، فقدان مقاومت در برابر مشكلات و تصميمگيري عجولانه و احساسي از جمله عواملي هستند كه باعث بروز جرم در ميان زنان و دختران ميشوند. اين موارد بايد از لحاظ جرم شناسي و قانوني مورد توجه قرار بگيرند. زنان و دختران در برابر شرايط ناگوار و سخت مقاومت خاصي ندارند و كمتر پيش ميآيد كه تحتتأثير شرايط اجتماعي و محيطي اطراف قرار نگيرند. لذا همين عدموجود مقاومت ذهني و فيزيكي باعث ميشود آنها دست به جرم بزنند.
/محصول ازدواجهای نامطلوب ؛اجباری و طلاق/
اين وكيل دادگستري راه جلوگيري از افزايش جرم را دقت و نظارت بر مشكلات مالي و اقتصادي خانوادهها دانست و افزود: اكثر زنان و دختراني كه دست به ارتكاب جرم ميزنند محصول ازدواجهاي نامطلوب، اجباري و طلاق هستند. اين دسته از زنان و دختران در جامعه رها شده و باعث بروز جرايمي خاص و غيرخاص ميشوند.فرهاد رستم شيرازي حقوقدان و وكيل دادگستري نيز با بيان اينكه اصل بر انجام نشدن جرم توسط زنان است و انجام فعل مجرمانه براي زنان استثناست تأكيد كرده است: مردان به واسطه حجم كار و مشكلات بسيار اقتصادي رخدادها و حوادث ناگوار را فراموش و يا به راحتي از كنار آنها ميگذرند. اما معمولا زنان از لحاظ روانشناختي و حالتهاي احساسي عميقتر از مردان هستند. يعني ميتوانند زباني، رفتاري يا مجرمانه مسائل را پاسخ دهند.۹۰ درصد مردان در يك شرايط نامساعد اقدام به واكنش خاص مجرمانه ميكنند. اما زنان در «شروع به جرم» كنترل بيشتري بر خود دارند. لذا زماني عامدانه به جرم يا جنايتي اقدام ميكنند كه از لحاظ روحي و فكري آمادگي كامل داشته باشند.
/تفاوتهای زنان ومردان بزهکار/
دكترعليرضا آذربايجاني يكي ديگر از اساتيد حقوقدانشگاه تهران با بيان اينكه تفاوت در ميزان جرايم زنان و مردان امري مشهود است تصريح كرده: عوامل متعددي از جمله ويژگيهاي شخصي، روحي و رواني در كاهش برخي جرايم زنان نقش دارند. در حقيقت برخي جرايم و بزهكاريها چون نزاعهاي دسته جمعي و ايراد صدمات بدني انتساب كمتري به زنان دارند. وي با تأكيد بر اينكه ارتباطات انسان با زندگي اجتماعي يكي از عوامل بروز جرم و افزايش كميت آن است خاطرنشان كرد: درصد برخورد و ارتباط مردها در اجتماع به نسبت بيشتر از زنان است. لذا طبيعتا مردان بيشتر در معرض بروز جرايماند و اين امر كميت جرايم مردان را افزايش ميدهد.
اين حقوقدان با اشاره به جرايم اقتصادي و مالي چون اختلاس و كلاهبرداري افزوده است: از آنجا كه مردان مسئول تامين مايحتاج و هزينههاي زندگي هستند قطعا جرايم اقتصادي بيشتر به مردان منتسب ميشود. همان طور كه در مسائل و جرايم مربوط به فساد و فحشا افزايش آمار مجرمان و بزهكاران زن بيشتر احساس ميشود.آذربايجاني درخصوص ارتكاب جرايم مربوط به فساد و فحشا در ميان زنان يادآور شده است: در جرايم مربوط به تخلفات اخلاقي، «جنسيت» نميتواند تأثير كاهش دهنده داشته باشد. لذا آمار اين جرايم به نسبت جرايم مالي و اختلاسها و كلاهبرداري درصد بالاتري را دارد. اگرچه در شهرهاي مختلف ايران نيز به واسطه فرهنگ، عرف و طبقه اقتصادي متفاوت، آمار جرايم انعكاس يكسان ندارند اما وقتي ميانگين گرفته ميشود آمار جرايم زنان در بخش فحشا بيشتر از جرايم اقتصادي است. وي دلايل رشد پرخاشگري و عصبانيت در ميان زنان را متفاوت دانسته و تصريح كرده است: در برخي انسانها يك احساس نارضايتي دروني از اجتماع وجود دارد و زنان نيز مستثني از اين اصل نيستند. همچنان كه تغيير در رفتارهاي خانوادگي، ديدن صحنههاي خشن و خشونت بار در فيلمها، احساس زنان در مقايسه حقوق خود با ديگران و برداشت اين تفسير كه از حقوق كمتري نسبت به مردان بهرهمند شدهاند، سبب بروز پرخاشگري و تغيير رفتار در آنها شده است.
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 21:36  توسط
|
تهمينه ميلاني گفت:اگر من به سينما به مثابه تجارت نگاه ميكردم بطور طبيعي بعد از «آتشبس» كه راحت پروانه نمايش گرفت و فروش خوبي هم كرد، «آتشبس» دو را ميساختم نه «تسويهحساب» را، بنابراين ميتوانم بگويم با تمام اين محدوديتها من حقيقتا سعي ميكنم كه به مردم اين كشور وفادار بمانم.
كارگردان «تسويهحساب» كه تاكنون پرفروشترين فيلم اكران نوروزي بوده است،در گفتوگويي با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،دربارهي اكران فيلمش پس از سه سال گفت: تا روز آخر نميدانستم فيلم سرانجام اكران خواهد شد يا نه؟! و مسايل جنبي هربار براي فيلم پيش ميآمد مثلا يكبار گفتند 16 سالهها و چند روز بعدتر اعلام كردند تماشاي آن براي افراد زير 13 سال توصيه نميشود و اكران نشدن فيلم در برخي شهرستانها و مجموعه شرايط باعث شد با وجود حسننيت و تلاش برخي از مسئولان از اكران «تسويهحساب» لذت نبردم.
"تسویه حساب"، ساخته نسبتا خوب تهمینه میلانی فیلمی است آسیب شناسانه درباره بزه های اجتماعی که می کوشد به مسایل مرتبط با زنان خیابانی، دختران فراری، مردان متقاضی سکس در محیطی فراتر از چارچوب خانواده و ... بپردازد. فیلم با نگاهی درمانگر و البته در بسیاری از اوقات شعارگونه و فمینیستی تلاش می کند دردهای زنان خیابانی و ظلمی که قشر مردان ویژه اتومبیل سوار و حتی جامعه بر زنان ویژه روا می دارند را به تصویر کشد.
اما آنچه فراتر از خود فیلم و محتوای آن به شدت بر نمایش عمومی آن سنگینی می کند، نمایش آن بدون کوچکترین درجه بندی سنی است. کافی است یکبار با یا بدون خانواده به تماشای فیلم بروید تا عرق شرم پدران و مادرانی را ببینید که از همراه کردن دختر و پسر 10-12 ساله خود برای تماشای فیلم به شدت احساس پشیمانی می کنند.
مسوولان سینمایی و فرهنگی کشور در حالی به کرات از قهر مردم از سینمای غیرخانوادگی دوران موسوم به اصلاحات گلایه کرده و اعلام کرده اند تلاش می کنند سینما را برای آشتی دوباره خانواده ها با سینما و خانوادگی تر کردن فیلم ها آماده کنند که تسویه حساب زنانه تهمینه میلانی با مردان خیابانی به صحنه قهر خانواده ها از سینما تبدیل شده است.
انگیزه و اراده پشت اکران بدون درجه بندی چنین فیلم هایی، چه انگیزه ای سیاسی و برای ترسیم فضای باز و سهل گیرانه از سیاست های سینمایی دولت باشد و چه صنفی - مالی، برای جلوگیری از کاستن از فروش فیلم، در هر حال نه اخلاقی است و نه حرفه ای. اخلاقی نیست چرا که به قهر خانواده ها از سینماها خواهد انجامید و حرفه ای نیست چراکه در میان مدت و بلندمدت به کاهش فروش سایر فیلم ها خواهد انجامید.
مشخص نیست آیا جناب وزیر فرهنگ و ارشاد و مسوول سینمایی این وزارت خانه حاضرند پسر و دختر زیر 15 سال خود را همراه خود به تماشای چنین فیلم هایی ببرند یا این مسئله را فقط برای دیگر خانواده ها می پسندند؟
چاره کار صد البته در توقیف نیست. بسیاری از اوقات فیلمهای اینچنینی را می توان با درجه بندی مناسب مخاطب به روی اکران فرستاد که هم تهیه کننده فیلم متضرر نشود و هم کارگردان و نویسنده اگر قصد درمانگرانه ای داشته باشند، به مقصود برسند و هم نمایش عمومی فیلم تاثیر منفی بر روی خانواده ها نداشته باشد.
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت 2:30  توسط
|
خبرگزاري فارس: تهيهكننده فيلم سينمايي «تسويه حساب» با اشاره به فروش شبي 15 ميليون تومان اين فيلم، گفت: اكران نوروز 89 نسبت به گذشته، اكران ناموفقي نيست. «
تهيهكننده فيلم سينمايي «تسويه حساب» با اشاره به فروش شبي 15 ميليون تومان اين فيلم، گفت: اكران نوروز 89 نسبت به گذشته، اكران ناموفقي نيست.
«محمد نيكبين» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، با اشاره به موفقيت فيلم «تسويه حساب» در اكران نوروز 89 گفت: معمولا به دليل ديد و بازديدهاي نوروزي نميتوان فروش فيلمها در چند روز اول نوروز را ملاك قرار داد و تقريبا از فردا ميتوان در مورد ميزان فروش فيلمها در اكران نوروزي قضاوت كرد. وي گفت: با اين اوضاف تا به امروز ميزان استقبال مخاطب از فيلمهاي اكران و البته فيلم «تسويه حساب» خوب بودهاست. البته ما جسته و گريخته آمار فروش را به دست ميآوريم و با اعلام آمار دفاتر پخش ميتوان به ارزيابي بهتري پرداخت ضمن آن كه از پنجم فروردين به بعد ميزان استقبال مردم از فيلمها بيشتر خواهد شد. وي در مورد ارزيابي خود از اكران نوروز امسال نسبت به سالهاي گذشته، گفت: اكران نوروزي امسال خيلي شبيه اكران نوروزي سالهاي گذشته است البته اگر با سال قبل مقايسه كنيم سال قبل شرايط خاص خودش را داشت اما در كل امسال چندان تفاوتي با سالهاي قبل احساس نميشود و حداقل ميتوانم بگويم كه وضع بدتر نشده است. وي درباره فروش فيلم «تسويه حساب» گفت: درحال حاضر، شبي 15 ميليون تومان ميتواند رقم خوبي براي فروش اين فيلم باشد.
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 21:42  توسط
|
تهیه کننده فیلم سینمایی "تسویه حساب" معتقد است این فیلم با ریتمی مناسب و گیرا اثری غیر متعارف در سینمای ایران محسوب می شود.
محمد نیکبین در این باره به خبرنگار سینمای ایران گفت : فیلم سینمایی "تسویه حساب" ریتم تند و گیرایی دارد و مخاطب را به راحتی جذب می کند. دراین فیلم با وجود محدودیت های فراوان به بیان آسیب های اجتماعی مرتبط با زنان بزهکار در جامعه پرداختیم از این رو "تسویه حساب" فیلمی غیر متعارف در سینمای ایران محسوب می شود.
وی افزود: در این اثر به دنبال پیدا کردن راه حل برای برطرف کردن مشکلات و معضلات اجتماعی نبودیم بلکه معتقدیم تا زمانی که مشکلات موجود در سطح جامعه به شیوه ای درست و تاثیر گذار بیان نشود راه حل های منطقی برای حل آنها پیدا نمی شود.
تهیه کننده فیلم سینمایی" سوپر استار" ادامه داد: ابتدا باید مشکلات موجود را شناخت و سپس با اندیشه ای درست در جهت حل آن گام برداشت. مردم باید از مسائل و معضلات موجود در جامعه آگاه باشند و در این راه رسانه به عنوان تاثیر گذارترین نهاد وظیفه ای خطیر را برعهده دارد.سینماگران ما باید بکوشند با پرداختن به مسائل مختلف به شیوه های روایتی مناسب بستر آگاه سازی مردم را فراهم آورند.
نیکبین درباره ترکیب بازیگر فیلم سینمایی "تسویه حساب" گفت: خوشبختانه تمام کسانی که در ساخت این فیلم با ما همکاری داشتند تمام تلاش خود را برای ارئه اثری قابل قبول انجام دادند از ترکیب بازیگران این فیلم بسیار راضی هستیم و فکر می کنم تمام بازیگران سر جای خود قرار گرفته و به بهترین نحو ایفای نقش کرده اند.
تهیه کننده فیلم سینمایی" آتش بس" درادامه افزود:"تسویه حساب" فیلمی منسجم است و تسلط کارگردان فیلم بر فضا و محتوای فیلم در تمام ابعاد فیلم احساس می شود به نظر من این فیلم نقطه رشد کارگردانی تهمینه میلانی و نشان دهنده پیشرفت وی در این عرصه است.
این تهیه کننده با اشاره به استقبال مخاطبان از فیلم "تسویه حساب" در بیست و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر گفت: زمانی که "تسویه حساب" در جشنواره فیلم فجر به اکران در آمد با استقبال مخاطبان مواجه شد و مردم با رضایت سالن سینما را ترک می کردند از این رو امیدواریم این فیلم در اکران عمومی نیز درجلب نظر مخاطبان موفق عمل کند.
نیک بین در پایان گفت: متاسفانه آئین نامه شورای صنفی نمایش هنوز ابلاغ نشده و برای انجام مراحل مقدماتی اکران و تبلیغات منتظر ابلاغ آئین نامه هستیم. همچنین ابزار اصلی ما برای تبلیغات پخش تیزهای فیلم از شبکه های مختلف سیما است و امیدواریم مسئولان صدا و سیما درتعامل با سینماگران شرایط لازم برای اطلاع رسانی را فراهم آورند.
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 0:42  توسط
|
به رنگ گيشه ! بانی فیلم - چند سالي ميشود تكليف اكران نوروزي و اغلب پرفروشهاي سال را جشنواره روشن ميكند. به غير از تعدادي از فيلمهاي تجاري موسوم به سينماي بدنه و كمديهاي رايج اين سالها، بقيه فيلمها، جشنواره فيلم فجر را محل خوبي براي عرض اندام ميدانند. چهار، پنج سالي ميشود حتي گزينههاي اكران نوروز از دل جشنواره بيرون ميآيد و اين نشان ميدهد نمايش فيلمها در جشنواره منافاتي با پرفروش بودن آنها ندارد. از هشت فيلم پرفروش اكران امسال 4 فيلم (اخراجيها2، درباره الي، سوپراستار، بيپولي) اولين بار در جشنواره به نمايش در آمدند كه در اين ميان فيلمهاي دهنمكي و ميلاني چند هفته بعد از پايان جشنواره در عيد نوروز روي پرده رفتند. در جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر جدا از فيلمهاي منتقدپسند تاكنون فيلمهايي روي پرده رفته كه از نظر تجاري در سال آينده حرفهايي براي گفتن دارند. پيشبينيها در مورد پرفروشهاي سال آينده از ميان اين فيلمها اين گونه است: به رنگ ارغوان، تسويه حساب، صد سال به اين سالها ميليارديها فروش حداقل يك ميلياردي براي اين سه فيلم (در اكران تهران) دور از ذهن نيست. «به رنگ ارغوان» كه در اولين اعلام نظرسنجي مردمي فيلمهاي جشنواره در رتبه اول قرار دارد به طور قطع يكي از دو- سه فيلم پرفروش سال 89 خواهد بود. فيلم حاتميكيا تنها فيلم از ميان فيلمهاي جشنواره امسال است كه تاريخ اكران عمومي آن مشخص شده. دستاندركاران «به رنگ ارغوان» البته قبل از نمايش فيلمشان در جشنواره و بلافاصله بعد از رفع توقيف آن قرارداد اكران فيلم را در گروه آفريقا امضا كردند تا «به رنگ ارغوان» بعد از پايان جشنواره روي پرده برود. با توجه به پيشبيني كه از استقبال اين فيلم ميرود به نظر ميرسد فيلم حاتميكيا تا بهار سال آينده روي پرده باشد. با توجه به مضمون ملتهب فيلم و حواشي آن، «به رنگ ارغوان» تا اينجاي كار بخت اول گيشه سال آينده محسوب ميشود. «تسويه حساب» علي رغم اينكه در ميان 4 فيلم اول انتخابهاي مردمي جايي ندارد، اما گيشه آن تقريباً تضمين شده است. فيلم ميلاني داستان جسورانهاي دارد و با توجه به بازيگران آن (مهناز افشار، محمدرضا شريفينيا، اكبر عبدي، رضا عطاران، حامد بهداد) به نظر ميرسد در ميان فيلمهاي ميلياردي جاي بگيرد. دو فيلم قبلي ميلاني (آتش بس و سوپراستار) نيز از نظر تجاري موفق بودند. «صد سال به اين سالها» نيز آخرين فيلم اين گروه است كه پيشبيني ميشود گيشهاي پررونق داشته باشد. به دليل حواشي كه باعث توقيف دو ساله فيلم شد و حضور بازيگراني چون پرويز پرستويي، فاطمه معتمدآريا و رضا كيانيان در كنار طرح مسايلي كه كمتر سينماي ايران به آن پرداخته شده ميتوان فيلم سامان مقدم را جزو پرفروشهاي سال قرار دهد. مقدم هم مثل ميلاني سابقه درخشاني در ساخت فيلمهاي پرتماشاگر دارد. آل، هفت دقيقه تا پاييز، دموكراسي در روز روشن کدام فيلم پيروز مي شود؟ اما فهرست دوم را به اين سه فيلم اختصاص داديم. فيلمهايي كه تاكنون در جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمدهاند و پيشبيني ميشود در اكران تهران گيشهاي بين 500 تا 800 ميليون داشته باشد. در اين ميان براي فيلم علي عطشاني با يك لشگر بازيگر شناخته شده (گلزار، فروتن، فرخنژاد، نيكي كريمي، شاهرخشاهي، ضيغمي) اين رقم فروش دور از انتظار نيست. هر چند فيلم در اكران سينماي منتقدان مورد توجه قرار نگرفت، اما شواهد امر نشان ميدهد «دموكراسي در روز روشن» پتانسيل جذب مخاطب را دارد. «هفت دقيقه تا پاييز» برخلاف فيلم عطشاني، روز خوبي را در سالن برج ميلاد سپري كرد. فيلم علاوه بر سوژه جذابش بازيگراني چون هديه تهراني و حامد بهداد را دارد و همين موضوع در اكران عمومي به كمك فيلم ميآيد. «آل» هم برخلاف واكنشهاي متفاوتي كه در اكران جشنواره داشت به احتمال فراوان در اكران عمومي وضعيت به مراتب بهتري دارد. به هر حال حضور مصطفي زماني در فيلم و كمي دستكاري نسخه جشنواره آن باعث ميشود «آل» با اقبال نسبي روبرو شود. در كنار اين سه فيلم، «خاطره» و «فاصله» را هم ميشود قرار داد كه به گفته خيلي از اهالي سينما قابليت جذب مخاطب را دارند. اما از ميان فيلمهايي كه هنوز روي پرده نرفته «كيفر»، «چهل سالگي» و «چراغ قرمز» هم شانس زيادي براي پرفروش شدن دارند. البته در اين ارزيابي «هيچ» و «آتشكار» را به دليل نمايشهاي محدود از تقسيمبنديمان خارج كرديم و فيلمهاي اصلي جشنواره را لحاظ كرديم.
+
نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 21:57  توسط
|
«هيچ» پروانه نمايش گرفته، «تسويه حساب» ردهبندي سني شده
اخبار منتشر شده درحاشيه ايجاد ردهبندي براي فيلم تسويه حساب درست از آب درآمد. اداره کل نظارت و ارزشیابی توصیه کرده افراد زير 13 سال از ديدن اين فيلم محروم باشند.
ایلنا: عليرضا سجادپور از مشخص شدن تكليف فيلم هيچ ساخته عبدالرضا كاهاني خبر داد و گفت: تکلیف فیلم «هیچ» مشخص شده است و اين فيلم؛ اصلاحات مورد نیاز را انجام داده است و پروانه نمایش آن هم صادر شده است. علیرضا سجادپور(مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی) در گفتگو با خبرنگار ایلنا، درباره تصمیمات جدید اتخاذ شده درحاشيه فیلم سینمایی «هیچ» گفت: نمیدانم چرا درباره این فيلم این همه سوال میشود! تکلیف فیلم مشخص شده است وعوامل فیلم هم اصلاحات آن را انجام دادهاند و پروانه نمایش هم گرفتهاند. وی درباره انتشار اخباری درخصوص ايجاد ردهبندی سنی براي فیلم سینمایی تسویه حساب گفت: اخبار منتشر شده درست است. اداره کل نظارت و ارزشیابی خود توصیه کرده بود که فیلم سینمایی تسویه حساب با ردهبندی سنی به نمایش درآید. گفتنی است نمایش فیلم سینمایی تسویه حساب در سینماهای تهران برای افراد زیر 13 سال تصویه نشده است. پایان پیام
+
نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 19:56  توسط
|
محمد محمدیان از منتقدان ماهنامه فیلم درباره تسویه حساب نوشت :سینمای تهمینه میلانی به این دلیل مورد توجه قرار گرفته که آثار سطحی نبوده.عمق داشته یا تلاش کرده این کند و کاو را نشان دهد.اصلا" همین نگاه اوست که آثارش را تا تسویه حساب کم و بیش دوست دارم.حتی با نگاه اغلب جانب دارانه او در حمایت از دنیای زنان هم اغلب مشکلی نداشته ام!...در تسویه حساب هم قابل تحمل است!
اما اگر فقط زنان بزهکار و یا مردان بزهکار را همان طور که گاهی در جامعه می بینیم در فیلم به نمایش بگذاریم دیگر کار مهمی نکرده ایم.در تسویه حساب، فیلم از تصویر ظاهری شخصیت ها فراتر نمی رود و " به علت ها نمی رسد."فیلم طولانی است و تصادف پایانی می توانست بسیار زودتر پیش بیاید چرا که چیز چندان خاصی قرار نبوده اتفاق بیفتد!
خوشحالم که میلانی پس از تسویه حساب فیلم بهتر سوپر استار را ساخته چرا که باز می توانیم امیدوار باشیم فیلم های خوبی از او ببینیم.
سر انجام دهمين فيلم تهمينه ميلاني پس از كش و قوسهاي فراوان و بعد از سه سال توقيف در بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر اكران خواهد شد،فيلمي كه توقيفش مسير فيلمسازي ميلاني را از آثاري درباره حقوق زنان به سمت سينماي معناگرا كشانده بود. از همان چند دقيقهاي كه فيلم را در دفتر ميلاني ديدم به نظر ميآيد با اثري تابو شكن رو به رو خواهيم بود كه اكرانش هم در جشنواره و هم در اكران عمومي با حرف و حديثهاي بسياري رو به رو خواهد شد. به مناسبت اكران اين فيلم در جشنواره فيلم فجر امسال گفتوگويي را با او انجام د
پويا نبي تهران امروز
مشكل« تسويه حساب» چه بود كه در اين سه سال امكان نمايش پيدا نكرد؟ راستش سال 1386 كه فيلمنامه براي پروانه ساخت به وزارت ارشاد ارائه شد، شوراي تصويب فيلمنامه با اين فيلم مشكلي نداشتند تا اينكه فيلم ساخته شد و براي پروانه نمايش به معاونت ارزشيابي ارائه شد. آن زمان هم با فيلم مشكلي نداشتند و حتي گفتند فيلم پروانه نمايش خواهد گرفت و اكران خواهد شد، تقريباً چند روز بعد از اين ديدار بود كه با من تماس گرفتند و گفتند فعلاً صلاح نيست فيلم اين چنيني اكران شود! و حرفشان هم اين بود كه فيلم من جلوتر از جامعه است و اجتماع آمادگي پذيرش چنين فيلمي را ندارد. مگر فيلمنامه را نخوانده بودند؟ حرف من هم همين بود، ما ذرهاي از فيلمنامهاي كه به وزارت ارشاد داده بوديم،تخطي نكرديم. حتي در اعتراضي كه من كردم آقاي صفارهرندي وزير ارشاد وقت آقاي نيرومند را مسئول كنترل اين موضوع كرد كه آيا ما با فيلمنامه ارائه شده جلو رفتيم يا خير كه آقاي نيرومند فيلم را بازبيني كردند و در كمال شرافت گفتند فيلم ما طبق فيلمنامه ساخته شده و ما هيچ عدولي نكرديم. ميدانم هنگام گرفتن پروانه ساخت «سوپر استار» خيلي اذيت شديد، اين اتفاق در «تسويه حساب» هم افتاد؟ يا فيلمنامه در شورا بدون مشكل پروانه ساخت گرفت؟ تمام فيلمنامههايي كه من تا به امروز به وزارت ارشاد ارائه دادم با مشكلات زيادي رو به رو شده است. تنها فيلمي كه ظرف يك هفته پروانه ساختش از زمان ارائه به من داده شد همين فيلم «پرنسيب» است كه از نيمه فروردين آن را كليد خواهم زد. خب با اين شرايط چگونه فيلم امكان نمايش در جشنواره امسال را پيدا كرد؟ ببينيد فيلم من در طول اين سه سال توقيف نبود بلكه وضعيت مبهمي داشت و مرتب در جواب ما ميگفتند صلاح نيست فيلم اكران شود تا اينكه يك روز مانده بود به بستن جدول فيلمهاي بخش مسابقه كه با من و آقاي نيك بين تماس گرفتند و گفتند يك كپي از فيلم را به دفتر جشنواره ارسال كنيد مشكلي براي اكران فيلم نيست. فيلم براي اكران جشنواره چند دقيقه مميزي خورده؟ فيلم دو بار در دو حالت مختلف اصلاحي خورد. اولين بار زمان آقاي اربابي بود كه گفتند براي گرفتن پروانه نمايش يك چيزي حدود دو دقيقه را بايد حذف كنيم. دومين بار هم چند روز پيش بود كه به ما اطلاع دادند فيلم در بخش مسابقه جشنواره حضور دارد و آنجا هم حدود دو دقيقه از فيلم كم شد. چه قسمتهايي از فيلم در اين دو مميزي كم شد؟ در اصلاحي اول چند ديالوگ از ديالوگهاي آقاي عبدي حذف شد و مشكل ديگري هم كه با فيلم داشتند ميگفتند چرا پليس فيلم با اين همه تعقيب و پيگيري نميتواند اين دخترها را دستگير كند. در اصلاحي جشنواره هم بخشي از ديالوگهاي پاياني خانم افشار كه باز گو ميكند چرا از خانه فرار كرده اصلاحي خورد و بخش ابتداي فيلم كه اين دخترها در زندان قرارهاي خود را ميگذارند و بخش زندان زنان كم شد. به نظر ميرسد توقيف همين فيلم باعث شد مسير ديگري در فيلمسازي را طي كنيد و «سوپراستار» را بسازيد؟ اگر واقعيت را بخواهم به شما بگويم در طي اين سه سال من هر چه فيلمنامه درباره مسائل زنان نوشتم با كلمه نه رو به رو شد البته اين فقط مشكل من نبود طي سه سال گذشته اگر دقت كرده باشيد كلا فيلمي درباره مسائل زنان ساخته نشد اما در مورد ساخت «سوپر استار» بايد بگويم من اين فيلمنامه را دوست داشتم و همين عامل باعث شد آن را بسازم. به نظرم آن فيلم هم روي يكي از معضلات جامعه ما كه انسانهاي خود شيفته هستند دست ميگذارد و آن را مورد واكاوي قرار ميدهد. برسيم به «تسويه حساب»؛ چه چيزي باعث شد شما اين فيلم را بسازيد؟ به نظرم فيلم «تسويه حساب» همدلي است با زنان بزهكار، زناني كه توسط پدر، برادر و همسرشان در سنين پايين به راههاي خلاف كشيده ميشوند و اغلب هم سابقه دار ميشوند و وقتي ميخواهند وارد جامعه شوند نه تخصصي دارند و نه سوادي و چارهاي جز باز گشت به خلاف ندارند. نكته بد ماجرا اين است كه اغلب اين دختران چهرههاي خوبي دارند و حتي نميتوانند كارگر خانه شوند. «تسويه حساب» درباره اين دختران است، اينكه ما چگونه راضي ميشويم به آدمهاي لگد خورده لگدهاي بيشتري بزنيم؟ اينكه چگونه انتظار داريم دختري كه در سن 12 سالگي توسط پدر و همسرش به قاچاق روي آورده به يك باره پاك شود. آيا «تسويه حساب» هم مانند «آتش بس» فضاي طنز گونه دارد؟ داستان فيلم درباره چهار دختر بزهكار (مهناز افشار، لادن مستوفي، السا فيروزآذر و بهاره افشاري) است كه در زندان با يكديگر آشنا ميشوند و تشكيل يك باند را ميدهند. وقتي از زندان بيرون ميآيند به دليل اينكه نميخواهند به بزهكاري و قاچاق روي بياورند دست به زورگيري از مردان با اسم و رسم و پولدار ميزنند. شروع فيلم كه در زندان ميگذرد و در واقع آشنايي اين چهار دختر با يكديگر است يك شروع كاملاً جدي و به دور از هر گونه طنزي است اما در ادامه شيوه زور گيري آنها، موقعيتهايي را به وجود ميآورد كه شما را به خنده وا ميدارد. از نحوه شكلگيري فيلمنامه اين كار براي ما بگوييد؟ تابستان 1379 با چند نفر از زنان بزهكار ملاقات كردم يكي از همين زنان كه نام مستعارش در زندان مهناز بود جرقه اوليه شكل گيري اين فيلمنامه را در ذهنم زد. كار او شناسايي مردان پولدار و باج گيري از آنها بود. الان هم تقريباً چنين شخصيتي در فيلم با بازي لادن مستوفي وجود دارد اما اتو كشيده شدهتر و سينماييتر. چرا اسم فيلم را «تسويه حساب» گذاشتيد؟ در صحبتهايي كه با همين زن بزهكار داشتم از او سوال كردم نميترسيدي اگر يكي از همين افراد كه او را در خانهاش گرو گان گرفته بودي فوت ميكرد؟ او در جوابم چنين گفت: وقتي من 12 سال داشتم و زير دست يك حيوان بزرگ ميشدم مگر كسي به فكر من بود؟ به نوعي اين افراد داشتند با جامعه خود تسويه حساب ميكردند. نام را فيلم هم از اينجا الهام گرفتم. ظاهراً در اين فيلم هم باز روي صحبت شما زنان هستند؟ زياد با اين حرف شما موافق نيستم. به نظرم همه افراد با اين فيلم ارتباط برقرار خواهند كرد. به نظرم هر مرد و زني در فيلم گوشهاي از خود را خواهد يافت. در چند نمايش محدودي كه براي اين فيلم داشتيم نشد كسي فيلم را ببيند و واكنشي نسبت به آن نشان ندهد. به همين دليل است كه ميگويم تسويه حساب يكي از پر فروشترين فيلمهاي سال آينده خواهد شد در حالي كه فيلم تلخ و تا حدودي سياه است. يكي از ويژگيهاي آثار شما انتخاب دقيق بازيگران است طوري كه هنگام تماشاي فيلم شخص ديگري را نميتوانيم تصور كنيم. كمي درباره چينش بازيگران فيلم تسويه حساب براي ما صحبت كنيد؟ انتخاب بازيگرها درست بر اساس شخصيتهاي درون فيلمنامه شكل گرفت. لادن مستوفي نقش يك دختر سختي كشيده را بازي ميكند. در مقابلش بهاره افشاري را داريم كه دختر عموي لادن مستوفي را بازي ميكند به دليل تشابه ظاهري و نوع حالت چشمان هر دوي آنها اين انتخاب صورت گرفت. مهناز افشار هم نقش زني را بازي ميكند كه وسواس شديدي دارد و به نظرم خانم افشار بهترين گزينه براي ايفاي اين نقش بود. السا فيروز آذر نقش دختري را بازي ميكند كه از دست پدر متعصبش كه نميگذارد درس بخواند از شهرستان فرار كرده است. مردان فيلم هم با توجه به ويژگيهاي رفتاريشان انتخاب شدند براي مثال اگر ما ميخواستيم يك مرد تاجر و تا حدودي لات مسلك را نشان دهيم به نظرم آقاي طهمورث بهترين گزينه بودند و يا احمد مهرانفر كه نقش دامادي را بازي ميكند كه در شب اول عروسياش ميخواهد به نوعي زير آبي بروديا حامد بهداد كه نقش شوهر خواهر السا فيروز آذر را بازي ميكند او سرباز فراري است، نقاشي ساختمان ميكند و ميخواهد بچه زن حاملهاش را بيندازد و يك شخصيت عصبي و رنجوري را بازي ميكند. رضا عطاران در اين فيلم چه نقشي دارد؟ آقاي عطاران نقش عشق دوران گذشته لادن مستوفي را بازي ميكند كه به او خيانت كرده و حالا در صدد جبران است. هر فيلمي براي سازندهاش يك مشخصه بارز دارد كه به واسطه آن مشخصه فيلم برايش دوست داشتني تر ميشود. اين شاخصه براي شما در فيلم تسويه حساب چه بود؟ حرفي كه قرار است فيلم بزند. به نظرم اين فيلم تاثير عجيبي روي بينندهاش خواهد گذاشت و اين تاثير به واسطه ساخت يك ملودرام توسط تهمينه ميلاني نيست بلكه ياد آوري شرايط اجتماعي حاكم بر جامعه ماست كه به بيننده گوشزد ميشود. به نظرم تسويه حساب يك تلنگر است اما تاثيرش بسيار عميق تر از يك فيلم است. به نظرتان فيلم در جشنواره امسال توسط منتقدان ديده خواهد شد؟ در مورد منتقدان با يد بگويم با يك مساله سليقهاي رو به رو هستيم و اين براي يك كار هنري طبيعي است همان طور كه برخي از فيلمهاي من خوششان نميآيد برخي ديگر طرفدارهاي پرو پا قرص فيلمهاي من هستند. من براي تمام اين دوستان احترام قائل هستم. خاطرهاي از حضور در جشنواره فيلم فجر داريد؟ مادر من زياد مايل نبود من در رشته سينما فعاليت كنم و هر جا كه مينشست ميگفت دختر من مهندس است. تا اينكه فيلم «بچههاي طلاق» در جشنواره فجر سال 68 توانست جايزه بهترين فيلم اول را بگيرد. جايزه را آقاي خاتمي به من داد و اين مراسم اختتاميه به طور زنده از تلويزيون پخش ميشد؛ مادر من با ديدن اين تصوير نظرش درباره سينما عوض شد و متوجه شد سينما حرفه مهمي است و از آن به بعد من را به عنوان كارگردان به همه معرفي ميكرد، شايد بزرگتر از آن جايزه همين تغيير نگاه خانوادهام نسبت به مقوله سينما بود و اين اتفاق شيريني بود كه به واسطه جشنواره فيلم فجر برايم افتاد.
فيلم هايي نكتهسنج وجسورانه
آريان گلصورت تهران امروز
طلا و مس (همايون اسعديان) طلا و مس فيلمي ساده و صميمي است كه به راحتي ميتوانست در دام كليشهها بيفتد و در حد يك تله فيلم معمولي نزول كند اما خيلي هوشمندانه از كليشهها فرار كرد و تبديل شد به يكي از فيلمهاي قابل قبول جشنواره امسال. طلا و مس داستان يك طلبه جوان را روايت ميكند كه همراه همسر و دو فرزند كوچكش براي ادامه تحصيل به تهران ميآيند. همه چيز دارد به خوبي پيش ميرود كه زن دچار بيماري اماس ميشود كه به زودي به فلج شدنش منجر خواهد شد. اينجاست كه طلبه جوان بايد هم درس بخواند و هم از بچهها نگهداري كند و هم براي تامين مخارج زندگي و درمان همسرش كار كند. يكي از نكات قابل تحسين طلا و مس اين است كه فيلم خيلي هوشمندانه مسائل مربوط به اماس و سختيها و گرفتاريهاي بيماران مبتلا به آن و اطرافيانشان را روايت ميكند طوري كه اصلا حالت شعاري بودن و ترحم برانگيز بودن ندارد. نكته ديگر اين است كه درام كار در طول فيلم لنگ نميزند. فيلم گاهي كمدي است و گاهي غمگين و گاهي هم عاشقانه. اين است كه باعث ميشود تماشاگر به خوبي با فيلم ارتباط برقرار كند. اتفاقا فيلم در همه اين تغيير لحنها هم موفق عمل كرده. همان قدر كه لحظات كميك فيلم بامزه از آب در آمدند قسمتهاي غمگين فيلم احساسات برانگيزند. پايان فيلم هم كه قرار است كاراكتر اصلي به تعريف تازهاي از عشق و زندگي و محبت و در اصل كيمياي هستي رسد و به اين نكته برسد كه مدرسه واقعي زندگي است و نه جاي ديگر، بر خلاف خيلي از فيلمهاي خوب و منطقي از آب درآمده، فيلم بازيهاي خوبي هم دارد. بهروز شعيبي در نقش طلبه جوان و نگار جواهريان در نقش همسرش خيلي خوب از پس جزئيات نقش برآمدهاند. طلا و مس فيلم بزرگي نيست اما ميتواند يكي از آثار مطرح اين دوره باشد. در حالي كه ديدن خيلي از فيلمهاي جشنواره تا پايان كار دشواري است اما طلا و مس با كارگرداني بسيار خوبش تماشاگر را همراه ميكند.
آتشكار (محسن امير يوسفي) آتشكار كه يكي ديگر از توقيفيهاي تازه آزاد شده اين دوره از جشنواره است فيلمي به تمام معنا جسورانه است. اينكه ميگويم جسور صرفا به خاطر بازي با خط قرمزها نيست (با اين حساب مثلا اخراجيها هم فيلم جسورانهاي ميشد) بلكه به خاطر جسارت كارگردان در انتخاب موضوع، لحن و فضاي فيلم است. فيلم در عين اينكه بامزه است نكته سنج و هوشمندانه هم است. آتشكار داستان يكي از آتشكارهاي كارخانه ذوب آهن را در تركيبي از فضاي ماورائي و معمولي تعريف ميكند كه درباره عمل وازوكتومي دو دل است. اينجا كارگردان وازوكتومي را بهانه كرده تا با طنز ناب كلامي و موقعيتي به خيلي از مسائل اجتماعي اشاره كند. مثل فصل درخشان اعتصاب كارگران، وقتي كه هر حربهاي براي منصرف كردن آنها نگرفت بهجز گوني برنج. فضا، لحن و جنس شوخيهاي فيلم در سينماي ايران تازگي دارد. بازي با خط قرمزها هم در فيلم در جهت همين فضاي فيلم است وگرنه آتشكار برخلاف خيلي از فيلمها صرفا به خاطر اينكه تماشاگر را به وجد بياورد خط قرمزها را به بازي نگرفته است البته فيلم خالي از اشكال نيست. فيلم بيش از اندازه به شوخيهاي ريز و درشتش وابسته است بهطوري كه تماشاگر بيش از اينكه منتظر باشد ببينيد آتشكار داستان وازوكتومي ميكند يا نه منتظر رسيدن يك شوخي ديگر است. تكرار بعضي از شوخيها هم به فضاي بكر حاكم بر داستان ضربه زده اما بيش از هر چيز بازي عالي فرخ نژاد است كه خودنمايي ميكند. فرخ نژاد كه بيترديد يكي از مستعدترين بازيگران سينماي ايران هست به طرز غافلگيرانهاي با مزه نقشش را ايفا كرده. لحن و فيزيك فرخ نژاد هم به كمك قدرت بازيگرياش آمده تا يكي از جذاب ترين نقشهاي چند سال اخير سينماي ايران خلق شود. آتشكار يكي از فيلمهاي بحث برانگيز جشنواره امسال خواهد بود. فيلمي خندهدار كه در بعضي جاها هم لنگ ميزند.
ما اينطوري حرف نميزنيم
صوفيا نصرالهي تهران امروز
ستون امروز درباره فيلمهاي روز دوم جشنواره فجر در سالن مطبوعات است. راستش فيلمهاي روز دوم به قدري از دنياي پر راز و رمز و زيباي سينما دور بودند كه هيچكدامشان را نتوانستم تا آخر تحمل كنم. الان هم كه اين ستون را مينويسم همه اميدم به سانس آخر شب است كه «آتشكار» محسن اميريوسفي را ببينم شايد دوباره روحيه خوب روزهاي جشنواره را پيدا كنم. فقط خدا را شكر كه برگزاركنندگان جشنواره امسال آنقدر ذوق و سليقه داشتند كه برج ميلاد را به عنوان محل برگزاري جشنواره انتخاب كردند. فكرش را بكنيد كه اگر قرار بود اين همه فيلم ضعيف در يك روز را در يك فضاي معمولي ببينيم حتما ديوانه ميشديم اما امسال اين شانس را داريم كه وقتي از سالن تاريك سينما بيرون ميآييم و از اين همه ضعف ساختاري و محتوايي در حال خفه شدن هستيم به بالكن مركز همايشهاي ميلاد پناه برده و از تماشاي چراغهاي شهر زير پاهايمان لذت ببريم. نكته جالب چهار سانس اول امروز يعني فيلمهاي «خوابهاي دنبالهدار»، «طلا و مس»، «خاطره» و «مقلد شيطان» تلقي سادهانگارانه فيلمسازان از فرم و اجراست. انگار همه مرعوب ايدههايشان شدهاند. نميدانم چرا فيلمسازان ما برعكس همه دنيا اصرار دارند كه همه چيز را زشت نشان بدهند. انگار كه زيبايي تصاوير و بازيگران جزو خط قرمزهايشان شده است. كاش فرصتي بود كه مثلا به مقوله رنگ در اين چهار فيلم توجه ميكرديم. «طلا و مس» كه تازه فيلم بدي هم نبود و به نسبت بقيه فيلمهاي جشنواره توانست رضايت نسبي منتقدان را جلب كند، فيلم بيرنگي بود. انگار روي همه تصاوير را پردهاي كدر پوشانده بود. باور كنيد اين قضيه ربطي به فضاي تلخ و سياه فيلم ندارد. به بقيه فيلمها هم كه نگاه كنيد وضعيت مشابهي دارند. «خاطره» كه مثلا يك فيلم روانشناسانه بود هم از مشكل مشابه عدم درك زيبايي رنج ميبرد. مشكل بزرگتر اين فيلمها بازيگران هستند. فيلمي كه فيلمنامهاش اشكال روايي دارد،فرمش و اجرايش دچار ضعف است لااقل بايد بازيگري داشته باشد كه مخاطب را با خودش همراه كند. اما بازيگران اين چهار فيلم نهتنها مخاطب را جذب نميكردند كه دافعه هم داشتند. نميدانم مشكل بازيگري در سينماي ايران چيست كه حتي ستارههايمان هم نميتوانند جذاب ظاهر شوند.(منظور از جذاب بودن هم جذابيت ظاهري است و هم جذابيتي كه در حركات و حرف زدن يك بازيگر بايد وجود داشته باشد). مهناز افشار بازيگر نقش اول فيلم «خاطره»، برخلاف بازيهاي معمولش كه اتفاقا گرم و صميمي است، اينجا دستپاچه و لوس ظاهر ميشود. بازيگران سينماي ايران ديگر سادهترين ديالوگها را هم نميتوانند خوب بيان كنند. انگار بهقدري ديالوگهاي عجيب و غريب و پيچيده برايشان نوشته شده كه حرف زدن عادي و معمولي از يادشان رفته است. درحاليكه اگر به فيلمهاي تجاري و عامهپسند سينماي دنيا نگاه كنيد؛ ميبينيد كه در يك فيلم معمولي و حتي بد، بازيگر نقش اول چنان فنجان قهوهاش را به دست ميگيرد و با بازيگر نقش مقابلش سلام و عليك ميكند كه تماشاگر حتي نميتواند چشم از پرده بردارد. و صد البته كه مشكل از فيلمنامهنويسان ما هم هست كه گويي در اين دنيا زندگي نميكنند و با زن و شوهر و فرزند و پدر و مادرشان جور ديگري حرف ميزنند كه با مردم عادي كوچه و خيابان فرق دارند. خب معلوم است كه وقتي خود بازيگر حس و حال و معني ديالوگهايي كه ميگويد را درك نميكند، تكليف تماشاگر هم مشخص است. اين چهار فيلم همه رمق و انرژيام را در يك روز گرفتند. موخره: اين خطوط آخر را وقتي اضافه ميكنم كه «آتشكار» محسن اميريوسفي را هم ديدهام. صحبت مفصل دربارهاش بماند براي موقعي كه فرصت و جاي بيشتري در اختيار داشتيم. همينقدر بگويم كه خستگي يك روز ديدن فيلمهاي زشت و بيرنگ و بدون منطق داستاني را از تنمان بيرون كرد. نه به اين خاطر كه فيلم خيلي خوبي بود كه بعد از ديدن «خواب تلخ» توقعم از اميريوسفي بيشتر از اين حرفها بود، بيشتر به اين دليل كه ديدم هنوز هم سينماي ايران ايدههاي جديد و تازهاي دارد كه ميشود بهشان اميدوار بود. «آتشكار» پر بود از موقعيتها و سوژههاي خندهدار و بامزه. يك حميد فرخنژاد هم داشت كه بهنظرم بيشتر بهخاطر بازي در «به رنگ ارغوان» و كمتر به خاطر بازي در «آتشكار» امسال مستحق سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد است. ايدههاي اجرايي اميريوسفي خيلي خوب از كاردرآمدهاند. شوخيهايش زياد و هربار خندهدار است. اندازه شوخيهايش هم خوب است. نقطه قوت ديگر فيلم نابازيگراني است كه در حد و اندازههاي فيلم ظاهر ميشوند. خيلي جاها شوخيها با حضور و چهره و ميميك آنها معنا پيدا ميكند. «آتشكار»مشكل بزرگ خيلي از فيلمهاي طنزمان يعني كش دادن يا تكرار يك موقعيت بامزه را ندارد. اما ايراد مهم «آتشكار» اين است كه فقط در حد ايده و شوخي باقي ميماند. فيلمنامه انسجام و اوج و فرود ندارد. انگار فقط مجموعهاي از شوخيهاست كه كنار هم قرار گرفتهاند. به هرحال در برهوت فيلمهاي بيمزه و زشت، «آتشكار» نقطه روشني بود كه هنوز اميد را در ما زنده نگه ميدارد تا به ديدن فيلمهاي جشنواره ادامه بدهيم. بالاخره ما هم فيلممان را پيدا خواهيم كرد.
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 0:59  توسط
|
خانم ميلاني، قبول، همه ما مردها سروته يک کرباسيم. اما شما هم بيش از حد خوش خياليد. اما خيالتان راحت. فيلمتان ميفروشد. به هر حال فيلمتان موتورسواري و چند زن هنجارشکن و از همه مهمتر اکبر عبدي دارد. خيالتان راحت. نگران نقدها هم نباشيد. باز هم مثل هميشه از روانشناسهاي ناميتان در سراسر جهان بگوييد. مشکل فيلم شما به خاطر نمايش پس از به رنگ ارغوان نيست و حسن به رنگ ارغوان نيز نمايش قبل از فيلم شما نيست. خانم ميلاني صد جاي فيلمتان ميلنگد و شما انگار که نه انگار. باز هم مثل هميشه همه آنها را با ذکر اين حرف که در نگارش فيلمنامهتان از مشاوران روانشناس بهره گرفتهايد، پنهان کنيد. تمام هنر مشاوران شما در راستاي شخصيتپردازي به سياه کردن دندانهاي شخصيتهايتان خلاصه ميشود؟ اين چه خيال اشتباهي است که هرکس که مواد مصرف ميکند، دندانهاي سياهي دارد؟ آن هم مصرف مواد از نوع مدرنش و نه سنتي، يا تکهکلامها و ديالوگهاي به شدت ابتدايي شخصيتهايتان. در کدامشان ما بايد به دنبال تئوريهاي روانشناسي و روانکاوي و رواندرماني باشيم؟ همين که چند زن دست به تسويهحساب ميزنند يعني شما نقطه عطفي در زمينه طرح مسائل روانشناسي و اجتماعي در سينما ايجاد کردهايد؟ با اين وضع پس تکليف فيلمهايي نظير بمان (مارک فورستر) يا فيلمهاي هانکه چه ميشود؟ قصد مقايسه ندارم و اين كار، کار بسيار اشتباهي هم هست. اينها هيچ ارتباطي با هم ندارند و قياسشان منطقي نيست. اما چرا آنها بدون داشتن مشاوران شما اينقدر خوبند؟ تازه و سرحالند و اساسا سينما هستند. کاش فيلم شما، يک فيلم کوتاه 15 دقيقهاي بود يا يک گزارش از سطح شهر که اگر اينطور بود قطعا شخصيتهايتان دندانهاي سياه نداشتند و ملموستر بودند. خانم ميلاني تازه ميفهمم چقدر کار اشتباهي بود که از فيلمهاي قبليتان در حد يکي، دو مورد انتقاد کردم. آنها هيچ چيزشان نبود و ما اشتباه بزرگي را مرتکب شديم. آنها فيلمهاي شريفي بودند که لياقت ديده شدن نزد چشمان تماشاگران و مردم را به مراتب بيشتر از تسويهحساب داشتند. فيلمهاي قبليتان حتي در بدترين شرايط داراي اصول و قاعده بودند و به جاده خاکي نزده بودند. هنوز سينمايي فکر ميکرديد و خلق ميکرديد. اما امان از دست روزگار. خانم ميلاني قبول کنيد که فيلم شما خودش بايد حرف بزند و نه اينکه شما با سرکوفت مشاورانتان به سايرين طعنه بزنيد که شما سواد نداريد. شما بازي را شروع کرديد و بايد قواعدش را هم قبول داشته باشيد. اظهارنظر براي تمامي کساني که وقت ميگذارند تا فيلم شما را ببينند حق غيرقابل تصاحبي است؛ چه يک منتقد بيسوادي مثل من باشد و چه يک تماشاگر اين حق برايش محفوظ است. شما فيلمتان را ساختهايد. بقيهاش با تماشاگران؛ اين قاعده بازي است.
+
نوشته شده در سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 1:7  توسط
|
فيلم سينمايي تسويه حساب را مي توان اثري ديگر در نگاه زنانه و مرد ستيزانه تهمينه ميلاني قلمداد کرد و استفاده از الفاظ منفي براي مردها در اين اثر تاييدي بر اين مدعا است.
به گزارش خبرنگار فرهنگي ايرنا، فيلم سينمايي تسويه حساب که در نخستين روز از جشنواره بين المللي فيلم فجر در سينماي اهالي رسانه در برج ميلاد به نمايش درآمد از نکات مثبت و منفي متفاوتي برخوردار است و نگاه بسياري از اهالي رسانه به اين اثر سينمايي در روز نمايش مثبت نبود. اين فيلم که روايت چهار دختر قهرمان و البته تبهکار است نوعي تسويه حساب زنان با مردها محسوب مي شود و طبق معمول زن ها در اين فيلم مغضوب و مردها به گفته شخصيت هاي فيلم حيواني بيش نيستند. در حقيقت اتفاقات رخ داده براي زنان در گذشته سبب مي شود تا آنان تصميم بگيرند که از همه مردهايي که هوس بازند انتقام بگيرند و براي تفريح و البته کسب درآمد آنها را به زانو درآورند. استفاده از ادبيات فکاهي و الفاظي همچون حيوان، پست و... براي مردها که جزئي از زندگي بزهکاران در اين اثر سينمايي است در بسياري از سکانس هاي فيلم ديده مي شود و مرداني که از آزمايش زنان تبهکار سربلند بيرون مي آيند بسيار کمتر از کساني هستند که نمي توانند به همسر و فرزندان خود خيانت نکنند. از اين نکته نگذريم که فيلمساز در سکانس هايي نيز با انتقاد از زناني که در رابطه با مردان مقصرند تلاش مي کند تا کفه فيلم را کمي به سوي مردان بازگرداند اما در اين راه موفق نيست. داستان هاي فرعي فيلم نيز به نوعي نشان دهنده ظلم هايي است که به زنان شده و به قولي اين قشر از جامعه را به عنوان ظرفشوي و رختشوي مي شناسد. بازي بازيگران نيز قابل قبول است و در راستاي اهداف فيلمنامه پيش مي رود. همچنين فيلمبرداري اين اثر نيز مانند ديگر کارهاي ميلاني روندي سيال دارد که از ويژگي هاي کارهاي اين کارگردان سينماي ايران محسوب مي شود. ريتم فيلم در بخش هايي از اين فيلم برخلاف تصور، تند نيست و در جاهايي تکرار مکررات در به دام انداختن مردها به فيلم ضربه مي زند. همچنين موسيقي فيلم نيز همراه با داستان پيش نمي رود و در برخي از سکانس ها موسيقي بسيار قابل قبول و همراه فيلمنامه است. در کل مي توان تسويه حساب را تسويه حساب ميلاني با مردها قلمداد کرد هرچند که فيلمساز در انتهاي فيلم تلاش کرده تا با پاياني آرماني نشان دهد که بزهکاران مي توانند به زندگي در جامعه بازگردند و مردم نيز مي توانند اين قشر را بپذيرند اما سوژه فيلم درباره زندگي زنان بزهکار، به نقد مرد ها و تکريم زنان پرداخته است. به هرحال ديد ميلاني در اين اثر سينمايي اينگونه است و شايد نتوان از وي درباره نگاه زن سالارانه اش خرده گرفته و درباره اين اثر سينمايي غرض ورزي ها را بر نقد اساسي ترجيح داد. بايد قبول کرد نکات مثبتي نيز در اين فيلم وجود دارد که از جمله آن مي توان به تلاش براي پذيرش زنان بزهکار در جامعه اشاره کرد.
ایرنا :تهمينه ميلاني در تسويه حسابش بار ديگر به سراغ مضمون هميشگي اش رفته و ظلم مردان و جامعه مردسالار را نسبت به زنان به تصوير کشيده است.
به گزارش روز دوشنبه خبرنگار فرهنگي ايرنا ، ميلاني در فيلم "تسويه حساب"که دو سالي را در محاق به سر برده به عادت هميشگي اش، به سراغ فمينيسم افراطي رفته و زندگي چند زن بزهکار که براي گذران زندگي به شغل شريف کلاهبرداري از مردان هوسباز مي پردازند را دستمايه فيلمش قرار داده و براي مظلوميت آنان اشک مي ريزد!. فيلمنامه يک خطي و آبکي فيلم که شباهت هاي غريبي به سينماي هند داشته(از تاثيرات سفر کارگردان به هندوستان براي توليد فيلمي مشترک) و بخش عمده اي از فيلم به دزديدن مردان و تلکه کردنشان گذشته و تنها در پايان از طريق چند خط ديالوگ با مشکلات کاراکترهاي مظلوم فيلم آشنا مي شويم!.البته اين شگرد فيلمنامه نويسي ريشه در سينماي فارسي قبل از انقلاب داشته که کارگردان معناگراي سال گذشته زحمت احضار آن را کشيده است. در تسويه حساب عملا چيزي به نام شخصيت پردازي وجود خارجي نداشته و بيشتر با تيپ هاي گوناگون مواجه ايم تا کاراکترهاي با هويت.چرايي آن هم باز مي گردد به ساده انگاري و سرسري فيلمسازي که در چند سال اخير گريبان سينماي ايران را گرفته و دست بردار هم نيست!.زيبا به عنوان شخصيت مرکزي فيلم بسيار سطحي نوشته شده و اساسا جز اطلاعاتي ناقص در قالب ديالوگ هاي پراکنده ، چيز ديگري ارائه نمي شود. جالب اينکه تماشاگر بخت برگشته بايد براي چنين کاراکترهايي دل سوزانده و معصوميت آنان را در لابلاي ظاهر گول زنده شان مشاهده کند!. ميلاني به هيچيک از کاراکترهايش عمق نداده و تنها به نمايش کاريکاتوري از چنين زناني اکتفا کرده و جالب اينکه داعيه جامعه تراپي هم دارد!.فضاي زندان در بخش هاي ابتدايي فيلم بيشتر به يک جوک شباهت دارد تا واقعيت و فضاي حياط دبيرستان در يک زنگ تفريح را تداعي مي کند. شخصيت هاي ديگر داستان که از سر تصادف در دوازده سالگي و به زور شوهر داده شده اند ، بسيار خنثي بوده و تماشاگر جز مقداري بد دهني و ... چيز ديگري از آنها دستگيرش نمي شود.حال در کنار اين زنان مظلوم و قرباني ! مرداني ديو صفت و عاري از وجوه انساني را داريم که وجه اشتراکشان فسادشان است!!!. البته ميلاني تنها يک مرد را واجد خصوصيات مثبت دانسته که او هم کسي نيست جز مهندس محمد نيک بين همسر خانم کارگردان!. ازالباقي آنها جز زشتي و پليدي چيزي نمي بينيم.از مهندس آمريکا رفته با شش بچه گرفته تا تاجر شهرستاني و تازه داماد در شب عروسي اش !. البته شوهر خواهر مريم با بازي پر از اغراق و اعصاب خردکن حامد بهداد را هم بايد به اين جمع خبائث اضافه کرد . در تسويه حساب به شخصه اثري از کارگردان باهوش و متعهد به اجتماع فيلم دوزن نديده و با کارگرداني مواجه شدم که سينما را با سخنراني اشتباه گرفته و خطابه هاي طولاني اش جز خنداند ن تماشاگر کارکرد ديگري ندارد.ميلاني در اين فيلم تلکه کردن زنان فيلمش را شرافتمندانه تر از خيلي کارهاي ديگر دانسته و در واقع سياهي را با سياهي مي شويد. اين کارگردان با سابقه سينما که فيلم هاي خوبي را هم از او ديده ايم با شتابزدگي و در عين حال بي حوصلگي اين فيلم را ساخته و نما به نماي فيلم به اين موضوع شهادت مي دهد.موسيقي فيلم ساخته ناصر چشم آذر کماکان مانند فيلمفارسي هاي قديم به مصداق طبل بزرگ زير پاي چپ عمل کرده و جاهايي هم ديالوگ ها را پوشانده است. متاسفانه ميلاني در آستانه پنجاه سالگي يک بار ديگر به جاي نقد جامعه مردسالار با نگاهي منصفانه ،صرفا به جيغ و دادهاي فمينيستي افراطي پرداخته و چون تنها به قاضي رفته طبعا راضي هم برگشته است.
خبرگزاري آريا- فيلم سينمايي "تسويه حساب" ساخته تهمينه ميلاني که چند سال توقيف شده بود دقايقي پيش با حضور عوامل فيلم- اهالي سينما و رسانه ها به نمايش درآمد. به گزارش خبرنگار سينمايي آريا "تسويه حساب" در حالي امروز به نمايش درآمد که تهمينه ميلاني- محمدرضا نيک بين- مهناز افشار- السا فيروزآذر- بهاره افشاري-محمدرضا زرين دست نيز در سالن نمايش رسانه ها حضور پيدا کردند. گفتني است اين فيلم روايتگر داستان چهار دختر بزهکار است که درگير اتفاقات مختلفي مي شوند مهناز افشار- لادن مستوفي- السا فيروزآذر- بهاره افشاري- اکبر عبدي- سياوش طمهورث- رضا عطاران- حامد بهداد- محمدرضا شريفي نيا و شهره لرستاني به ايفاي نقش پرداختند. لازم به ذکر است در حال حاضر "تسويه حساب" با حضور عوامل اين فيلم نقدوبررسي مي شود.
خبرنگار خبر گزاری جمهوری اسلامی بيان اين كه اين فيلم مانيفست ناتمام دنياي زنانه «تهيمينه ميلاني» عليه دنياي مردانه است، گفت: «تسويه حساب» چيز تازهاي به مخاطب عرضه نميكند.
"حسن معظمي" در گفتو گو با خبرنگار سينمايي فارس در مورد فيلم "تسويه حساب " آخرين ساخته تهمينه ميلاني، اظهار داشت: اين فيلم مانيفست ناتمام دنياي زنانه "تهمينه ميلاني " بر عليه دنياي مردانه است. وي در ادامه افزود: فيلم "تسويه حساب " به رغم هياهوي بسيار كارگردان، در ادامه آثار زنانه اين فيلمساز ساخته شده و همچنان بيانگر ديدگاه افراطي كارگردان نسبت به جامعه، به تعبير او "مردسالارانه " است. سردبير خبرگزاري سينماي ايران- راه فيروزه در ادامه افزود: "تسويه حساب " داستان زنانهاي است كه هر يك در گستره زندگي خصوصي خود به مصائب و مشكلاتي رو به رو بوده و هر يك از نزديكترين افراد خود (مادر، ناپدري،اطرافيان و ...) ضربه خوردهاند و نسبت به يكديگر خشم مهارناشدني دارند. معظمي تصريح كرد: "تسويه حساب " به رغم دست گذاشتن روي آسيبهاي اجتماعي به دليل محدود نگري و يكسو نگري كارگردان دچار غلو در بسياري از موارد و سكانسها به نوعي اغراق گفتاري و رفتاري مواجه شده است. معظمی در ادامه افزود: جامعه در "تسويه حساب " (ميلاني) بيرحم، دورو و در عين حال درنده به نسبت زنان تصوير شده و مردان جملگي سياه و در پارهاي از موارد به خواسته كارگردان به تصوير كشيده شده است كه نامفهوم و شعاري به نظر ميرسد. او گفت: "مريم "، "سارا " و "زيبا " شخصيتهاي محوري فيلم "ميلاني " هر يك قرباني سوء استفاده اطرافيان خود و تلقي نادرستي از دنياي زنانه هستند. شخصيتهايي كه در مواجهه با اين تلقي نادرست تصميم به انتقام از مردان گرفته و خود مجري قانون نانوشته خود هستند.، آنها خود حكم صادر ميكنند و خود نيز مجري قانون هستند. زنان داستان "ميلاني " شبيه "رابين هود " نيستند بلكه شبيه به ذهن كارگردان و برگرفته از برداشتهاي او هستند. وي در پايان گفت: به هر سوي "تسويه حساب " به رغم گمانهزنيها كه بايد اثري متفاوت ميشود، چيز تازهاي به مخاطب عرضه نميكند و روايت متفاوتي از كارگردان كه خود برائت از دنياي زنانه ساخته بود را نمايان ميسازد.
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 21:42  توسط
|